ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

علیه تنفر پاره ششم: نگرانی - بخش دوم


  امکه (۱) با این حال، امروزه اصطلاح «شهروند نگران»(۲) سپری گفتاری شده است تا از بحث منطقی دلایل نگرانی ها احتراز شود. تو گویی درمباحث سیاسی احساسات، موردی قابل توجیه و یا نه، مناسب یا نه، مربوط یا نه نبوده بلکه به خودی خود دلیلی است محکم برای اثبات ادعا. تو گویی همانند عشق و امید، دلایل نگرانی نیز روشن نیستند، تو گویی دلیل و مورد نگرانی نیز قابل انطباق و یکی هستند. تو گویی نگرانی با قدرتی که گوته در فاوست مطرح می کند هم گوهر نیست: که دید قربانی خود را چنان ضعیف می کند که وی قادر نیست به شناسایی خوشبختی و موفقیت و هر آنچه مطمئن و استوار، توجه کند. منظور از بی ارزش سازی موضوع نگرانی نیست، بلکه باید آن را از نزدیک مورد مداقه قرار داد و اجزای آن را شناخت. نگران ها باید بین نگرانی و« فرافکنی دلزدگی»(۳) تمایز قايل شوند. این...
ادامه خواندن

علیه تنفر پاره پنجم: نگرانی


امکه (۱) «کسی که باری در اختیار من افتاد دنیا نیز برایش چاره نیست. در اعماق تاریکی محض است بدون طلوع خورشید و غروب آن، ظاهری بسیار آراسته ... و اما خود، مغاک است و صاحب هیچ گوهری» گوته: نگرانی ـ فاوست ۲ «کسی که باری در اختیار من افتاد/ دنیا نیز برایش چاره نیست.» شخصیت اصلی دغدغه در فاوست ( نوشته گوته) با چنین سخنانی ظاهر می شود. نیم شب است و چهار پیرزن: گرسنگی، فقر،گناه و نگرانی، به شکار فاوست آمده اند که در کاخش پیر می شود، کاخی با درهای بسته. در این میان فقط نگرانی موفق به گذر از سوراخ کلید می شود. با آگاهی از حضورش، فاوست به دفاع از خود می پردازد: «کافی است! نمی توانی چینن به من دست یابی. به مهملاتت گوش نخواهم داد./ چرا فرزانه ترین انسان را سرگشته می کنی؟» فاوست کاملا از قدرت نگرانی آگاه است: آن که روز...
ادامه خواندن