ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

اصالت و رسالت ادبی در دهه چهل (2)


کمتر از یک سال قبل از قیام پانزده خرداد 1342، عبدالعلی دست‌غیب در نقد «انتری که لوطیش مرده بود» (اثر صادق چوبک)، در مجله راهنمای کتاب می‌نویسد، هر چند کتاب چوبک در همان زمان خودش (1328) مورد توجه خوانندگان و منتقدین قرار گرفت، اما به دلیل برخی ملاحظات بررسی جدی نشد. دست‌غیب معتقد است که امروز (دی1341)، شرایط به گونه‌ای است که بررسی مجدد کتاب در"محیط بازتر و روشن‌تری" انجام می‌گیرد. ظاهراً از گفته دست‌غیب چنین برمی‌آید که در سال 1341، منتقدان از فضای اجتماعی آزادتری برخوردار بودند که باعث می‌شد تا درباره بسیاری از مسائل گفت‌وگو کنند. وی آثار منتشر شده‌ی چوبک تا آن زمان را انعکاس طبیعی جامعه می‌داند، و به عنوان "رئالیسم تلخ و خشن" ارزیابی می‌کند؛ ضمن آن‌که به جایگاه «آزادی» نیز در آثار چوبک می‌پردازد. آزادی‌ای که به باور منتقد در کتاب مزبور وهمی بیش نیست. دست‌غیب می‌نویسد: "در داستان «انتری که لوطیش مرده بود»،...
ادامه خواندن

اصالت و رسالت ادبی در دهه چهل (قسمت اول)


زهره روحی «به یاد محمد نفیسی و به پاس دوستی هزار ساله‌مان ...» یاد‌داشت نقد ادبی، در صورتی پاسخ مناسبی است به هستی‌شناسی انسان، که به شرایط تاریخی، اجتماعی و سیاسیِ زمانه‌ وفادار باشد. در این حالت، سکونت‌گاهش به لحاظ عاطفی، منابع ادبی ـ تاریخیِ مالامال از شورِ هستی است؛ خلاق و توانا در رابطه‌ی شکلی و ماهویِ چیزی که به آن اثر هنری می‌گوییم؛ سرشار از انگیختگی و قدرت تعاملاتیِ جهان و مخاطب. موقعیتی مناسبِ حال انسانِ ادبی: هم‌خانه‌ شاعر، هستی‌شناس و مورخ: سوژه‌های آگاه به وضعیت انضمامیِ انسان در جهان؛ رازدارانِ انعطاف‌پذیری، به مثابه شرط حضور و بودن؛ و از این‌رو آگاه به ناپایداریِ حد و مرزها، ثبات، امرِ پایدار و ابدی. حتا در مفهومِ مرگ و محدوده‌ی جغرافیای هستی‌شناسانه‌ آن، زیرا هیچ مرگی بدون توأمان خود یعنی درکی هستی‌شناسانه‌ی از آن، وجود ندارد. پس آن‌چه آگاهانه یا ناخودآگاه برای انسان ادبی مهم است، طورهاست؛ نحوه‌‌‌ی درکِ چیزها....
ادامه خواندن