ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

نوروز، شعر شیرین صلح

ادامه خواندن

چشم‌انداز، از نقاشی‌های هلندی تا نظریه جهانی‌شدن

 

ادامه خواندن

هیچ و نیستی


  حامد حسینی   در این نوشتار به توضیح مفهوم هیچ و نیستی می پردازیم.دوکلمه هیچ، و نیستی در بسیاری اوقات به جای هم به کار می روند.و اغلب از هر دو برای اشاره به موجود نبودن و در معنای حضور نداشتن چیزی استفاده می شود.هر چند در مکالمات شاید تفاوت محسوسی میان آنها یا آنچه به آن اشاره می کنند نباشد اما این دو کلمه به مفاهیمی متفاوت اشاره دارند.و تفاوتی اساسی میانشان هست. در صورت بندی کلی برآنیم که توضیح دهیم (هیچ) ، توضیح فقدان فیزیکی است.و نیستی اشاره به نبودن محض و مطلق فلسفی دارد. هرچند به دلیل آنچه گفته خواهد شد نیستی توضیح پذیر نیست.اما در نزدیک ترین امکان برای صحبت در مورد آن از توضیح ریاضیاتی و دنیای اعداد به عنوان پایه ای ترین سطح هستی استفاده می کنیم. تا مدتها بشر شمارش را از یک آغاز می کرد و البته هنوز هم چنین است...
ادامه خواندن

صابر،صدای مشروطه ایرانی

ادامه خواندن

جست‌و‌جويي اندیشه کاوانه در زندگي و آثار داريوش شايگان



نمود يك گفت‌و‌گوي فرا‌تاريخي



محمدرضا ارشاد

ادامه خواندن
برچسب ها:

خاطرات نامیرای دوران تحصیل



ادامه خواندن

"نوروز؛ روز از نو و خاطره از نو"


بهجت کاکاوند
دلم می‌خواست از حال بنویسم، اما هر چه جُستم نوروزهای این سال‌ها را کم‌رنگ و بی‌مزه یافتم.

ادامه خواندن

مقام والای نابغه‌های رفاقت

فیلم و سریال/ سینما کریستال

ادامه خواندن

جشن‌ اعتدال ربیعی و آغاز بهار


چند هزاره‌ است که چهار روز مقدس را  در سراسر جهان جشن می‌گیرند:  اعتدال ربیعی و خریفی و انقلاب شتوی و صیفی.

ادامه خواندن

آقایان، برادران مسئول از آقا جمال خوانساری مجتهد یاد بگیرید

ادامه خواندن

خرافه عدد ۱۳

ادامه خواندن

‍ شماره جدید «جهان کتاب» منتشر شد

ادامه خواندن

قصۀ یک‌شهر؛ استرآباد تا گرگان


نگاهی به آنچه در حصار استرآباد به نام بافت تاریخی می‌شناسیم

محدثه میرحسینی

ادامه خواندن

دانشسرای" انسان شناسی و فرهنگ "

ادامه خواندن

گزارش معمارانه يك اقليت

از منظر خوانش موزه يهود در برلين

ادامه خواندن

حفره



«هر روی که فرضش بکنید، ممکن است چیزی بیاید و دل مان را ببرد. ممکن است هر چیزی قدیمی ای باشد {...} مجموعه ای از چیزهای پیش پا افتاده که جایی مخصوص خودشان ندارند.

ادامه خواندن

نگاه کردن و آفرینش هنری


دیدن نوعی شدن است، آزاد شدن از بصریت حاکم، بازیافت بصریت در تغییر ، بکار انداختن دیدن اولیه همانند یک آوا، احساسات و گرایشات گنگ هنرمندانه ، دیدن را تاب بیاوریم. دیدن را به مسیرها ی رفته و کوبیده نکشانیم. مرگ بصریت دگرگونی و زنده شدن نگاه است. آزادی نگاه از بصریت، نگاهی آزاد و شاعرانه ، میل به نگاه تازه از نفسِ دیدن، اسطوره نکردن نگاه ، دیدن را در بصریت اسطوره ننمائیم . گریز از حاکمیت بصریت ، دیدن شوریدگی است، خاطره است وبعد تغییر دهنده زندگی.اثر هنری چالش فی مابین دیدن و بصریت ، دربدو امر غیر هنری بنظر میرسد ولی نهایتا هنری است.دیدن در ارتباط با جهان رخ میدهد و رخداد، سوژه را پشت سر می گذارد. اثر هنری را به شناسنامه منتصب ننماییم، آنرا ببینیم و آنرا به معنائی اقتدارگرایانه نسپاریم. برای کسی که خانه ای برای زندگی ندارد، دیدن، آفریدن، خانه وی است. باید...
ادامه خواندن

جشنِ با هم بودن


وقتی در مملکت دیگری زندگی می کنی، هر تماسی از جانب وطن و هم وطنان خوش خبری به حساب می آید. دعوت به سهیم شدن و سهم ادا کردن در حرکتی در بستر فرهنگ و ادبیات خودی هم ارزش افزودۀ لطف ماجرا می شود. صدای تو، در میان صداهایی که رنگ و بوی آشنا دارند، قدری غریب و متفاوت می زند، و این هم مایۀ قدری احساس ناسوری و ناجوری است و هم بُعدی جذب کننده و جیغ. شاید. اما مهم، بودن است و با هم بودن، حتا در قالب یک ویژه نامه، به خصوص در قالب ویژه نامۀ عید و بهار. وقتی دعوت محبت آمیز آقای دکتر فکوهی برای نوشتن مطلبی نوروزی و عیدانه رسید، باز مثل همیشه ذهنم رفت طرف آیین های شادیانه به مناسبت بیداری از خواب تاریک و سترون زمستانی و بازگشت به روزهای شاد و روشن بهار. آیین هایی با ریشه های همسان و هم...
ادامه خواندن
برچسب ها:

انسان نو


با نزدیک شدن نوروز یک سوال در ذهن من خودنمایی می کند آیا نوروز مراسمی است که در آن تضادهای ذهنی –فرهنگی ما ایرانی های مسلمان حل می شوند آخر نه این که قرآن سر سفره می گذاریم و دعای نوروز که اسلامی است را با شور زمزمه می کنیم؛ یا نه فقط به شکلی این تضادها در کنار هم قرار می گیرند؟ در این شکی نیست سوالات دیگری در راستای این سوال در ذهن شکل می گیرد. شاید اصلا تضادی در کار نباشد؛ این ذهنیت امروزی ما است که یک شکاف بین مسلمان بودن و ایرانی بودن تصور می کند. و وقتی به واقعی بودن این شکاف مطمئن شدیم تعجب می کنیم چرا ایرانی ها هنگام تحویل سال دعای اسلامی می خوانند. یا به این نتیجه می رسیم که ایرانی ها چه خوب فرهنگ ملی خود را با دین جدیدی که بیشتر از 1000 سال آن را پذیرفتند، آشتی...
ادامه خواندن

بوی «خوش» عید یا...!


منظره روبه‌روی اتاق من کوه‌های تهران هویدا است و این آشکارگی بسته به میزان آلودگی کم و زیاد می‌شود. درست مانند دیدن ماه در آسمان تهران؛ که دیگر دارد به یک رویا تبدیل می‌شود. 7 بهمن آسمان به‌اندازه‌ای غرق در آلودگی بود که تا چشم کار می‌کرد غبار خاکستری می‌دید و آن‌ کوه‌ها هم که انگار هیچ‌زمانی وجود نداشتند. از غروب هوا دگرگون شد و باران پربار و زیبایی شروع به باریدن کرد. بارانی که می‌آید و کثافتی‌ها را می‌شوید و باز از دو روز بعد روز از نو روزی از نو! خلاصه که این باران تقریبا تا صبح بارید. 8 بهمن هوا تمیز و عالی بود. هوای باران خورده و ابری. از آن هواهایی که آدم را دیوانه می‌کند؛ از آن ابرهایی که هی تغییر شکل می‌دهند و رنگ به رنگ می‌شوند و دائم به این سو و به آن سو حرکت می‌کنند. خواهرم مربی ورزش مدرسه است ظهر...
ادامه خواندن