ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

معرفی کتاب پیرشالیار


نام کتاب: پیر شالیار و آیین جشن باستانی پیر در هورامان نویسنده: رئوف محمودپور زبان: فارسی تعداد جلد: 1جلد سال چاپ: 1394 تعداد صفحات: 302 قطع کوچک نشر احسان مصور پیر شالیار، از معروفترین مناسک به‌یادگار مانده از دوران بسیار کهن است که هرساله در روستای اورامان تخت واقع در استان کردستان، برگزار میشود. این منسک در نوع خود بی نظیر و به گونه‌ای میتوان آن را فسیلی زنده از مناسک کهن منطقه دانست که تا به امروز مقاومت کرده و شاید تغییراتی کرده باشد اما بسیاری از عناصر کلیدی برگذاری آن هنوز نفس میکشند. شانس یافتن چنین مناسک بسیار کهن که به مانند فسیل‌هایی زنده هستند بسیار اندک است و بررسی و تحلیل آنها میتواند روشنگر بسیاری از زوایای ناشناخته فرهنگ کهن مردمان کُرد و حتی منطقه‌ای باشد که دین مشترک داشته‌اند. اما تاکنون تحقیق علمی جدی بر این موضوع انجام نشده و تنها کسانی به نوشتن یادداشتهایی در...
ادامه خواندن

خالکوبی از سنت تا مدرنیته شهری در گفتگو با ناصر فکوهی


  خالکوبی از سنت تا مدرنیته شهری در گفتگو با ناصر فکوهی "خالکوبی" به سبکِ ایرانی!    سال‌هاست "خالکوبی" یا "تتو کردن" در ایران وجود دارد. اما امروزه تتو کردن در ایران شاید بیش از آن‌که دنباله سنت یا آیینی برای تغییر بدن باشد، بدل به نوعی از مُد شده‌است.  فرارو|سال‌هاست "خالکوبی" یا "تتو کردن" در ایران وجود دارد. اما امروزه تتو کردن در ایران شاید بیش از آن‌که دنباله سنت یا آیینی برای تغییر بدن باشد، بدل به نوعی از مُد شده‌است. به گزارش فرارو، هرچند که داده‌ها و پژوهش‌های زیادی درباره "تتو" یا "خالکوبی" در ایران به دلیل ممنوعیت‌های موجود وجود نداشته، اما نگاهی به همین کار در فرهنگ‌های دیگر و همچنین نگاه به سایر اشکال تغییر بدن در جهان می‌تواند ما را در فهمِ خالکوبی در ایران کمک کند. ناصر فکوهی -انسان‌شناس، استاد دانشگاه تهران و مدیر انسان‌شناسی و فرهنگ- در گفتگو با فرارو این موضوع را...
ادامه خواندن

ما حافظ را نمی‌شناسیم


سیدعلی میرفتاح يک توهمي وجود دارد که "ما حافظ را مي‌شناسيم". به صرف اين‌که گاهي با او فال مي‌گيريم يا غزل‌هايش را در خلوتمان زمزمه مي‌کنيم، فکر مي‌کنيم که او را بهتر و بيشتر از ديگر شاعران مي‌شناسيم. چون کتابش توي همه کتابخانه‌ها هست، چون کنار تختمان، بالا سرمان يک ديوان حافظ داريم وهم کرده‌ايم که با خواجه شمس‌الدين انس و الفت بيشتري داريم تا با ديگر شاعران. چون از بچگي بعضي غزل‌هاي حافظ را حفظ مي‌کنيم و جلوي در و همسايه نمايش مي‌دهيم يا چون در بزرگي قاطي حرف‌هايمان ابيات حافظ را خرج مي‌کنيم و در سخنراني‌هايمان او را «حضرت حافظ» مي‌ناميم، پنداشته‌ايم که او هم يکي از امور بديهي زندگي است. حافظ تا حد يک امر بديهي تقليل پيدا کرده و حتي متکديان نيز فال او را مي‌فروشند. ماه و خورشيد هم در ذهن ما به امور بديهي بدل شده‌اند. چون هميشه جلوي چشممان هستند هيچ‌وقت درباره‌شان سوال...
ادامه خواندن