ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

درسگفتارهای کلژ دو فرانس:درباره دولت (15)


  پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی برای نمونه اگر یک نظرسنجی انجام دهیم، می‌بینیم که همه افراد با ممنوعیت الکلیسم در رانندگی یا ممنوعیت مجازات اعدام موافق نیستند و در این مورد شاید اکثریت مخالف هم باشند. یا در مثالی دیگر، اگر یک نظر‌سنجی درباره مهاجران با تبار عرب بکنیم، شاید ببینیم با آنچه به صورت هنجارمند در نهادها می‌بینیم و در مدارس و دبیرستان‌های ما به وسیله آموزگاران و دبیران تدریس می‌شود، انطباق ندارد یعنی با چارچوب رسمی و ضد نژادگرایی ما همپوشانی نداشته باشد. در چنین موقعیت‌هایی کنشگران اجتماعی در حوزه رسمی چه باید بکنند؟ آموزگارانی که باید گفتمان ضد نژادپرایی داشته باشند، قضاتی که باید رانندگان در حالت مستی را محکوم کنند و غیره؟ این کنشگران، ولو آنکه گفتمان آنها [ با این نظر سنجی‌ها] به زیر سئوال رفته باشد، ولو آنکه تضاد خارق العاده‌ای در شیوه «اجرا» (پرفورمانس)(در معنای آنگلوساکسون این واژه) و نمایشی حقیقت رسمی...
ادامه خواندن

پیر بوردیو، درسگفتارهای کلژ دو فرانس (1989-1992)، درباره دولت (4)


  برگردان ناصر فکوهی گاه‌شمار و ساختار زمانبندی به عبارت دیگر، برای بیان پیشاپیش آنچه را می‌خواهم درباره دولت در اینجا عنوان کنم، باید بگویم: دولت نامی است که ما به اصول پنهان، ناپیدا – برای اطلاق به نوعی «خدای نهان»( deus absconditus) – در نظم اجتماعی می‌دهیم و در همان حال سلطه فیزیکی و نمادین همچون‌آنکه خشونت فیزیکی و نمادین. برای آنکه بتوانیم این کارکرد منطقی انسجام اخلاقی را درک کنیم، من صرفا به یک مثال بسنده می‌کنم که به گمانم می‌تواند آنچه را تا به اینجا گفته‌ایم را به شما ارائه دهد. ما هیچ چیز به پیش‌پا افتادگی یک گاه‌شمار یا یک تقویم نداریم. مثلا تقویم جمهوری با جشن‌ها و مناسبت‌های مدنی، روزهای تعطیل و غیره پدیده‌ای است به ظاهر بسیار سطحی که ما چندان به آن اهمیتی نمی‌دهیم. به عبارتی ما این تقویم را به صورت امری بدیهی می‌پذیریم. اما باید توجه داشت که زمانمندی [های اجتماعی]...
ادامه خواندن

پیر بوردیو، درسگفتارهای کلژ دو فرانس (1989-1992)، درباره دولت (3)


برگردان ناصر فکوهی   سنت مارکسیستی در برابر این بازنمایی متعارف که به ظاهر در تعریف من مشاهده می‌شود - و خواهیم دید چنین نیست - سنت‌های زیادی، به ویژه در مارکسیسم وجود دارند که بازنمایی‌هایی معکوس را مطرح می‌کنند؛ نوعی واژگونی نسبت به تعریف اولیه: دولت نه دستگاهی معطوف به خیر جمعی، بلکه برعکس، دستگاهی برای اِعمال فشار و تحمیل نظم عمومی در جهت منافع گروه حاکمان است. به عبارت دیگر ، سنت مارکسیستی اصولا مساله موجودیت دولت را مطرح نمی کند و از همان ابتدا صورت مساله را، با تعریف کارکردهای آن، پاک می کند. در مارکسیسم از خود مارکس تا گرامشی و آلتوسر و پس از آنها، مساله همواره آن بوده است که دولت را بر اساس آنچه انجام می‌دهد و کسانی که این کارها را به سود آنها انجام می‌دهد، تبیین شود. اما پرسیده نمی‌شود ساختار سازوکارهایی که آن [کارکردها] را بنا نهاده‌است، چه بوده است....
ادامه خواندن