ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

نوروز، شعر شیرین صلح

ادامه خواندن

بوی «خوش» عید یا...!


منظره روبه‌روی اتاق من کوه‌های تهران هویدا است و این آشکارگی بسته به میزان آلودگی کم و زیاد می‌شود. درست مانند دیدن ماه در آسمان تهران؛ که دیگر دارد به یک رویا تبدیل می‌شود. 7 بهمن آسمان به‌اندازه‌ای غرق در آلودگی بود که تا چشم کار می‌کرد غبار خاکستری می‌دید و آن‌ کوه‌ها هم که انگار هیچ‌زمانی وجود نداشتند. از غروب هوا دگرگون شد و باران پربار و زیبایی شروع به باریدن کرد. بارانی که می‌آید و کثافتی‌ها را می‌شوید و باز از دو روز بعد روز از نو روزی از نو! خلاصه که این باران تقریبا تا صبح بارید. 8 بهمن هوا تمیز و عالی بود. هوای باران خورده و ابری. از آن هواهایی که آدم را دیوانه می‌کند؛ از آن ابرهایی که هی تغییر شکل می‌دهند و رنگ به رنگ می‌شوند و دائم به این سو و به آن سو حرکت می‌کنند. خواهرم مربی ورزش مدرسه است ظهر...
ادامه خواندن

زوال توسعه


وقتی مرگ کیارستمی را در ذهن خویش سنجاق می‌کنم به آن وقایع شبه‌سینمایی‌ای که به نام جشنواره‌ی فجر در بهمن 1396 رخ داد و نیز سایر فجایع همچون زلزله‌ی کرمانشاه، ناآرامی‌ها و اعتراض‌های دی‌ماه، غرق‌شدنِ سانچی، آوار پلاسکو، اهانت و هجمه به محیط مقدس علم و عالم، و همین چندروز قبل سقوط هواپیمای تهران-یاسوج که امید دارم ختم فجایعِ امسالِ اندوه‌بار باشد؛ به این نتیجه‌ی دهشتبار می‌رسم که ایران در فرایند توسعه‌ی خویش جای فراز رو به سراشیبی و افول دارد. جایی در یادداشت کوتاهی که در راستای تحلیل وقایع دی‌ماه در فضای مجازی به قلم بنده منشتر شد؛ استدلال کرده بودم که شایسته است پاره‌ای از روشنفکران، اساتید دانشگاه و تحلیل‌گران سیاسی در کشور، مکتب تئوری انتقادی را برای تحلیل و ارایه راهکار در رابطه با پدیده‌های اجتماعی برگزینند. در این مکتب فکری بر اهمیّت مفاهیمی همچون آگاهی، قدرت، ایدئولوژی(سیاست)، و تاریخ پای فشرده می شود. آیا در مرگ...
ادامه خواندن

کدام نوروز، کدام شادی؟


مدتی است که به طور پی در پی با مسائل و پیشامدهای ناگواری روبرو هستیم که جان برخی هموطنان‌مان را می‌گیرد و در موارد دیگر مانند زلزله باعث ویرانی منازل مسکونی‌شان هم می‌شود. تعداد این حوادث مصیبت‌بار به حدی است که هنوز بار منفی و غمناک قبلی کمرنگ نشده و حادثه بعدی اتفاق می‌افتد. به همین دلیل در حال حاضر با جامعه‌ای روبروییم که هر روز منتظریم تا یک خبر تلخ را بشنویم و متأسفانه روز خوب‌مان را روزهایی رقم می‌زنند که بدون حادثه باشند و این در نوع خود یک فاجعه است. در روزهایی که سردبیر محترم نوروزنامه 1397 انسان‌شناسی و فرهنگ از من خواسته تا نوشته‌ای را برایشان بفرستم، حادثه غرق شدن کشتی سانچی تازه به وقوع پیوسته و هنوز اجساد باقی مانده تحویل خانواده‌ها نشده که حادثه غم‌انگیز برخورد هواپیمای شرکت آسمان با کوه دنا جان عده دیگری از هموطنان‌مان را گرفته و واقعیت این است که...
ادامه خواندن

شکوفه انار


آخر اسفند را از همان بچگی دوست داشتم، نه به ذوق خریدن لباس عید و خانه تکانی و خوردنی هایش. به خاطر گل های رنگارنگ لاله و رز و بوی گل سنبل. برعکس حالا تا همین دو سه سال پیش چندان میانه ای خوبی با زمستان نداشتم. شاید هم یک دلیلش بوی نفتی بود که همیشه در خانه احساس می شد. مدام باید مراقب بودیم که نفت بخاری ته نکشد و خاموش نشود که اگر خاموش می شد، روشن کردن دوباره اش خودش داستانی داشت. قبل از اینکه بر روی پشت بام ساختمانی اضافه کنیم و تعداد اتاق ها را بیشتر، خانه مان یک اتاق پذیرایی بزرگ داشت و یک هال و اتاق خواب کوچک. تنها در همان اتاق هال و خواب کوچک بخاری روشن بود. برای درس خواندن، من سرمایی تا خرخره شال و کلاه می کردم، کاپشن پفی سورمه ای را تنم می کردم و زیپش را تا...
ادامه خواندن