ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

نژاد یهودی از دیدگاهی علمی


چرا برخی بیماری‌ها در یهودیان بیشتر است؟ مرجان یشایایی؛ گفتگویی با دکتر بابک بهنام، متخصص ژنتیک بالینی تاریخ قوم یهود به‌خصوص در یکصد سال گذشته آمیخته با نظرات نژادی از دیدگاه‌های متفاوت بوده است. دسته‌ای یهود را نژاد برتر می‌دانستند و شاید می‌دانند و عده‌ای دیگر در سوی دیگر این طیف یهودیان را نژاد پست قلمداد کرده‌اند. هرچه بوده ، چه برتر یا فروتر، آبشخور طرح دیدگاه‌های افراطی شده که اوج آن در زمان آلمان هیتلری 6میلیون یهودی را روانه کوره‌های آدم‌سوزی در سراسر اروپا کرد، اما علم ژنتیک امروز خوشبختانه در جایی دیگر نشسته تا یاری‌رسان انسان باشد نه وسیله‌ای برای پیشداوری یا نسل‌کشی. دکتر بابک بهنام را به واسطه دوستی قدیمی ملاقات کردم و فرصتی دست داد تا در فرصت کوتاهی که به ایران امده بود، گفتگویی اختصاصی داشته باشیم. دکتر بابک بهنام ، متولد شیراز، دانش‌آموخته پزشکی در ایران است که پس از گرفتن تخصص ژنتیک از...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد ورنج (32): داوید لوبروتون برگردان ناصرفکوهی و فاطمه سیارپور


درد در مراسم پاگشایی، از هرگونه رنجی خالی است، و برعکس روزنه و دروازه‌ای است گشوده به سوی زمانی که از راه می‌رسد، جلوه‌ای نو، قاطیعتی از تغییر در موقعیت فرد، جای گرفتن خوشبخت او در گروه. «آزمون‌های پاگشایی دردهایی هستند که به سوی یک معنا هدایت می‌شود. این نظم، این معنا در آن واحد هم به شما تعلق دارد و هم به جهانی که ما برگزیده‌ایم،یا کسیکه ما را برگزیده است» (ژولین، 1993، 55). در حالی که درد ناشی از بیماری یا تصادف، آکنده از رنج است، از انفراد، خُرد شدن در لحظه حال بی‌‌آنکه چشم اندازی در کار باشد، بی‌آن که معنایی پیش رویمان باشد. درد پاگشایانه دارای یک بُعد هویتی است، این درد، فرد را در احساس مشترکی [با گروه] قرار می‌دهد و قابلیت او را در تحمل بالا می‌برد، این درد که همه گروه در آن مشارکت می‌کنند، به همین دلیل سبک‌‌تر است و از حادترین...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج / داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیار پور 


  بخش بیست و ششم: دگردیسی درد  اگر درد ِ ناشی از یک بیماری یا پی آمدهای یک حادثه ،  دچار  دگردیسی شود  این روند در جهت بهتر یا بدتر شدن خواهد بود. شکی نیست که درد، پس از آنکه پشت سرگذاشته شد، صرفا نوعی  یادآوری نسبت به هستی است  گونه ای از آنچه باید در جمله معروف «به یاد داشته باش که باید بمیری» [ پانویس: جمله ای در تاریخ مسیحیت به لاتین memento mori ت. م.] ببینیم. بسیاری از بیماران بر آن هستند که دوره  درد خود را به مثابه  آگاهی یافتن نسبت به شانس  خویش نسبت به تجدید زندگی شان، تجربه کرده اند. این بیماران، می گویند: حال که تجربه درد را پشت سر گذاشته اند، از آن درس گرفته اند. خروج از رنج و درد  دارای نوعی فضیلت است که خویشتن را تغییر می دهد. این خروج  به ما شکنندگی مان را یادآوری می کند و از...
ادامه خواندن

نقد سیستم آموزش دانشجویان پزشکی در ایران: دیدگاهی انسان­شناسانه


  چند صباحی­ است که جامعه پزشکان، از سوی گروه­های خاصی، با هدف­ها وانگیزه­های متنوع مورد هجوم و اتهام قرار گرفته است. مسلما این جامعه، همچون هر جامعه صنفی دیگری در دنیا، و به ویژه در ایران، خالی از اشکال نیست. حتی بسیاری از فعالان حوزه پزشکی پیشتر و بیشتر از دیگران دل­نگران برخی تغییراتِ اخلاقی در این حوزه مهم، که با جان و مال مردم سر و کار دارد هستند. در واقع نخستین انتقادات و جدی­ترین آن­ها از سوی افراد دل­سوز از داخلِ خودِ حوزه پزشکی مطرح شده است. این نوشته قصد دارد تا در کنار تمرکز و نقد شیوه­های آموزشی دانشجویان پزشکی، به انتقاد از روش و بینش نقادان این حوزه نیز پرداخته و بستری را برای نقد آگاهانه­تر حوزه پزشکی فراهم آورد.  متاسفانه بیشتر نقدها به جامعه پزشکی، مخصوصا نقدهای جامعه­شناختی، نسبت به این امر مهم که جامعه پزشکی، قبل از هر چیز یک «جامعه» است، غفلت...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (20)


  برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  درد ناپیدا در زندگی روزمره و در خلال دیدارهای متعارف کسی که رنج خود را پنهان می‌کند یا آن را بی‌سروصدا تحمل می‌کند از احترام بیش‌تری در نزد دیگران برخوردار است تا کسی که به رفتارهای دردمند و درد خود را که به نظر مردم باید امری خصوصی باقی بماند، به رخ بکشد. چنین فردی به صورت خطرناکی خود را در معرض تحقیر افراد پیرامون خود یا دیگرانی قرار می‌دهد که در جهان اجتماعی او حضور دارد. هر گونه که بتوان آن را «مبالغه‌آمیز» در بیان درد نامید به مثابه هیاهوی بی‌جا و بی‌فایده تلقی می‌شود. به این ترتیب گزاره درد بر اساس مخاطبین گوناگونی شکل می‌گیرد که فرد با آن‌ها روبروست و به شکلی از رفتار یک‌سان استناد نمی‌کند بلکه از رفتارهایی هم‌چون تغییر لحن سخن‌گفتن، سکوت‌ها و اشاره‌های متناسبی نسبت به مخاطبین خاص خود استفاده می‌کند. درد مزمن موقعیت فردی و...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (19)


برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور   بخش 19 در نظر بیمار تشخیص یک علت برای درد نوعی بازگشت به جهان است. این برای او به معنای آن است که می‌تواند بار دیگر خود را بازسازی کند گویی سرانجام، هستی او منشأیی یافته است و از این پس می‌تواند در یک نظم زمانی قرار گرفته و ضرورتاً به سوی درمان پیش رود. پیداشدن یک «علت» برای درد آشوب درونی بیماری را از میان برود، بدان انسجام بخشیده و به بیمار امکان می‌دهد به گونه‌ای نمادین بر آن اشراف یابد. برای بسیاری از بیمارانی که به سرطان مبتلا می‌شوند پیوندی میان روایت بیماری با رفتار یا ضربه‌ای که به آن‌ها وارد آمده، نوعی گسست در هستی‌شان به وجود می‌آید؛ گسستی که ظاهراً به فرایندی دامن می‌زند که حرکتی دوگانه را برمی‌انگیزاند: بیمار در آنِ واحد هم قربانی است و هم هم‌دستی برای درد. برای نمونه به یادآوردن عادات منفی مثل سیگارکشیدن...
ادامه خواندن

انسان شناسی پزشکی


انسان­شناسی از روزهای آغازین مساله سلامت، بیماری، درمان و پزشکی را مورد مطالعه خود قرار داده است. اما حدود پنج دهه است که این مطالعات به شکل سازمان­یافته و تخصصی با موضوعیت پزشکی، بدن و بهداشت انجام شده و به عنوان گرایشی جدید تحت عنوان انسان­شناسی پزشکی مطرح شده است  (Sobo, 2004, Young and Rees, 2011, Alexandrakis, 2011, Barnard and Spencer, 1996). علاقه انسان­شناسی به پزشکی، بیماری، و مرگ به آغاز این رشته در دهه 1870 بازمی گردد. بیماری و درمان برای انسان شناسان قرن 19 یک حوزه با مرزهای بسته و مشخص نبود. آنها که موجود انسانی را در حال گام برداشتن بر روی یک نردبان افقی از جادو، به چندخداپرستی، تک­خداپرستی و در نهایت علم­گرایی می­دیدند، در خلال مطالعه بر روی علایق مشترک، یعنی دین، جادو و سحر به طور اتفاقی با موضوع بیماری و درمان نیز برخورد می­کردند (Young and Rees, 2011:592).  اگر به مطالعات انسانشناختی از...
ادامه خواندن

انسان شناسی رنج و درد(18)


برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  بخش18  بیمارانی که از دردهای سرکش رنج می‌برند این تجربه را از سر گذرانده‌اند که درون مارپیچی بی‌پایان وارد می‌شوند که در آن پرگویی پزشک در نقش یک قاضی مردد ظاهر می‌شود که باید دائماً او را نسبت به شدت درد متقاعد کرد و به هیچ عنوان نمی‌توان واقعیت درد را به صورت بدیهی نشان داد. به صورتی که اگر عوامل بیولوژیک قابل مشاهده نباشند تنها چیزی که باقی می‌ماند اعتماد پزشک به گفتار بیمار است که خود را به ضرورتی اخلاقی و حتی بالینی بدل می‌کند. در زمانی که بیمار در تعلیق به سر می‌برد و در آرزوی آن است که سرانجام معنایی برای دردی که می‌کشد بیابد و فراتر از این به انتظاری که شدیداً دارد و آن این که بیماری یا مشکلش شناسایی شده و یک واکنش درمانی سرانجام ممکن شود. در این زمان است که بیمار از خلال تشخیص بار...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج(17)


  برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  بخش 17  دردهای شورشی درد شدید ترجمان خود را در زخمی می‌یابد که بر سلول‌ها نقش می‌زند، نوعی گرفتگی، این درد کارکردی کشنده در خود دارد که هدف از آن حفاظت از فرد است هرچند که این وظیفه حفاظتی را با به رنج‌درآوردن فرد به انجام می‌رساند. این درد تا زمان درمان‌یافتن ادامه می‌یابد و عموماً همراه با بهبود بافت زخمی‌شده قابل مدیریت است. این دردی است که می‌توان آن را با قرص‌های مسکن آرام کرد، اگر یک شکستگی باشد با یک آتل بر روی محل شکستگی یا با دوره‌ای از بی‌حرکتی آرام گیرد. درد شدید در نظم چیزها جای دارد. زیرا فرض بر آن است که بیش از چند روز به طول نخواهد کشید. و در جوامع ما اشکال مناسکی متفاوتی برای چنین موقعیت‌هایی وجود دارند. افرادی که به صورت موقت درد می‌کشند از کارهای معمول خود معاف شده و اگر خطایی...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج(16)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  بخش 16    تولستوی در مرگ ایوان ایلیچ دست به توصیف  ِتخریب تدریجی  ِ رابطه میان قاضی و همسرش می‌زند؛ همسری که قادر نیست اضطراب او و دردش را درک کند. و خود این قاضی هرچه بیش از پیش از این که نمی‌توانند وضعیت او را بفهمند برآشفته است و این امر سبب می‌شود که دافعه بیش‌تری نسبت به خود ایجاد کند. بدین‌ترتیب سوء‌تفاهم از هر دو طرف افزایش می‌یابد:«مشاجره‌ها میان زن و شوهر بیش‌تر و بیش‌تر شده و به سختی بسیار می‌توانند آن‌ها را از انظار دیگران بپوشانند[...]». زن که اطمینان دارد همسرش شخصیتی نفرت‌آور دارد و سبب بدبختی زندگی او شده است دغدغه سرنوشت شوم خود را دارد. و هر اندازه بر این سرنوشت بیش‌تر دل می‌سوزاند نفرت بیش‌تری نیز از همسر خود پیدا می‌کند. قاضی قادر نیست رنج خود را به زبان بیاورد.  هرکاری که می‌کند بازهم همه به...
ادامه خواندن

انسان شناسی رنج و درد(12)


برگردان: ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  بخش 12 رنج به مثابه مرگی هم‌اکنون حاضر زمانی که درد ضربه خود را آغاز می‌کند به نظر پدیده‌ای پایدار نمی‌آید، یورش آن این فکر را ایجاب می‌کند که دیر یا زود با یک کنش پزشکی می‌توان آن را از میان برد( هیلبرت، 1984، 367). اگر چنین نبود درد غیرقابل تصور می‌شد و هستی را پریشان می‌کرد. زمانی که درد برای اولین بار آغاز می‌شود، هیچ‌کس نمی‌تواند تصور کند که در قدم نخست تجربه‌ای قرار دارد که می‌تواند ماه‌ها و بلکه سال‌ها به طول بیانجامد. دردی که درمانی نداشته باشد و روز به روز ادامه یابد، چهره پدیده‌ای تحمل‌ناپذیر را به ما می‌نمایاند. ابزارهای پزشکی در اینجا شکست می‌خورند. سرچشمه‌های قدرت فرهنگی و شخصی دیگر قابلیتی در خود ندارند، ارزش‌های تحمل و صبر در اینجا به رغم تجربه‌ها و مهارت‌هایشان در بازداشتن درد ناکامند. بیمار خود را در انفراد می‌یابد زیرا به حال خود...
ادامه خواندن

درد (11)، داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور


امروزه اگر به مسئله‌ی رابطه با درد بپردازیم، می بینیم سنت کاتولیک خود را نسبت به ارزش‌های دوران خویش گشوده است. درد بُعد رهایی‌بخش و عاملیت خود را در پختگی ِ فرد مؤمن در دوران معاصر از دست داده است، دورانی که ابزارهای مبارزه با درد نیز افزایش زیادی یافته و قابلیت های دسترسی ساده‌ای نیز به آنها وجود دارد. کلیسای کاتولیک امروز، مؤمنان خود را در استفاده از هیچ ‌نوع  از ابزار های کاهش درد منع نمی کند و هرچند الهیات مسیحی تا مدت‌های بسیار زیادی بر رنج مسیح مصلوب تأکید داشت، امروز تأکید خود را بر عشقی قرار می‌دهد که در قربانی‌شدن او وجود داشت. «آن چه سبب جبران] گناهان[ یا نجات] مؤمنان[ می‌شود، نه در خود رنج مسیح، بلکه در بطن این رنج یعنی در این نکته نهفته است که وی به رغم آن توانست انسانی تماماً آکنده ازایمان امید و عشق باقی بماند»(ترونه، 1990، ...) بدین...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج(9)


  با همکاری  فاطمه سیارپور رنج، مرز میان امر درونی و امر بیرونی را از میان می‌برد. مرزی که به انسان امکان می‌دهد از هستی خود لذت ببرد زیرا می‌داند جهان در برابرش قرار دارد. درد مرزهایی را که فرد معمولاً برای احساس‌کردن خود می‌شناسد را تخریب می‌کند و گروهی از پیامدهای فیزیکی را به وجود می‌آورد: کاهش قدرت مقاومت، ضعیف‌شدن، ناتوانی کارکردی، سرگیجه‌ها، احساس تهوع، بی‌اشتهایی، اختلال خواب، دریافت نامناسب تصویر خویشتن ... و همچنین گروهی از پیامدهای روانی را: بی‌علاقگی نسبت به جهان، مشکل تمرکز داشتن، احساس افسردگی اضطراب. همچنین فرد با پیامدهای اجتماعی روبروست: کاهش فعالیت‌های مربوط به روابط اجتماعی، وابستگی شدید به دیگران، عدم علاقه به اشتغال به عادت‌های همیشگی، از میان‌رفتن حس لذت جنسی. و پیامدهای روحی: از میان‌رفتن حس زندگی، ازدست‌دادن باورهای دینی یا برعکس افزایش اعتقاد به مثابه آخرین پناهگاه، و غیره. دردهای مزمن در نزد بسیاری از بیماران احساسی تراژیک نسبت به...
ادامه خواندن

کتاب مرجع مرگ و مردن


.      درباره پدیدآورنده گردآورنده مجموعه مقالات متنوع و موضوعی حاضر در این دو جلد کتاب راهنما با عنوان "کتاب مرجع  مرگ و مردن"  (Handbook of Death and Dying)، کلیفتون بریانت(1932-2010) جامعه شناس و استاد دانشگاه ویرجینیا تک و کنتاکی غربی بوده است. پروفسور بریانت همچنین استاد افتخاری دانشگاه ملی تایوان نیز بوده اند. وی این دو جلد کتاب را در سال 2003.م زیر نشر برد و کتاب مشابهی با عنوان "دانشنامه مرگ و تجربۀ انسان" را در سال 2009.م منتشر کرد. محتوای کتاب مرگ به عنوان امری فیزیولوژیک، پدیده ای به غایت اجتماعی نیز هست. هر جامعه ای به طور مشخص و آگاهانه رفتارهای فردی خاص اعضای خود را در قبال مرگ و مردن شکل می دهد. این الگوهای رفتاری برآمده از فرهنگ آن جامعه در ارتباط با نهادهای خانواده، اقتصاد، سیاست، آموزش و مذهب وارد عمل می شوند و در سطح اجتماعی متبلور می گردند. «کتاب مرجع  مرگ...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (8)


با همکاری فاطمه سیارپور    1 درد خویشتن «بهشت باید جایی باشد که دردی بازمی‌ایستد اما این بدان معنی است که تا زمانی که درد نداشته باشیم نمی‌توانیم بهشت را تجربه کنیم! و این چیزی است که نمی‌دانیم.» ل.گوستافسون مرگ یک زنبوردار درد رنج است درد پدیده‌ای است که دریافت و عاطفه را در هم می‌آمیزد، یعنی معنا و ارزش را. بدن نیست که درد می‌کشد بلکه فرد است که در معنا و ارزش زندگی‌اش درد را احساس می‌کند. درد بیمار، از رنجی است که او را به ستوه می‌آورد. ورطه‌ای که همه‌توان او را درون خود می‌کشد و هیچ چیز برای زندگی روزمره‌اش باقی نمی‌گذارد. درد به مثابه یورشی به قلب احساس هویت، ناشی از بیماری یا بازمانده‌های یک تصادف همه پیوندها را با فعالیت‌های آشنا از هم می‌گسلد. درد رابطه با نزدیکان را مشکل کرده، و تمایل به زیستن را از بین برده یا کاهش می‌دهد. درد رنج...
ادامه خواندن