ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

پاره های هنر(41)، ایو میشو: «امر زیبا» و «امر نیک» در اندیشه باستان یونان



هنر قرن بیستم – یعنی همان هنری که به مثابه هنر «مدرن» می شناسیم – چه در موسیقی، چه در هنرهای تصویری، در ادبیات و در تئاتر، رویکردی پرخاش جو و تحریک کننده داشته ؛ از این رو نیز، کمتر توجهی به «امر زیبا» داشته است. به صورتی که این موضوع گاه بدل به  نشانه ای برای  محصولات دانشگاهی شده است.
اما برغم این گرایش، در ابتدای قرن بیست و یکم، ما برعکس شاهد نوعی وسواس  درباره «امر زیبا» هستیم؛ و این واقعیتی است محسوس نه فقط در جوامع اروپایی بلکه در  کشورهای  در حال رشد ِ شتابان نظیر چین و هندوستان. البته این وسواس بیشتر از آنکه  در خود «هنر» دیده شود در برخی از رفتارهای فردی قابل مشاهده است ( برای نمونه در آرایش ِ بدن، ورزش، جراحی پلاستیک)، همچنان که در موفقیت  مد و طراحی[لباس و وسایل مصرفی]، در  تولیدات صنعتی موزه ها و در رخدادهای  هنری و فرهنگی. بدین ترتیب شاید بتوانیم از نوعی «زیباسازی» شدن زندگی [روزمره] که در مصرف انبوه  جا افتاده است، سخن بگوییم. امر زیبا که  پدیده ای  کمیاب بود، امروز به  امری صنعتی (و انبوه) تبدیل می شود.  
در همین حال این وسواس ِ زیبایی به همراه خود شاهد نوعی بازگشت ارزش های امر نیک است. این موضوع را می توان  در تلاش قدرت سیاسی برای ایجاد اعتدال و ایدئولوژی  به مشارکت گذاشتن  و اهمیت دادن به ارزش های عاطفی دید. اعتقادات اخلاقی  رو به تایید شدن می روند در حالی که در قرن بیستم  تلاش [هنرمندان] آن بود که از آنها رمز گشایی کنند. 
در این تحول دوگانه، ما می توانیم دو عنصر را ببینیم که در سراسر  تاریخ غرب پیوندی  کامل با اندیشیدن درباره هنر داشته اند: امر زیبا و امر نیک؛  زیبایی زیباییشناسانه (استتیک) و زیبایی اخلاقی. بدین ترتیب ، پیوندی که (به نظر می رسید در قرن بیستم] سست شده و یا در هم شکسته است بار دیگر بین این دو عنصر ایجاد می شود. 
1-    دو عنصر در ترکیب زیبایی
- دوگانه امر زیبا و امر نیک
ابتدا این را بگوییم که فیلسوفان در ابتدا دغدغه آن را داشته اند که به تامل درباره امر زیبا بپردازند؛ یعنی  درباره  ویژگی و خواص چیزها و کنش ها. این خاصیت در مرحله بعدی  به یک «جوهر» تبدیل شده، یعنی همان زیبایی، و در همین حال بر  خاص بودگی و بر استقلال آن تاکید به عمل آمده است.    
در ابتدا  نظر بر آن بود که امر زیبا دارای دو عنصر ترکیب شده اساسی است، از یک طرف  لذت و از طرف دیگر  نیک بودن اخلاقی  و دینی .  هر دو این عناصر را ما از زمان افلاطون ( حدود428 پیش از میلاد تا حدود  347 پیش از میلاد)  در اثر او «هیپیاس ماژور»،  در «ضیافت» ( حدود 375 پیش از میلاد)  و در «فدر» (385 تا 370 پیش از میلاد) می بینیم. در هیپیاس، سقراط  درباره طبیعت ِ امر زیبا  می پرسد- یعنی آنچه چیزها را  زیبا می کند. هیپیاس سوفسطایی، به او به ترتیب ابتدا با  اشاره به  مثال یک  دختر زیبای باکره (تمایل جنسی  و تمایل  بازتولید بلافاصله حاضر می شوند)، و سپس با اشاره به  طلا و ثروت، جواهرات  گرانقدر ، و همچنین پدیده هایی مورد  تمایل چون ثروت، افتخارات و حیثیت، سخن می گوید. پنداره «مفید بودن»  به سرعت به مثابه «مفید بودن در تولید امر نیک» بازتعریف می شود و سپس به  لذت بردن و خوش آمدن  و به «آنچه اسباب شادمانی ما را فراهم می کند» پیوند می خورد. 
این  توصیف از  لذت – تمایل (جنسی) در امر نیک آغاز و از خلال خوشایند بودن عبور می کند. در این میان،هر چند «هیپیاس» را باید یکی از گفتگو های  دوره جوانی افلاطون به حساب آورد که موسوم به  آپوریتیک هستند زیرا  به یک بن بست اذعان شده منتهی می شوند، اما باید این  زنجیره  از تعاریف  شکست خورده را نوعی حرکت به سوی استعلایی  به نیکی دانست که در گفتار «دیوتیم» به نقل از سقراط در «ضیافت»  مطرح می شود: عشقی که خلاء را آکنده می سازد ما را از تمایل جنسی از خلال  عشق به کالبدهای زیبا،  اشیاء زیبا و  کارهای زیبا به سوی  امر نیک هدایت می کند. 
ارسطو (385 پیش از میلاد تا 322 پیش از میلاد) نیز  امر زیبا و امر  نیک را با یکدیگر یکی می کند و تنها یک تمایز بین آن دو قائل می شود: اینکه امر نیک در کنش مشاهده می شود  در حالی که امر زیبا هم می تواند در کنش حاضر باشد و هم در برخی از اشیاء  برای مثال در ذات ریاضیات؛  این رویکرد او را به آنجا می کشاند که برای  تعیین بخشیدن به زیباترین شکل ها در امر زیبا به سراغ مفاهیمی چون نظم، تقارن و هماهنگی (هارمونی) برود.  
فلوطین(205 پیش از میلاد تا 270 پیش از میلاد) فیلسوف نوافلاطونی  این همسایگی میان زوج لذت و نیکی را بیشتر توضیح می دهد.  او پس از آنکه بر اولویت امر نیک تاکید می کند، یکی از نخستین توصیف های  تفصیلی برای لذت زیبایی شناسانه را ارائه می دهد. وی در رساله خود «ائنئاد » (I-6) که درباره  امر زیبا نوشته شده است ما را از امر زیبای  محسوس به سوی  امر زیبای در خود، یعنی امر زیبای  شکل و مثال(یا آرمان) (ایده) می برد.  او با تاکید بر عواطفی که از امر زیبا زاده می شوند (I-6-4) نخستین فیلسوفی است  که تلاش کرده است مشخصات این عواطف را برشمارد. فلوطین بر ای این کار از نوعی شگفتی (تامبوس) ، از  نوعی حیرت شادمانه (اکسپلکسیس هدییا)، از  میل (پوتوس) ، عشق (اره تا) و نوعی هراس همراه با لذت (پتوزیس مته دونه) سخن می گوید.  واژه ای که او برای «میل» به کار می برد یعنی «پوتوس» در آن واحد هم به نوعی  میل به  یک چیز غایب و دوردست استناد دارد که به  میل جنسی خشونت بار. این توصیف حس عاطفی زیباشاناسانه به سختی  وام دار مفهم عشق دیوانه وار به گونه ای است که افلاطون در «فدر» ارائه داده است. اما برغم  بعد شهوانی این توصیف، اندیشه فلوطین به سوی تنها [قالب]  منخصر به فرد زیبایی، یعنی خداوند  جهت گرفته است. زیرا [تنها] در خداوند است که ما با تعادل (آرمانی] امر نیک و امر زیبا روبرو می شویم.
اهمیت بسیارزیاد فلوطین در تاریخ آنچه بعدها «زیبایی شناسی» نام می گیرد دقیقا به همین پیوندی ربط دارد که او  به صورت تنگاتنگ میان  مفهوم زیبایی – نیکی ادراک پذیر طبیعت استعلایی و یک تجربه زیبایی طبیعت  عاطفی -شهوانی (اروتیک)، ایجا می کند. همین طور باید به نوعی سلوک بر موجودیت واحد تاکید کرد که همان خلسه زیباشناسانه است.  برای نمونه در ائنئاد (V-8) فلوطین  سلوک بر امر نیک  یا بر امر زیبای درک پذیررا به مثابه  حرکتی توصیف می کند  فرد به درون خود انجام می دهد تا خود را با شیئی  موضوع ادراک  یکی کند، و از همین جا است که فاصله و آگاهی [او با آن شیئی] از میان رفته و  در بازگشت به  آگاهی جدیدی می رسد. برای نامیدن این سلوک خلسه وار فلوطین از  واژه aisthanein («فهمیدن»، «احساس کردن») استفاده می کند که ریشه واژه  استتیک (زیبایی شناسی) نیز هست.  
این را نیز بیافزاییم که برای تمام این فیلسوفان  دوران باستان، امر زیبا هرگز و یا تقریبا  هرگز  «هنر» نیست، بلکه به طبیعت و  اشیاء طبیعت اشاره دارد. بنابراین موضوع آنها هنوز به چیزی که ما به آن زیبایی شناسی می گوییم مربوط نشده بلکه به متافیزیک ارتباط دارد. 
میشو در ویکیپدیا

https://en.wikipedia.org/wiki/Yves_Michaud_(philosopher)

 

مطالب «پاره های هنر»، برگزدان ناصر فکوهی از تکه های کوچکی هستند برگزیده، از کتابی درباره  گفتارهایی از اندیشمندان و نویسندگان جهان درباره رشته های گوناگون هنر و یا نظریه هنر به طور عام. این پاره ها، به تدریج در وبگاه «انسان شناسی و فرهنگ» منتشر می شوند. رفرانس های دقیق و برابرنهاده های فارسی، در انتشار نهایی این مجموعه به صورت کتاب، در اختیار خوانندگان قرار می گیرد. برای دستیابی به پاره های هنر پیشین روی برچسب پاره های هنر کلیک کنید.  «پاره های هنر» و «پاره های معماری» به صورت متناوب هر هفته شنبه ها منتشر می شوند.

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

آینده، اکنون است ـ بخش دوم ـ آموزش معماری حدفاصل س...
برگه داده های شهری (3): مشهد

Related Posts