ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

فرهنگ اصطلاحات قومیت(2)

قبیله(tribe)
واژه قبیله در نوشته های انسان شناختی به صورت های گوناگون به کار رفته است. قبلیه در کلی ترین معنای آن، جمعیتی از نظر فرهنگی متمایز است که از انواع گوناگون اصول خویشاوندی و همتباری و یک زبان مشترک استفاده می کند و تااریخ مشترکی حدود سیاسی آن را مشخص می کند. در معنای محدود کلمه، قبیله یک گروه تباری و خویشاوندی نامتمرکز است که خرده گروه های ترکیب کننده آن پیوند چندان نیروندی با هم ندارند. رهبری در قبیله جبنه غیر رسمی دارد و خرده گروه های تشکیل دهنده قبیله اتحادیه هایی برای همکاری با یکدیگر تشکیل می دهند، ولی این اتحادیه ها را به آسانی می توان جابه جا کرد و یا منحل نمود(بیتس، 1387: 544).
یک گروه خویشاوندی و تباری که خرده گروه های آن با یکدیگر آشکارا پیوند دارند و این امکان را فراهم می سازد که در هنگام دفاع یا جنگِ مشترک، تعداد زیادی از گروه های محلی با یکدیگر وحدت پیدا کنند(همان: 793).

نژاد(race)
نژاد که در قرن نوزدهم در یک گفتمان بیولوژیکی شبه علمی مطرح شد، به انواع مختلف انسان هایی اشاره داشت که به گونه ای سلسله مراتبی و به طور طبیعی به بتر و پست تقسیم شده بودند. این نوع استفاده از اصطلاح نژاد اکنون بی اعتبار شده است. اکنون جامعه شناسان و بیولوژیست ها عموما معتقدند که انسان ها از یک منشاء ژنتیک مشابه می باشند و آنچه وجود دارد عبارت است از یک پیوستگی بین افراد بر حسب ویژگی هایی که برای متمایز کردن آنها مورد استفاده قرار می گیرند(رنگ، اندازه، هوش و ...) و نه گروه های انسانی متمایزی به عنوان«انواع طبیعی»(نش،1391: 212).

نژادپرستی
مفهوم نژاد شالوده وجود نژادپرستی است. نژادپرستی یعنی تعصب مبتنی بر تمایزهای جسمانی‌ای که از نظر اجتماعی اهمیت دارند. نژادپرست کسی است که معتقد است برخی از افراد به دلیل تفاوت‌های نژادسازی شده برتر یا پست‌تر از دیگران هستند. عموماً تصور می‌شود که نژادپرستی رفتار یا ایستارهایی است که افراد یا گروههای خاصی دارند. اما بسیاری معتقدند که نژادپرستی چیزی بیش از اندیشه‌هایی که گروه کوچکی از افراد متعصب و لجوج واجد آن‌اند. برعکس، نژادپرستی در بطن ساختار و عملکرد جامعه ریشه می‌دواند. مفهوم نژادپرستی نهادی حاکی از این است که نژادپرستی تمامی ساختارهای جامعه را به شیوه‌ای سیستماتیک در می‌نوردد. طبق این دیدگاه نهادهایی مثل پلیس، خدمات بهداشتی و درمانی و نظام آموزش و پرورش همگی سیاست‌هایی در پیش می‌گیرند که به نفع بعضی گروهها است و علیه گروههای دیگر تبعیض می‌گذارد.
قومیت(Ethnicity)
کاربرد عمومی و آکادمیک اصطلاح قومیت، نسبتاً مدرن است. این اصطلاح در سال 1953 توسط دیوید رایزمن ارائه شده و تنها در دوره 1960 و 1970 کاربرد وسیعتر یافت. با این وجود، از همان آغاز به عنوان مفهومی بغرنج در جامعه شناسی مطرح بوده است. اگرچه این مفهوم برای ایجاد فهم خاصی از تفاو تهای فرهنگی ابداع شد، اما بعدها معانی نسبتاً متفاوتی بر آن مترتب شد. در حالی که سنت آنلگو آمریکن «قومیت»عمدتا به عنوان جایگزینی برای گرو ههای قومی موجود در اجتماع بزر گتر دولت ملت تلقی می کردند، سنت اروپایی همواره از قومیت به عنوان مترادف ملیت استفاده کرده اند؛ مفهومی که به لحاظ تاریخی به وسیله تبار یا قلمرو تعریف می شود(مالشویچ،2004 : 5). با اینکه مفهوم نژاد به اشتباه به چیزی ثابت و زیست‌شناختی اطلاق می‌شود، قومیت مفهومی است که معنای مطلقاً اجتماعی و فرهنگی دارد. قومیت به کرد و کارها و نگرش‌های فرهنگی اجتماع معینی از مردم اطلاق می‌شود که آنها را از دیگران متمایز می‌سازد و اعضای گروههای قومی خود را از نظر فرهنگی متمایز از سایر گروههای جامعه می‌دانند و سایر گروههای اجتماعی نیز به همین چشم به همین چشم به آنها نگاه می‌کنند. اعضای یک گروه قومی مانند هر فرهنگ دیگر، به خاطر زمینه مشترکشان، در باورداشت‌ها، ارزش‌ها، رسوم و هنجارهای خاصی اشتراک دارند. آنها به خاطر ویژگی‌های فرهنگی‌شان، خودشان را مجزا و متفاوت از گروههای دیگر می‌دانند. اعضای یک گروه قومی خاص می‌توانند به یک زبان مشترک صحبت کنند و دین واحد و تجربه تاریخی مشترکی دارند. نشانه‌های یک گروه قومی عبارتند از: داشتن یک نام جمعی، اعتقاد به نیاکان، حس همبستگی و تعلق به یک سرزمین خاص به عنوان سرزمین مادری که ممکن است گروه آن را در اختیار داشته یا نداشته باشد قومیت به معنای احساس تعلق به یک گروه قومی است (کتاک، 1386: 393). برای بسیاری از مردم قومیت محور هویت فردی و گروهی است. قومیت می‌تواند رشته پیوند مهمی با گذشته باشد و اغلب از طریق عمل به سنت‌های فرهنگی زنده نگه داشته می‌شود (گیدنز: 359-360). تعاريف ارائه شده از قوميت را مي توان به دو دسته تقسيم كرد :گروهي كه در تعاريف خود تأكيد خاص روي جنبه هاي عيني و نمادي قوميت دارند (سرزمين، زبان، ...) و گروهي ديگر بر خود آگاهي قومي در تعاريف خود تأكيد مي كنند. به نظر اين دسته عامل خود آگاهي قومي يا ملي است كه گروههاي انساني را در قالبهاي خاص قرار مي دهد بدين ترتيب مي توان گفت كه هويت قومي آن دسته از عوامل عيني و ذهني مي باشند كه باعث متمايز شدن گروههاي انساني از همكديگر مي گردد. بنا بر نظر آنتوني اسميت، قوم يك اجتماع انساني داراي نام تعريف مي شود كه با يك سرزمين مرتبط است و داراي اسطوره هاي مشترك از نياكان، خاطرات مشترك، يك يا چند عنصر فرهنگي مشترك و حداقلي از همبستگي در ميان نخبگان است(اسمیت، 1383: 51). تئودورسن در فرهنگ جامعه شناسي خود قوميت را اينگونه تعريف مي كند: گروهي با سنت فرهنگي مشترك و احساس هويتي كه آن را به عنوان يك گروه فرعي از يك جامعة بزرگتر مشخص مي كند، اعضاي هر گروه قومي از لحاظ ويژگي هاي خاص فرهنگي از ساير اعضاي جامعة خود متمايز هستند. اين ويژگي هاي فرهنگي عبارتند از : زبان ، مذهب، رسم، سنت ها ، تعلق به مكان خاص كه در ميان گروهي از مردم مشترك باشند(احمدی، 1378: 31). قوميت اجتماع كوچكي از انسان ها در درون جامعه اي بزرگتر است كه به صورت واقعی یا احساسی و ادارکی، داراي اصل و نسب مشترك، خاطرات مشترك و گذشته تاريخي- فرهنگی مشترک است. همچنين داراي يك يا چندين عنصر سمبليك نظير خويشاوندي، مذهب، زبان، سرزمين و خصوصيات ظاهري و فيزيكي مشترك باشد كه هويت گروهي آنان را از گروه هاي ديگر متمايز م يسازد و اعضا آن به تعلقات گروهي – قومی خویش آگاهی دارند.(مجتبي مقصودي، 1380: 21). از نظر آنتونی گیدنز قوميت به كردوكارها و نگرشهاي فرهنگي اجتماع معيني از مردم اطلاق مي شود كه آنها را از ديگران متمايز مي سازد. ويژگي هاي مختلفي ممكن است براي تشخيص گروههاي قومي از يكديگر به كار رود ، اما معمولترين ويژگي ها عبارتند از: زبان، تاريخ يا اجداد واقعي يا خيالي، دين و شيوه هاي پوشاك و آرايش. قوميت صرفاٌ اجتماعي است كه در طول زمان توليد و باز توليد مي شود. نسل جوان تر از طريق اجتماعي شدن سبك هاي زندگي و هنجارها و باورها يا اجتماعات خود را جذب و هضم مي كنند. در واقع قوميت صفتي است كه همة اعضاي جمعيت واجد آن هستند، نه فقط بخش هاي خاصي از جمعيت اما قوميت در عمل غالباٌ به گروه هاي اقليت در يك جمعيت مربوط مي شود. (گيدنز، 1387: 359 و 360).

گروه قومی
گروهی با سنت مشترک و احساس هویتی که آن را به عنوان یک گروه فرعی از یک جامعه بزرگ‌تر مشخص می‌کند. اعضای هر گروه قومی از لحاظ ویژگی‌های خاص فرهنگی از سایر اعضای جامعه خود متمایز هستند. واژه قومیت و گروه قومی به منظور اشاره به ویژگی‌های گروههای ساکن در جوامع کثرت گرا به کار گرفته شد. گروههای که از لحاظ فرهنگ، زبان یا ویژگی‌های فیزیکی با گروههای اکثریت یا مسلط جوامع، متفاوت هستند. فرهنگ قومی در برگیرنده شیوه کلی زندگی، زبان، ایده‌ها، اعتقادات، ارزش‌ها و الگوهای رفتاری است.
در هر جامعه‌ای، اقوام و اقلیت‌های مختلف قومی، از مهمترین خرده‌فرهنگ‌های آن جامعه‌اند. برخی کشورها که در مرزهای دو حوزه فرهنگی قرار گرفته‌اند دارای اقلیت‌های قومی گوناگون هستند. میزان وفاداری اقلیت‌های ملی به دولت مرکزی به دلایل مختلف، متفاوت است. اقلیت‌ها دارای مشترکات فرهنگی، تاریخی و زبانی هستند و بسته به میزان سلطه‌جویی قوم مرکزی به دولت وفادار هستند. به طور کلی تداوم و انسجام اقلیت‌های قومی و فرهنگی نتیجه میزان تفاوت فرهنگی میان آنها و اقوام مسلط، عوامل انسجام درونی (وحدت زبان، قبیله، مذهب و ...) و نیز نحوه برخورد اکثریت با آنها (تساهل یا سرکوب) بوده است. نقش سیاسی اقلیت‌ها در سطح ملی نیز بسته به میزان همبستگی، سازماندهی و رهبری درونی آنها، میزان انزوا یا تماس با اکثریت و نحوه برخورد قوم غالب می‌باشد. وقتی چندین عامل مثلاً نژاد، ملیت، زبان و مذهب یکدیگر را تشدید کنند، انسجام و هویت اقلیت قومی تقویت می‌شود. به همین دلایل است که در ایران اقلیت کردهای اهل سنت ساکن در غرب کشور با آنکه دارای ملیت ایرانی هستند، عواملی چون مذهب و زبان متفاوت کمک کرده است که دارای هویت مستحکم‌تری به نسبت سایر اقوام باشند (بشیریه، 1388: 280). در علوم اجتماعی معاصر، یک گروه قومی دارای ویژگی های متفاوتی شامل دین، طایفه، کاست، منطقه، زبان، ملیت، تبار، نژاد، رنگ و فرهنگ است. این ویژگی ها، هر کدام به تنهایی یا ترکیب های متفاوتی از آنها، برای تعریف قومیت یا گروه قومی مورد استفاده قرار می گیرند؛ اما، به سختی می توان مهمترین و ضروری ترین آنها را مشخص کرد. آنتونی اسمیت، شش ویژگی یک قوم را بر می شمارد: نام جمعی، اسطوره نیای مشترک، تاریخ مشترک، فرهنگ مشترک در میان اعضای گروه قومی، که آنها را از دیگر گروه ها متمایز می سازد و پیوند با یک سرزمین خاص و نوعی همبستگی(Smith، 1986: 24).
یک گروه قومی، چارچوب متمایزي از مردم در جامعهاي بزرگتر است که معمولاً به لحاظ یک یا چند مورد فوق، با آن جامعه تفاوت دارد. وجود گروههاي قومی و فرهنگی در درون جوامع، شایع و دیرین است و تقریباً در هر سطح از فرهنگ، از بومیان و صحرانشینان کالاهاري، گرفته تا اروپا و آمریکاي مدرن، قابل مشاهده است(مرشدی زاد، 1379: 5).

تاریخ قومی(ethnohistory)
بررسی فراگرد دگرگونی اجتماعی از طریق بازسازی تاریخ های اخیر گروه هایی که در سال های اخیر دگرگونی سریعی را پشت سر گذاشته اند، اما مدارک مکتوبی از این دگرگونی در دست ندارند(بیتس، 1387: 777 ).

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

سه رویکرد فراگیری زبان های خارجی: چالش ها و چشم ان...
تن‌بارگی در دوره صفویه(15)

Related Posts