ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

علیه تنفر (۱۰)


تصویری بس غریب در آینه امکه  صفحه فیس بوک « از دوبلین دفاع می کینم» یکی از بیشمار گروه های مباحثه است که حول قطعه دیداری کلزنیتز شکل گرفته است. گروه های معترض دیگری که به ورود پناهندگان و ارعاب کسانی که در پی کمک به آنها هستند نیز وجود دارد. از آن جا که نظریه پردازان، روایان، گردانندگان مباحثات اینترنتی و حتی سالن های خصوصی بحث،‌ مغذی تمام این گروه ها، یکی است، نمی توانآن ها را پراکنده و حاشیه ای دانست. منابع زاینده چنین تنفر هرگز خود را همچنان چفته گران که فریاد های خشم بر سر پناهندگان و مهاجرین می بارانند، نمایان نمی کنند و «دغد غه» های خود را از نوع خواست های بورژوازی می نمایانند. با گفتمان های خود چنین تنفری را ممکن ساخته ولی در ملأ عام از آن فاصله می گیرند. چنین است سیاست های آـ د ـ اف و نیز کسانی که...
ادامه خواندن

علیه تنفر (۹)


  تنفر چگونه زاده می شود؟ امکه در قطات دیداری پرخاش شعار دهندگان، هیچ اشتباهی از پناهندگان سر نزده، و در گزارشات متعاقب نیز اثری از عمل و امری دال بر نامطلوب بودن آن ها نبود. در چنین مواقعی، تنفر خود انرژی زاست ، دقیقا به این دلیل که از واقعیات فراتر می رود و نیازی به دلیل و یا انگیزه ای واقعی ندارد. فرافکنی کافی است. تنفر، پناهندگان را هدف گرفته و بر آنان می بارد، اما دلیلش اینان نیستند. همچون عشق تیتانیا به باتم، که نه به دلیل شکل و شمایل باتم بلکه گیجی ناشی از شهد عشق است، تنفر شعار دهندگان کلزنتیز نیز به دلیل شخص پناهندگان نیست. همان طور که لازمه احترام و وقع گذاردن شناخت دیگری است، تنفز و دلزدکی از دیگری نتیجه عدم آشنایی دیگری است؛ در مورد تنفر نیز، دلیل و موضوع آن یکسان نیستند. همان طور که تیتانیا می توانست دلایل عشقش...
ادامه خواندن

علیه تنفر ۶:  تنفر و تحقیر ـ  بخش۱ : انسان گریزی جمعی (کلاسنیتز)


   امکه (۱)  «هیولایی و نامریی بودن دو وجه “دیگری”  است.»  اِلن اسکاری ... اما چه می بینند؟‌به غیر از من چه می بینند؟  قطعه دیداری کوتاه ،شاید زیادی کوتاه است (*).  می توان بار ها و بار هاآن را تماشا کرد و چیزی از آن نفهمید. صحنه در تاریکی فرو رفته: در مرکز منبع نوری،  نوشته ای سبززرد رنگ، « لذت مسافرت» در چپ، شیئی زرد و زاویه دار... شیشه اتوبوس :  ابتدا چیزی به غیر از سر انسان ها از پشت دیده نمی شود،  خارج از اتوبوس ایستاده و دست هایشان را با مشتی  به طرف مسافران دراز کرده و با فریاد و غوغا که : « مردم مائیم!»(۲) هرگز  چهره آنان دیده نمی شود و وجودشان فقط با حرکات دست ها و شعار جمعی نما داده می شود، گویی که  همین برای توجیه ابراز تنفر  نسبت به دیگران کافی است.  در این برهه در ساکس، شعار «...
ادامه خواندن

علیه تنفر پاره ششم: نگرانی - بخش دوم


  امکه (۱) با این حال، امروزه اصطلاح «شهروند نگران»(۲) سپری گفتاری شده است تا از بحث منطقی دلایل نگرانی ها احتراز شود. تو گویی درمباحث سیاسی احساسات، موردی قابل توجیه و یا نه، مناسب یا نه، مربوط یا نه نبوده بلکه به خودی خود دلیلی است محکم برای اثبات ادعا. تو گویی همانند عشق و امید، دلایل نگرانی نیز روشن نیستند، تو گویی دلیل و مورد نگرانی نیز قابل انطباق و یکی هستند. تو گویی نگرانی با قدرتی که گوته در فاوست مطرح می کند هم گوهر نیست: که دید قربانی خود را چنان ضعیف می کند که وی قادر نیست به شناسایی خوشبختی و موفقیت و هر آنچه مطمئن و استوار، توجه کند. منظور از بی ارزش سازی موضوع نگرانی نیست، بلکه باید آن را از نزدیک مورد مداقه قرار داد و اجزای آن را شناخت. نگران ها باید بین نگرانی و« فرافکنی دلزدگی»(۳) تمایز قايل شوند. این...
ادامه خواندن

علیه تنفر پاره پنجم: نگرانی


امکه (۱) «کسی که باری در اختیار من افتاد دنیا نیز برایش چاره نیست. در اعماق تاریکی محض است بدون طلوع خورشید و غروب آن، ظاهری بسیار آراسته ... و اما خود، مغاک است و صاحب هیچ گوهری» گوته: نگرانی ـ فاوست ۲ «کسی که باری در اختیار من افتاد/ دنیا نیز برایش چاره نیست.» شخصیت اصلی دغدغه در فاوست ( نوشته گوته) با چنین سخنانی ظاهر می شود. نیم شب است و چهار پیرزن: گرسنگی، فقر،گناه و نگرانی، به شکار فاوست آمده اند که در کاخش پیر می شود، کاخی با درهای بسته. در این میان فقط نگرانی موفق به گذر از سوراخ کلید می شود. با آگاهی از حضورش، فاوست به دفاع از خود می پردازد: «کافی است! نمی توانی چینن به من دست یابی. به مهملاتت گوش نخواهم داد./ چرا فرزانه ترین انسان را سرگشته می کنی؟» فاوست کاملا از قدرت نگرانی آگاه است: آن که روز...
ادامه خواندن

علیه تنفر


  سخن مترجم: کارولین امکه (۱) را از برنامه «مسیر های فلسفه» از فرانس کولتور شناختم. زمینه فعالیت های وی را می توان ژورنالیسمی از نگاه فلسفی دانست... بررسی آمیخته ای از مفاهیمی همچون جهانی شدن، جنگ، آینده دموکراسی، و .... استوار بر دید فلسفی هابرماسی و شفافیت روح مؤنثش. در ۱۹۶۷ به دنیا آمد. در لندن، و نیز هاروارد تحصیل فلسفه، علوم سیاسی و تاریخ کرده است. در فرانکفورت شاگرد هابرماس بوده است. ‌ وی جنگ را از نزدیک تجربه و از ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۳ از عراق، کوزوو، لبنان گزارش کرد. از سال ۲۰۰۷ با نشریه هفتگی دای زیت همکاری گزیده و جوایز بسیاری را نصیب خود کرده است (۲) «علیه تنفر، در دفاع از ناسره» را امکه در سال ۲۰۱۶ منتشر ساخت. در این متن، وی تحلیلی توامان ادبی و فلسفی از تنفر، منشأ بیگانه هراسی، نژاد پرستی، تبعیض جنسیتی و اجتماعی که در جوامع لانه کرده اند،...
ادامه خواندن