ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

درآمدی بر رابطه میان توسعه و نابرابری


نوگرایی بستری است که امکان کاربست الگوهای نوسازی را فراهم می‌سازد. اگر چه نوگرایی خود بازگوی اراده وخواست تحول و رفاه است، اما یکی از مهمترین پیامدهای نوسازی تشدید تمایزات طبقاتی در جامعه است.  در جهان سوم که در پنج دهـۀ اخیر عرصه کاربست انواع الگوهای توسعه بوده است، بخش اعظم جمعیت با فقر دست به گریبان بوده واز حداقل امکانات رفاهی محروم‌اند در نتیجه شناخت پویایی و ابعاد نابرابری‌های اجتماعی در این جوامع می‌تواند ابزار لازم برای ترسیم تصویر روشنی از میزان کارآرایی و بهره‌وری الگوهای توسعه به دست دهد. اطلاعات نشان می‌دهد که به رغم تشبث بسیاری ازکشورهای درحال توسعه به الگوهای توسعه این کشورها همچنان با پدیده تشدید فقر و هم با افزایش تعداد فقرا روبرو هستند. به این ترتیب این سوال پیش می‌آید که چرا الگوهای توسعه به رغم همه تلاش‌هایی که برای ایجاد و اجرای آن‌ها به کار بسته شد در عمل قادر به محو...
ادامه خواندن

هنر (جنبه‌های فرهنگی) بازارِ هنر (۴)


ریموند مولن، اَلَن کِمن || برگردان سام محتشم مسلّماً یک بازار هنر وجود ندارد، بلکه چندین بازار هست. وجه تمایزِ اساسی مابین بازار کارهای «کلاسیک» قرار می‌گیرد، در مفهوم «طبقه‌بندی‌شده»، ادغام‌شده در میراثِ تاریخی، و بازارِ کارهایِ کنونی. الگوی اشارت‌گر برای مجموعِ این بازارها مربوط به تشکیلِ ارزشِ شاهکار باستانی است، که با برتری هنری و کمیابی بی‌اندازه‌اش مشخص می‌شود. بازار که، دست‌کم تاحدی، بازشناسیِ اجتماعی آفرینندگان و ابزارهای معیشیتی‌شان به آن بستگی دارند بازارِ هنرِ معاصر است. از سال‌های ۱۹۷۰، هر آن دو از بحراني گذشتند که مداخله‌اي فزاینده را در قدرت‌های همگانی فرا می‌خواند. ۴. بحرانِ بازار و بی‌هنجاریِ زیبایی‌شناختی بحرانِ مجموعِ بازارِ هنر به سال ۱۹۷۵ بر می‌گردد. به وضعییتِ کلیِ اقتصادی مربوط می‌شود،‌اما با ‌روش مشابه به بخش‌های گوناگونِ بازار دست نمی‌یابد. بااین‌همه، با انتقادپذیری کم‌تر از انتقادپذیریِ هنرِ به‌شدت معاصر، بازارِ کارهای هنری ورودی‌های تاریخ دشواری‌های خاص خود را می‌شناسند. کمیابیِ عرضه بر رقابتِ درونی...
ادامه خواندن

هنر (جنبه‌های فرهنگی) بازارِ هنر (۳)


ریموند مولن، اَلَن کِمن برگردان سام محتشم مسلّماً یک بازار هنر وجود ندارد، بلکه چندین بازار هست. وجه تمایزِ اساسی مابین بازار کارهای «کلاسیک» قرار می‌گیرد، در مفهوم «طبقه‌بندی‌شده»، ادغام‌شده در میراثِ تاریخی، و بازارِ کارهایِ کنونی. الگوی اشارت‌گر برای مجموعِ این بازارها مربوط به تشکیلِ ارزشِ شاهکار باستانی است، که با برتری هنری و کمیابی بی‌اندازه‌اش مشخص می‌شود. بازار که، دست‌کم تاحدی، بازشناسیِ اجتماعی آفرینندگان و ابزارهای معیشیتی‌شان به آن بستگی دارند بازارِ هنرِ معاصر است. از سال‌های ۱۹۷۰، هر آن دو از بحراني گذشتند که مداخله‌اي فزاینده را در قدرت‌های همگانی فرا می‌خواند. ۳. تبلیغِ اَوان‌گاردانِ بین‌المللی نسبتاً آسان است بازار هنرِ معاصر را درتقابل با بازارِ هنرِ باستانی تعریف کرد. عرضه به‌طوربالقوه مبهم است و ارزیابیِ ارزشِ زیباشناختی به‌واسطه‌ی ابهام حاکم. بازنوزاییِ پیاپیِ اَوان‌گاردان و هماوردیِ ایدئولوژی‌هایِ هنری، در جریان واپسین دهه‌ها، هر توافقِ تخصصی را در نقدِ زیباشناختی نهی کرده که حال نقدگری‌هایِ هنر، متصدیانِ موزه...
ادامه خواندن

هنر (جنبه‌های فرهنگی) بازارِ هنر (2)


ریموند مولن، اَلَن کِمن  برگردان سام محتشم مسلّماً یک بازار هنر وجود ندارد، بلکه چندین بازار هست. وجه تمایزِ اساسی مابین بازار کارهای «کلاسیک» قرار می‌گیرد، در مفهوم «طبقه‌بندی‌شده»، ادغام‌شده در میراثِ تاریخی، و بازارِ کارهایِ کنونی. الگوی اشارت‌گر برای مجموعِ این بازارها مربوط به تشکیلِ ارزشِ شاهکار باستانی است، که با برتری هنری و کمیابی بی‌اندازه‌اش مشخص می‌شود. بازار که، دست‌کم تاحدی، بازشناسیِ اجتماعی آفرینندگان و ابزارهای معیشیتی‌شان به آن بستگی دارند بازارِ هنرِ معاصر است. از سال‌های 1970، هر آن دو از بحراني گذشتند که مداخله‌اي فزاینده را در قدرت‌های همگانی فرا می‌خواند. ۲ . بازارِ هنرِ باستان بازارِ هنرِ باستان برای کمیابی و داوریِ تاریخی است. هر کار تک و بی‌بدیل است: در فرضیه‌ی ایده‌آل، به‌راستی کالایِ منحصری است از کارِ مشترکِ آفریننده‌اي خاص. عرضه‌ی بالقوه تثبیت شده است و کمیابی درحال افزایش. کمیابیِ هنری، آشکارا، میزان برتری‌های‌شان را در بر دارد. بنابر سلسله‌مراتبِ کیفیِ کارهای هنری...
ادامه خواندن

هنر (جنبه‌های فرهنگی) بازارِ هنر (I)


ریموند مولن، اَلَن کِمن || برگردان سام محتشم مسلّماً یک بازار هنر وجود ندارد، بلکه چندین بازار هست. وجه تمایزِ اساسی مابین بازار کارهای «کلاسیک»، در مفهوم «طبقه‌بندی‌شده»، ادغام‌شده در میراثِ تاریخی، و بازارِ کارهایِ کنونی قرار می‌گیرد. الگوی اشارت‌گر برای مجموعِ این بازارها مربوط به تشکیلِ ارزشِ شاهکار باستانی است، که با برتری هنری و کمیابی بی‌اندازه‌اش مشخص می‌شود. بازار که، دست‌کم تاحدی، بازشناسیِ اجتماعی آفرینندگان و ابزارهای معیشیتی‌شان به آن بستگی دارند بازارِ هنرِ معاصر است. از سال‌های ۱۹۷۰، هر آن دو از بحراني گذشتند که مداخله‌اي فزاینده را در قدرت‌های همگانی فرا می‌خوانند. .1 تعریفِ اجتماعی و ارزشِ اقتصادیِ کارِ هنری تعریفِ اجتماعی از هنر که بنابرآن شرح‌گری می‌کنیم میراثي است از سده‌ی نوزدهم. کار هنری، تولیدِ کارِ تقسیم‌نشدنیِ آفریننده، از روی منحصربودن، اَصالت و بی‌دلیل‌بودنش تعریف می‌شود. این تعریف، زیر سوال رفته اما غالب، تولیدِ تاریخي است در جریانِ آنچه هنر را خودمختار می‌کند، درحالی‌که میان...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش پایانی)


ایو میشو، ریموند مولن   برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده (=مبتذل) یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .5 بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش چهارم، قسمت سوم)


ایو میشو، ریموند مولن  برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .5 بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان حوزه‌ی فرهنگی...
ادامه خواندن