ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

درگذشت حمید سهیلی، پژوهشگر و فیلمساز



  حمید سهیلی (1398-1327) پژوهشگر و فیلمساز، روز سی‌ام شهریور سال 1398 درگذشت. او خالق مجموعه آثار مستند ارزشمندی بود که یکایکشان پژوهش درخور توجهی را درباب فرهنگ و هنر ایران عرضه می‌کردند. فیلم‌های حمید سهیلی عمدتاً مجموعه‌هایی چند قسمتی بودند که هریک از آنها به تفصیل و با نگاهی موشکافانه به موضوعی واحد می پرداخت. از جملۀ آثار در زمینۀ هنر ایران می‌توان اشاره کرد به: مجموعه مستند «بسوی سیمرغ» (دربارۀ نقاشی ایرانی)،  مجموعه مستند «کارگاه‌های صنایع دستی»، مجموعه مستند «تاریخچۀ خط»، و ... همچنین حمید سهیلی از کارگردانانی بود که در حرفۀ فیلمسازی خویش به طور خاص به مباحث معماری و شهرسازی توجه داشت و آثار گرانبهایی را در این زمینه به وجود آورد، برای نمونه: مجموعۀ 33 قسمتی «معماری ایرانی»، مجموعۀ 7 قسمتی «رابطه‌های پنهان»، مجموعه 31 قسمتی «بافت قدیم شهرهای ایران» و ... ایشان در سال گذشته این افتخار را به موسسه انسان‌شناسی و فرهنگ دادند...
ادامه خواندن

درگذشت انور خامه‌ای (1295-1397)، نویسنده، روزنامه نگار و فعال سیاسی


آنها پنجاه و سه نفر هستند. در دادگاهی رضا شاهی. آرمان‌خواه. برخی جوان‌تر و خام ‌تر و برخی جا‌افتاده‌تر و کهنه‌کار‌تر. بزرگ علوی آنجاست. خلیل ملکی هم. ایرج اسکندری و احسان طبری و البته تقی ارانی. یکی از آنها نیز انور است. جوانی بیست و یک ساله. امروز صد و دو ساله است. قرنی را پشت سر دارد.  به کلاس‌های شیمی چندان دلبستگی ندارد. خبرنگار است. دوست دارد بنویسد.  سال‌های  تجربه زندان برایش ارزشمند هستند و بُعد تازه‌ای به یک زندگی روشنفکرانه می دهند. بعدها بارها این تجربه برایش تکرار می‌شود تا بهای حقیقت و آرمان‌هایش را بداند. بهای مطبوعات و نوشتن را. عدالت‌خواه است اما او هم مثل ملکی و آل احمد، نمی تواند توده‌ای بماند. می خواهد جامعه را زیر و رو کند. امروز هم، شاید. خاطراتش را می‌نویسد. شاید هزاران صفحه. صد سال، عمری طولانی است. آخرین بازمانده «چیزی» بودن. همیشه مسئولیت می‌آورد. از «سید جوشی» می‌گوید....
ادامه خواندن

درگذشت عزت الله انتظامی (1397-1303)


«بچه سنگلج» یک تهرانی تمام عیار است. با همه نکته‌های مثبت و منفی در این شناسنامه. هنر ِ او هم در خانواده‌اش پسندیده نیست اما از «عزّت» مهندس بیرون نمی‌آید. تحصیلات بیهوده است. تماشاخانه‌های لاله‌زار دانشگاه‌های بهتری هستند. سال‌هایی بی پایان برای امرار معاش و ماندن بر صحنه. باید هر نقشی را بپذیرد. مرد میانه سال، «مش حسن» است. و «گاو»، یک معجزه. در رودخانه با او بازی می‌کند.دوستش دارد و می شویدش.  «بلوری‌ها»، اما، دشمنان غریب و همیشه حاضری هستند که از دور آنها را می بیند. نگران است. تا به آخر هنوز هم می ترسید «گاو»ش را بدزدند. صدایی زنگ‌دار. روحی شاد. نقش‌هایی که کالبدش را هر بار به شکلی در می‌آورند. همیشه همان که هست. یک مرد میانه سال  ابدی. همیشه اهل عمل. همیشه اهل مصلحت. همیشه در جنب و جوش. انتظامی نمی خواهد مثبت باشد و ترجیح می‌دهد همان «بچه سنگلج» بماند. این را هم در...
ادامه خواندن

دوستی که رفت / محمد امین قانعی‌راد (1334-1397)


  بازهم یکی از دوستان، بازهم یکی از ستون‌هایی که آینده ایران باید بر دوش آنها استوار می‌بود و می‌توانست با توان و اراده، با پاکی و اعتقاد خود، دانشگاه و علم و دانشی بهتر و چشم‌اندازهایی روشن‌تر برای این پهنه رقم بزند، از میانمان رفت. محمد امین قانعی‌راد دوستی متین، صبور و فروتن بود. از جمله دانشگاهیان و استادانی که نظیرشان کمتر در جامعه کنونی ما یافت می‌شود و همین به او قدرتی می داد که بتواند راهی را که دوست مشترکمان محمد عبدالهی آغاز کرده بود و انجمن جامعه‌شناسی را از یک نهاد کوچک و ضعیف به نهادی قدرتمند و تاثیر گذار تبدیل کرد، ادامه دهد. در این راه چندین سال افتخار آن را داشتم که همراهش باشم و در این مدت و پیش و پس از آن همواره شاهد بودم که چگونه نسبت به مسائل و مشکلات جامعه ایرانی و مسئولیت سنگینی که بر دوش جامعه‌شناسان ایرانی...
ادامه خواندن

درگذشت ناصر چشم آذر


ناصر چشم آذر، آهنگساز و موسیقیدان برجسته کشورمان بر اثر سکته قلبی، در سن 68 سالگی با زندگی بدرود گفت. وی که متولد 1329 در شهرستان اردبیل بود، در خانواده‌ای اهل موسیقی به دنیا آمد و اولین معلمش پدرش بود که از کودکی او را با ساز آکاردئون آشنا کرد و دادن انگیزه‌هایی که باعث شد وی قدم در راه موسیقی بگذارد. به نقل از تابناک چشم آذر در گفت و گویی درباره مسیر موسیقایی‌اش حین اجرای یک قطعه آذری گفته بود: «تمام این احساسات که شما از آن حرف می‌زنید، از یک نت می‌آید. یک نت که به آن می‌گوییم نت پدال یا پایه. این نت پایه را هیچ‌کس به من یاد نداد، جز پدرم. حالا من اولین اتود و اولین قطعه‌ای که پدرم با آکاردئون به من یاد داد و خودش با کمانچه می‌زد را برای شما می‌زنم و امیدوارم جواب همه سوالات توی ذهن‌تان را با همین...
ادامه خواندن

عباس عطار: عکاسی که با نور می نوشت


عباس عطار، عکاس برجسته ایرانی در سن 74 سالگی درگذشت. به گزارش ایلنا، عباس عطار عکاس سرشناس ایرانی و عضو آژانس عکاسی مگنوم در سن 74 سالگی درگذشت. عطار دانش‌آموخته رشته مطبوعات و ارتباطات در انگلستان بود. او در ۱۹۸۱ به مگنوم پیوست و در ۱۹۸۵ عضو تمام وقت مگنوم شد و همچنین از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ رئیس دوره‌ای مگنوم بود. یک سال پیش از آنکه او رئیس دوره‌ای آژانس شود، بعد از ۱۷سال دوری از سرزمینش به ایران بازگشت. دستاورد این سفر، کتابی شد به نام «روزشمار ایران ۲۰۰۲-۱۹۷۱» که علاوه بر عکس‌ها، شامل یادداشت‌های روزانه عباس نیز هست و این یادداشت‌های روزانه در ایام سفر کمک می‌کند تا زیبایی‌شناسی شخصی عکس‌هایش برای بیننده شناسانده و معنی شود. عطار در پاریس زندگی می‌کرد و از بسیاری از رویدادهای مهم جهان از جمله انقلاب ایران، جنگ ویتنام، عکاسی کرد. او از سال۱۹۸۳ تا ۱۹۸۶ به مکزیک سفر کرد و به...
ادامه خواندن

جمشید مظاهری (سروشیار) گنج زری بود در این خاکدان


استادی فرزانه و عزیز درگذشت، استادی که بزرگیش با مردمی و فروتنی همراه بود؛ سخندانی سخنور، دانشی مردی که کلمه و کلام را حرمت می نهاد و اخلاق را. در دستور زبان چیره بود و در شرح نثر و نظم خبره؛ والاترین صفت او اما همان تواضع شگفت انگیزش بود و فروتنی. چندان با «ادبیات» درآمیخته بود که گفتار و کردارش مصداق محض «ادب» بود. در تاریخ اصفهان و پیشینه ی آن شهر براستی یگانه بود. شاگردانش هرگز فراموش نخواهند کرد که در فضای مالوف و معمول دانشگاه اصفهان، حضور این آموزگار یگانه بود که آنان را به مشق و درس می کشاند. ذهن پرسشگر، حافظه ای شگفت انگیز و خصایل و فضایل انسانی اش، جملگی از او معلمی یگانه ساخته بود که صرف حضورش، تشویق و ترغیب شاگرد به تحصیل بود. جای این آموزگار فروتن، به سان جای استادش، مجتبی مینوی، که همواره از او یاد می کرد، خالی...
ادامه خواندن

علی اشرف درویشیان؛ افشاگر ذاتِ بی زمان و مکان فقر


  آقای درویشیان اینجوری جایتان خیلی خالی شد . امیدمان به این بود که قلبتان می طپید ؛ قلبی که بیش از آنکه برای علی اشرف درویشیان بتپد ، برای " نیاز علی ندارد " ( دانش آموزِ داستان " نیاز علی ندارد " که از سرما می میرد  )  و برای " هَتاو "  (دخترِ بچه ای که در ازای بدهی پدربه خانه ی شوهر می رود و در شب عروسی اش در اثر خونریزی و نبود پزشک جان می سپارد ) .  . . در مجموعه ی " از این ولایت "  می تپید .  گرچه آنها که این روزها در باره ی شما نوشته اند بیشترشان نویسنده اند ،  من خواننده ام   و برخی نوشته های شما را خوانده ام   . هفده – هیجده سال پیش که  از ایران آمدم کانادا  ، از میان همه ی کتاب هایی که داشتم پنج شش تای شان را با خودم...
ادامه خواندن

درگذشت علی اشرف درویشیان


علی اشرف درویشیان، نویسنده و داستان نویس و پژوهشگر ایرانی، درگذشت. شاید بتوان گفت که همگام با پژوهش های ارزشمندی که درویشیان در زمینه فرهنگ عامه انجام داد و کتاب های خواندنی فراوانش، کار سترگ او در عرصه  داستان نویسی، بیان زبان حال مردمی تنگدست و شریف به زیباترین و ملموس ترین صورت خود بود. سرگذشت هایی که یک نویسنده جز با زیستن شان و دریافتی عمیق از آن‌ها نمی توانست این چنین شیرین و شیوا، با زبانی گاه آمیخته با طنزی تلخ، به قلم درآورد و طیف گسترده‌ای از مردمان این سرزمین را به خواندن و بازخواندن و تامل در آن ها وا دارد. به یقین قصه های آبشوران، فصل نان، از این ولایت و ... از یاد هیج یک از ما نخواهد رفت و خاطره نویسنده ای این چنین پردغدغه و توانا -که انسانی ترین آرزوها را برای آینده بشریت در سر داشت- همواره زنده نگاه داشته خواهد...
ادامه خواندن

بدرود، مرد ِ آرام!


بدرود، مرد ِ آرام! ناصر فکوهی استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران مدیر موسسه انسان‌شناسی و فرهنگ   امروز صبح با خبر تلخی بیدار شدیم: دکتر منوچهر صبوری کاشانی، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران، مترجم پیشکسوت و ارزشمند علوم اجتماعی ایران،  و از همه بیشتر یک دوست ِ دوست‌داشتنی و کم‌نظیر و انسانی حقیقی، از جهان رفت. منوچهر رفت و در پی خویش  اندوه بزرگی بر جای گذاشت، اما میراثی بسیار بزرگتر: برخی باشنیدن نام صبوری، تنها به یاد کتاب اساسی و بزرگ «جامعه شناسی آنتونی گیدنز» می‌افتند که ده‌ها سال است از کتاب های مرجع در رشته‌های علوم اجتماعی است، اما  حاصل کار او، بسیار بسیار بیشتر از این کتاب بود؛ ده‌ها اثر ارزشمند  که با توان و صبر و حوصله، با دغدغه و دلسوزی یک معلم واقعی، برای این علم و برای دانشجویان و اساتید انتخاب می‌کرد و با  مایه گذاشتن از جان و کالبدش، با ضربه زدن به جان و...
ادامه خواندن