ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

پرونده اینترنتی شهر رشت

 توضیح تصویر: پیاده راه میدان شهرداری رشت (بخشی از پروژه احیاء بافت شهر رشت که از ابتدای سال 95 تا کنون توسط شهرداری رشت در جریان است.)

 

رشت، ابتدا قصبه ای بود كه در میان دو رودخانه گوهررود و سیاهرود قرار داشت و از این جهت نیز قدمت دیرینه دارد. ولی از جهت سابقه شهری، اولین بار حمدا... مستوفی، در قرن هشتم هجری، از این شهر نام برده است. نام قدیمی رشت دارالمرز یا دارالامان بوده كه قبل از این دو، به آن بیه می گفته اند. ریشۀ نامگذاری رشت واژه «رش» به معنای باران بسیار ریز است. زیرا آب­و­هوا در این منطقه بیشتر سال بارانی است که نوع باران «رش» است. در این صورت رشت یعنی جایی که در آنجا باران پیوسته می‌بارد. در حال حاضر شهر رشت پر جمعیت‌ترین شهر شمال کشور و از جمله کلانشهرهای ایران است. در سال 1387 ميانگين تراكم جمعيت در كلان شهرها 177 نفر در هر كيلومتر مربع بود كه اين ميزان در شهر رشت به بيش از 600 نفر مي‌رسید که با توجه به وسعت کلانشهر رشت و امکانات آن میزان قابل توجهی بود. 

 

فهرست مطالب:

وجه تسمیه و تاریخچه رشت

دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا / رشت از منظر تاریخ

پرتال جامع علوم انسانی / رشت و گذشته آن

کتابناک / کتاب تاریخچه و نقشه های رشت

تبیان / تاریخچه شهر رشت

پایگاه خبری دیار باران / ریشه رشت از چیست؟

گیلان و چشم‌اندازهای آن / وجه تسمیه شهر رشت و توابع آن

گردشگری / وجه تسمیه شهر رشت

8 دی / “رشت” نامی که ۹۰۰سال قدمت و ریشه در حروف “ابجد” دارد

 

جغرافیا و اقلیم رشت

پایگاه مجلات تخصصی نور / تأثیرات عناصر آب و هوایی در شکل گیری معماری شهر رشت

میراث فرهنگی استان گیلان / اطلاعات اقلیمی و جمعیتی شهر رشت

دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا / جغرافیای رشت

ارشدها / اقلیم و معماری شهر رشت

 

 

جمعیت و اقوام رشت

پرتال جامع علوم انسانی / تحلیل عوامل موثر بر افزایش جمعیت شهر رشت و پیامدهای آن بر نظام اکولوژی شهر

پایگاه مجلات تخصصی نور / توزیع تراکم جمعیت در شهر رشت با استفاده از روش AHP  

دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا / جمعیت و قومیت رشت

تدبیر شرق / تعامل فرهنگی و قوميتی نقش مهمی در تعالی شهر رشت دارد

شمال نیوز / گیلان نهالی برآمده از فرهنگ تناور ایرانی

 

معماری و شهرسازی رشت

پایگاه مجلات تخصصی نور / پیدایش منطقه کلان شهری و بازتاب فضایی آن، مطالعه موردی شهر رشت

پرتال جامع علوم انسانی / ساماندهی بافت قدیمی محله ساغری سازان کلان شهر رشت و ارائه راهکارهای آن با رویکرد نوشهر گرایی 

پرتال جامع علوم انسانی /  بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده محله پیرسرای کلانشهر رشت با رویکرد مشارکت مردمی

پرتال جامع علوم انسانی / بررسی مؤلفه های هویتی شهر رشت

 

 

وجه تسمیه و تاریخچه

 

دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا / رشت از منظر تاریخ

 

رشت از منظر تاریخ

نقشهٔ گیلان در سال ۱۸۱۸ میلادی. نام رشت به عنوان مرکز و سایر شهرهای گیلان در آن نمایان است.

ابتدا رشت به صورت قصبه‌ای بزرگ میان یک فضای جنگلی بوده و از آبادی‌های کهن ایران بشمار می‌رفته که نامش در کتاب حدودالعالم به سال ۳۷۲ هجری آمده‌است.[۴۳] این قصبه که در میان دو رودخانه گوهررود و سیاهرود قرار داشت و از این جهت نیز قدمت دیرینه دارد. نام قدیمی رشت «دارالمرز» یا «دارالامان» بوده که قبل از این دو به آن «بیه» می‌گفتند. بیه در لغت نامه‌ها، رود و یا مصب بین دو رودخانه معنی شده‌است و چنین به نظر می‌رسد که دلیل این نامگذاری قرار گرفتن آن در میان دو رودخانه‌است که به مثابه حفاظ و دیوار شهر محسوب می‌گردید[۴۴][۴۵]

 

لغت نامه دهخدا در باب رشت آورده است:

 

در قرن هشتم هجری حمداﷲ مستوفی اولین کسی است که از رشت نام می‌برد. در زمان شاه عباس در آنجا آبادانیهایی کرد و رشت توسعه یافت. در زمان قاجاریه بواسطهٔ بسط روابط اقتصادی ایران با روسیه و تماس آنها از راه رشت باز هم بر توسعهٔ این شهر افزود و در زمان ناصرالدین شاه از رشت با سی هزار تن جمعیت یاد شده و بازارهای آن از مال التجاره مملو بوده است.[۴۶]

 

در فرهنگ جغرافیایی ایران در مورد شهر رشت آمده:

 

شهر رشت مرکز گیلان و مرکزاستان یکم کشور بوده‌است. این شهر در ۳۳۹هزارگزی شمال باختر تهران و ۳۶هزارگزی جنوب بندر انزلی واقع شده‌است. از مرکز شهر و دو طرف ساختمان زیبای شهرداری چهار خیابان وسیع به چهار طرف کشیده شده‌است. بناهای دو و سه طبقهٔ نوساز و مغازه‌های معتبر در دو طرف این خیابانها بنا شده‌است. شهر رشت از نظر شهربانی به پنج بخش زیر تقسیم می‌شود: ۱- ساغری‌سازان ۲- سبزه‌میدان و کیاب ۳- بازار ۴- مرکز شهر ۵- زرجوب. جمعیت شهر در حدود یکصدوبیست‌هزار تن است. تعداد مغازه‌ها و دکاکین شهر در حدود سه‌هزاروپانصد باب است. تعداد شماره‌های تلفن شهر رشت در حدود یک‌هزار نمره است. در این شهر دو دانشسرا و شش دبیرستان پسرانه و پنج دبیرستان دخترانه و ۱۴ دبستان پسرانه و ۱۶ دبستان دخترانه وجود دارد. کارخانه‌های شهر رشت به‌طور اختصار به این شرح است: ۱- کارخانهٔ گونی‌بافی، تعداد کارگران پانصد تن. ۲- کارخانهٔ بلورسازی، تعداد کارگران بیست تن. ۳- کارخانهٔ تخم نوغان‌گیری، مقدار محصول در سال از ۲۵ تا ۳۰ هزار جعبه. ۴- بند پوتین، تعداد کارگر ۱۵ تن. ۵- پنج کارخانهٔ برنج‌پاک‌کنی. ۶- دو کارخانهٔ آرد. ۷- دو کارخانهٔ پیله‌خفه‌کنی. ۸- کارخانهٔ کبریت‌سازی. ۹- چهار کارخانهٔ جوراب‌بافی. ۱۰- کارخانهٔ برق.[۴۶][۴۷]

 

در فرهنگ معین آمده است:

 

مرکز استان گیلان (شهرستان رشت) در میان شاخه‌های مصبی سفیدرود بنام گوهررود و صیقلان رودبار در جلگهٔ هموار و سبزی که تا کنار مرداب و بحر خزر امتداد دارد واقع است. جمعیت شهر رشت ۱۲۲۰۰۰ تن است. این شهر زیبا و مترقی در قرن اخیر بزرگترین دروازهٔ تجارتی ایران در شمال بود و بوسیلهٔ بندرانزلی از طریق روسیه با غالب ممالک اروپای شرقی و مرکزی تجارت داشت. از سوی دیگر بوسیلهٔ جادهٔ شوسه از طریق قزوین به تهران و از طریق لاهیجان و لنگرود به مازندران و گرگان و از راه بندر پهلوی و طالش به آذربایجان شرقی مربوط است. شهر رشت در زمینهای رسوبی جنوب مرداب بندر پهلوی در ارتفاع هم سطح دریای آزاد قرار گرفته و یکی از مناطق پرباران ایران است که میزان بارندگی سالیانهٔ آن به ۱/۷۰ متر می‌رسد و پرباران‌ترین مرکز استان ایران بشمار می‌آید. هوای شهر اغلب مِه آلود و دارای بخار آب زیاد است و بهمین واسطه هوای رشت سرد نیست، تمام روزهای یخبندان این شهر در عرض سال از سی روز تجاوز نمی‌کند، روزهای برفی و یا برف و باران توأم کمتر در این شهر دیده می‌شود و در سال ۱۳۳۶ ه.ش. تنها یک روز برفی داشته و در سال ۱۳۳۵ ه.ش. دوازده روز برفی در این شهر مشاهده شده است.[۴۸][۴۹]

 

یاسنت لویی رابینو در سفرنامهٔ خود در ضمن بحث از مساجد و بقعه‌ها و بناهای تاریخی صورت چند سنگ نبشته را آورده که از آن جمله است:

 

«صورت کتیبهٔ سنگی مسجد جامع رشت که در عهد فتحعلی شاه قاجار بسال ۱۲۳۴ هَ. ق؛ و صورت کتیبه سنگی بقعهٔ خواهر امام که در عصر ناصرالدین شاه به سال ۱۲۷۲ هَ.ق. نوشته شده است، و نیز صورت کتیبه‌ای بر گلدستهٔ مسجد ساغری سازان رشت منقوش بسال ۱۳۰۴ ه. ق .».[۵۰][۵۱] و[۵۲][۵۳]

 

پیش از اسلام

ایجاد بنای اولیه رشت را با احتمال زیاد به قبل از اسلام و به دوره ساسانیان نسبت می‌دهند در حالی که به نوشته برخی از محققان؛ رشت در پیش از اسلام و دست کم در دوره ساسانیان وجود داشته است؛ و بنا بر روایت دیگری این ناحیه در گذشته دور، زیر آب‌های دریای خزر قرار گرفته بود، اما به تدریج و بر اثر رسوب زیاد و تبخیر آب، اراضی گیلان و ناحیه‌ای که امروزه به نام رشت معروف است از آب خارج شدند. این ناحیه چون دارای منابع طبیعی مانند جنگل و زمین‌های مناسب کشاورزی بوده، به سرعت به صورت دهکده‌ای درآمده و قابل سکونت شده است. در زمانیکه حکومت ساسانی روبه فروپاشی می‌رفت، حکمرانی مستقل این دیار را گیلان‌شاه می‌نامیدند.

 

پس از اسلام

پس از غلبه مسلمانان بر ایران، اولین بار که نامی از رشت به میان آمد، سال ۶۱ هجری قمری بود. در زمان صفویه به ویژه در دوره شاه اسماعیل صفوی، سرزمین گیلان به دو بخش داخلی: «بیه پس» به مرکزیت فومن (و بعدها رشت) و «بیه پیش» به مرکزیت لاهیجان تقسیم می‌شد. حکومت بیه پیش از ۹۴۳ هجری قمری به خان احمد گیلانی رسید و شاه طهماسب اول صفوی، حکومت بیه پس را نیز به او سپرد. سرانجام شاه عباس اول صفوی گیلان را تسخیر کرد. در زمان سلطنت شاه عباس اول، گیلان استقلال خود را از دست داد.[۵۴] این شهر از سال ۱۰۰۴ هـ. ق به فرمان شاه‌عباس مرکز استان گیلان و مرکز معاملات نوغان و ابریشم شد که در آن زمان محصول اول گیلان بود. این امر موجب شد که مالکان بزرگ و معامله‌گران ایرانی و روسی و یونانی و ارمنی که سر و کار با نوغان و ابریشم داشتند به این شهر رو کرده و بر وسعت آن بیفزایند. از این زمان سنگفرش بازار و سرپوشیدن خندقهای سرگشاده در نواحی مرکزی شهر شروع شد.[۵۵][۵۶] در سال ۱۰۷۱ هجری قمری، قوای روسیه به دستور پترکبیر به گیلان حمله برد و رشت را تا سال ۱۱۴۵ هجری قمری در اشغال خود نگه داشت. در سال ۱۰۴۵ هجری قمری شهر رشت به دست استپان رازین روس غارت شد. در سال ۱۷۲۲ میلادی نیز سپاهیانپترکبیر، رشت را تسخیر کردند. سپس روس‌های بلشویک در جریان تعقیب هواداران تزار رشت را به تصرف خود درآوردند. رشت در فاصلهٔ سالهای ۱۱۵۷ هـ. ق تا ۱۱۸۴ هـ. ق در وسط جنگلی انبوه قرار داشت. در اطراف نقاط اصلی شهر خانه‌ها نزدیک به هم و در بقیهٔ نقاط خانه‌ها بدون هیچگونه نظمی پراکنده بود. در سال ۱۲۲۳ هـ. ق دارای سه‌هزار خانوار بوده، بازارش از چهار کوچه نامنظم که بخشی از آن با نی و حصیرهای تکه‌پاره پوشانده بودند تشکیل شده بود. این شهر در آن روزگار شش روز با تهران فاصله داشته‌است. این شهر از محلاتی تشکیل شده که نام خود را از زاهدان و عارفانی که در آن سکونت داشتند گرفته‌است مانند سمابجار (صومعه بجار)، چله‌خانه، پیرسرا، استادسرا، آفخرا، علمداران، خواهر امام، سلیمان‌داراب و غیره. سکونت هر یک از زاهدان یا عارفان یا پیران در قسمتی از قصبه یا شهر موجب بود که پیروان آنان مجاور مراد خود جمع شده و کویی تشکیل دهند و نام مراد خود را بر آن نهند. قسمتی از شهر نیز از پیشه‌وران و صنعتگرانی نام می‌گرفت مانند: خمیران یا خمگران، ساغری سازان، صیقلان و غیره.[۵۶]

 

معاصر[ویرایش]

کمیته سری ستار، که در دوره استبداد صغیر محمدعلی شاه در رشت، گیلان تشکیل شد و هدف از تشکیل آن، اعاده مشروطیت بود. ۴۶ نفر از مشروطه خواهان گیلانی و غیر گیلانی که در آن زمان در رشت بودند، در آن عضویت یافتند و با مساعی آنان بود که انقلاب محرم ۱۳۲۷ ه. ق رشت واقع شد که به نوبه خود منجر به فتح تهران و اعاده مشروطیت گردید.[۵۸] در مقابل این گروه و برای مقابله با شورش‌های احتمالی سردار افخم دارالحکومه را به مرکز اوباشان و فراشان سرکوب گر تبدیل کرده بود. به همین جهت مجاهدین گیلان از جمله اعضای کمیتهٔ ستار تصمیم گرفتند به هر وسیلهٔ ممکن سردار افخم را از بین ببرند. حمله آنان به دارالحکومه منجر به رویداد باغ مدیریه گردید.[۵۸] سردار افخم والی گیلان و کسی بود که در جریان تحریم تنباکو و تحصن حاج میرزا حسن آشتیانی و معترضین در میدان ارک تهران به سوی مردم دستور شلیک داد و حدود سی تن را کشته و تعداد زیادی را زخمی کرد. رویداد باغ مدیریه مربوط به روزی است که سردار افخم در مجلس مهمانی در باغ مدیریه رشت حضور داشت، در این روز مجاهدین گیلان از سه نقطه، نخست خانه یوسف خان (معاون دیوان)، دوم از باغ حاجی وکیل و سوم از خانه میرزا کریم خان به سمت باغ به حرکت درآمدند. سپس پانزده نفر آنان همراه معز السلطان مأمور باغ مدیریه شدند و عده‌ای هم به همراه میرزا حسین خان کسمایی و علی محمد خان تربیت به سمت دارالحکومه حرکت کردند؛ ستون سوم نیز زیرفرمان یپرم خان، مأمور پشت دارالحکومه شدند. این افراد موفق شدند سردار افخم را به ضرب گلوله از پای درآورند.[۵۸] وقتی خبر کشته سردار افخم در شهر پیچید، بلافاصله دیگر گروه‌های مجاهدین دارالحکومه را تصرف و بر اوضاع شهر چیره شدند و با روحیهٔ مضاعف به تجهیز داوطلبان و آموزش نظامی آن‌ها برآمدند. رویداد باغ مدیریه نه تنها مظهر خشم و نارضایتی گیلانیان علیه ظلم حکام وقت گردید، بلکه بازتاب آن در سراسر ایران روحی تازه به مشروطه طلبان و آزادی خواهان داد و بلادرنگ برخی افراد حکومتی که موضوع انقلاب مشروطه را جدی دیدند به صف مخالفین حکومت پیوستند. از این دست می‌توان به سپهدار رشتی اشاره کرد که پس از واقعه باغ مدیریه و به محض این‌که وکیل التجار یزدی و ناصرالاسلام ندامانی مأمور شدند تا به تنکابن رفته و از او بخواهند رهبری مجاهدین شمال را به عهده بگیرد، به سرعت این پیشنهاد پذیرفت و بلافاصله با چند تن از نزدیکان خود و حدود پانصد نفر تفنگچی وارد رشت شد و اداره امور فرماندهی نیروهای انقلابی را به دست گرفت و برای فتح پایتخت به سوی تهران حرکت نمود. هنوز مراسم نوروز سال ۱۲۸۸ ه‍. خ. پایان نیافته بود، که مجاهدین مشروطه‌خواه گیلان به فرماندهی یپرم خان ارمنی، وارد قزوین شدند و بین آنان و قوای دولتی، جنگ درگرفت. سرانجام مجاهدین، شهر را تصرف کردند و قاسم خان امیرتومان، فرمانده قشون دولتی و چند نفر دیگر به دار آویخته شدند.[۵۸] روز ۲۲ تیرماه ۱۲۸۸ ه‍. خ. قوای بختیاری به فرماندهی سردار اسعد بختیاری و نیروهای گیلان به فرماندهی سپهدار تنکابنی، در نزدیکی تهران به هم رسیدند و در بادامک، اردو زدند. پس از پنج روز درگیری؛ بالاخره قوای مشروطه توانستند کنترل کامل تهران را به دست بگیرند. در این میان سران این قوا در عمارت بهارستان ساکن شدند و زمام امور تهران را به‌دست گرفتند.

 

جنگ جهانی و قیام میرزا کوچک جنگلی

جنبش جنگل یا نهضت جنگل یا قیام جنگل، جنبشی سیاسی همراه با مبارزهٔ مسلحانه در ایران بود که از سال ۱۲۹۳ به رهبری میرزا کوچک‌خان جنگلی به مبارزهٔ مسلحانه بر ضد ارتش خارجی داخل خاک ایران و بریگاد قزاق، که زیر دست افسران روسی تعلیم و تربیت شده بودند، پرداخت. آنچه روشن است تعداد زیادی از انقلابی‌های جنگل در درگیری‌های مسلحانه با لشگرهای انگلیس، روسیه و ارتش سلطنتی قاجار کشته شدند. جنگ جهانی اول و پادرمیانی انگلیس و روسیه تزاری در آن و ناتوانی شدید حکومت مرکزی ایران در اثر فقدان حمایت‌های خارجی، فضای سیاسی و اجتماعی آماده‌ای را برای ایجاد و رشد حرکتهای مردمی به وجود آورد. در این فضای آماده، جنبش جنگل در شهریور ۱۲۹۳ شمسی (اوت ۱۹۱۴) شکل گرفت و در مدتی کوتاه نه تنها در گیلان، بلکه در اکثر نقاط ایران با استقبال مردم روبرو شد و روزبه روز بر توان نظامی آن افزود، به طوری که به خطری جدّی برای سیاست استعماری انگلیس در منطقه تبدیل شد. میرزا و یارانش نشریه‌ای نیز به نام جنگل منتشر می‌نمودند که در مجموع در سه دوره مجزای انتشارش مشتمل بر ۳۹ شماره شد. در سال ۱۳۱۶ هجری قمری در رشت شورش نسبتاً دامنه‌داری علیه قانون خراج راهداری کارگزاران روس که از ساکنان دهستان‌ها دریافت می‌کردند به وقوع پیوست. به هنگام جنگ جهانی اول شهر رشت در معرض تاخت و تاز سپاهیان روس و بعد نیروهای انگلیسی و شورشیان محلی قرار گرفت و خرابی بسیار در آن به بار آورد. در سال ۱۹۲۰ میلادی ارتش سرخ باکو را تصرف کرد و وارد بندر انزلی شد. انگلیسی‌ها رشت را تخلیه کردند و با آتش زدن انبارهای خود و انهدام پل سفید رود رهسپار بغداد شدند. این کار موجب شد که حکومتی ضد انگلیسی به ریاست میرزا کوچک خان جنگلی در رشت تشکیل شود. در واقع در این سال گیلان از ایران جدا شده و با تشکیل جمهوری گیلان رشت به عنوان پایتخت آن برگزیده شد و تا سال ۱۹۲۱ این وضعیت برای گیلان و رشت برقرار بود. سرانجام قوایی از تهران عازم سرکوبی انقلابیون شد؛ و در پی آن به موجب قرارداد ۱۳۳۹ هجری قمری (۱۹۲۱ میلادی) که بین دولتهای ایران و اتحاد جماهیر شوروی[۵۶][۵۹]

 

انقلاب ۱۳۵۷ ایران

نخستین جرقه‌های انقلاب اسلامی در خرداد ۱۳۴۲ زده شد و در طول ۱۵ سال گسترده و گسترده‌تر شد. سر آغاز انقلاب اسلامی در گیلان را نیز می‌بایست در سالهای ۱۳۴۲ جستجو کرد. از نخستین حرکت‌های مردم گیلان قیام مردم و علماء در اعتراض به وقایع ۱۵ خرداد بود اما از سال ۱۳۵۶ فعالیت مخالفان رژیم در گیلان تشدید و علنی گردید و در سال ۱۳۵۷ مبارزات مردم در شکل گسترده‌تری ادامه یافت و مساجد گیلان به ویژه رشت، صومعه سرا و لاهیجان شاهد تجمعات روزافزون مردم بود. جلسات سخنرانی عالمانی چون احسان بخش، ابراهیم فقیهی و هادی حسام در رشت، زین العابدین قربانی در لاهیجان، میرآقا موسوی در صومعه سرا مورد توجه مردم قرار گرفت و ساواک نسبت به شهرهای مزبور حساس کرد علاوه بر رشت مردم در شهرهای رودبار، آستانه اشرفیه، رودسر، فومن و لنگرود نیز دست به تظاهرات زدند. با آغاز مهر ۱۳۵۷ مردم شهرهای گیلان فعالیت‌های خود را شدت بخشیدند و اعتصابهای گسترده‌ای در سازمانها و مدارس آغاز گردید. آیت الله ضیابری از پیشگامان مبارزه در این ایام طی اعلامیه‌ای به مأموران پلیس هشدار داد. بنا به دعوت صادق احسان بخش که رهبری مبارزه را در شهر رشت و استان گیلان بر عهده داشت اعتصابهای گسترده‌ای صورت پذیرفت و تصاویر شاه در مدارس و اماکن عمومی به آتش کشیده شد. در روز ۱۷ مهرماه مردم رشت علی رغم باران سیل آسا در راهپیمایی بزرگی شرکت کردند. در روز ۳ آبان ۱۳۵۷ نیز مردم رشت از میدان بانک ملی راه‌پیمایی دیگری را آغاز کردند و شیشه‌های مشروب فروشی‌ها و سینماها را شکستند در پایان راهپیمایی هم به منزل استاندار حمله کردند. این راهپیمایی سرانجام با مداخله نیروهای پلیس و دستگیری جمعی از راه‌پیمایان خاتمه یافت. در روز ۸ آبان ۱۳۵۷ نیروهای دولتی برای جلوگیری از گسترده شدن تظاهرات در روستاها و شهرها با فراهم آوردن نیروهای طرفدار سلطنت از سراسر استان به صومعه سرا حمله برده و به غارت و تخریب منازل و مغازه‌های مخالفان رژیم پرداختند. طی این حمله یک تن کشته و عده‌ای نیز مجروح شدند.[۶۰] در ۲۰ آبان ۱۳۵۷ مردم رشت به منظور اعتراض به حمله عناصر چماق بدست رژیم در صومعه‌سرا در رشت اقدام به راه‌پیمایی ۱۵۰ هزار نفری کردند. این راهپیمایی به مدت ۴ ساعت به طول انجامید.

 

به دنبال تظاهرات مردم رشت و دیگر شهرهای استان گیلان، مأموران انتظامی از ترس حملات چریکی روستاهای اطراف لاهیجان و سیاهکل را تحت کنترل شدید قرار دادند. در روز ۱۱ آبان ۱۳۵۷ به مناسبت شهادت یکی از جوانان روستای پشتیر صومعه‌سرا گروه کثیری از اهالی رشت به صومعه سرا رفته و به تظاهرات پرداختند. در این تظاهرات برای نخستین بار شعار «شاه ترا می‌کشیم» شنیده می‌شد. در آن روز تظاهر کنندگان تصاویری از میرزا کوچک خان را در دست داشتند و از مقابل قرارگاه میرزا کوچک خان عبور کردند. به دنبال تظاهرات مردم در رشت و صومعه‌سرا، مردم لاهیجان در روزهای ۲۲ و ۲۳ آبان تظاهرات وسیعی را آغاز کردند که این راه‌پیمایی‌ها منجر به زد و خورد شدید با نیروهای پلیس گردید و منجر به کشته شدن ۱۳ نفر از تظاهر کنندگان گردید. در طول دهه محرم سال انقلاب (از اواسط آذرماه) در ضمن سوگواری برای حسین ابن علی، تظاهرات مردم شهرهای گیلان ادامه یافت. در تاسوعا و عاشورای سال ۱۳۵۷ در استان گیلان عزاداری در خیابانها از سوی رژیم ممنوع اعلام شد. اما در اغلب شهرهای استان مراسم عزاداری به تظاهرات روز به روز خشن تر و خونین تر می‌شد. شهر لاهیجان به میدان جنگ تبدیل شده و آتش‌سوزی بزرگی بخش عظیمی از شهر را به خاکستر تبدیل کرد و عبور و مرور بواسطه موانعی که مردم در خیابانها ایجاد کرده بودند متوقف شد. به دنبال تظاهرات مردمی در ایام عزاداری عاشورا نیروهای دولتی در ۲۳ آذرماه گروهی بزرگی از طرفداران حکومت پهلوی در شهرها و روستاهای گیلان را تجهیز کرده و به شهر رشت کشاندند تا متقابلاً تظاهراتی به نفع شاه و حمایت از دولت انجام گیرد. اما تظاهر کنندگان به غارت اموال مردم، تخریب مغازه‌ها، آتش زدن وسائل نقلیه و ضرب و شتم مردم پرداختند. پزشکان و پرستاران رشت نیز در ۶ دی ماه در بیمارستان رازی گرد آمده و سپس در یک راه پیمایی شرکت کردند. در ۱۳ دی ماه در آستانه اشرفیه آتش‌سوزی مهیبی از طرف ساواک صورت پذیرفت و منزل ضیایی و تعدادی مغازه و خانه در آتش سوخت. در ۲۵ دی ماه نیز پس از تدفین شهدا تظاهرات مردم رشت از گورستان به مرکز شهر کشیده شد. مردم قصد داشتند مجسمه رضاشاه در میدان شهر داری رشت را پائین بکشند، اما در میدان فرهنگ با تیراندازی و مقاومت مأموران مواجه شدند در نهایت چند روز بعد با خروج شاه از ایران مجسمه رضاشاه پائین کشیده شد. در دی ماه در تمام شهرهای استان گیلان به ویژه شهر رشت تظاهرات متعددی صورت می‌پذیرفت که در هر تظاهرات عده‌ای کشته و زخمی می‌شدند در طول اوج‌گیری نهضت، بازاریان نیز با همراهی مردم بازارها را بسته و گاه تا ۵ روز این تحصن ادامه می‌یافت. با انتشار خبر ممانعت رژیم از ورود سید روح‌الله خمینی و بسته شدن فرودگاه خشم عمومی در استان گیلان برانگیخته شد و مردم با تظاهرات، بستن خیابانها و آتش زدن لاستیک به زد و خورد با پلیس پرداختند و مأموران را از برقرار ساختن نظم عاجز ساختند. روز ۱۲ بهمن همزمان با ورود سید روح‌الله خمینی به ایران تا پاسی از شب مردم در خیابانها به شادی پرداختند. روز ۱۹ بهمن با اعلام نخست وزیری بازرگان، یک راهپیمایی بی‌سابقه‌ای در شهرهای گیلان به ویژه رشت برگزار شد. در ۲۲ بهمن ماه روز پایان نظام شاهنشاهی در ایران مردم گیلان به کلانتری‌ها و پادگان‌ها حمله بردند. این درگیری‌ها تا ۲۳ بهمن ادامه داشت. از جمله مراکز مقاومت که تا بعدازظهر روز ۲۳ بهمن هنوز تسلیم نشده بود ساواک رشت (واقع در مجاورت باغ محتشم-پارک بزرگ شهر-) بود. مردم با بلدوزر درب ساواک را شکسته و به آن حمله کردند و یک گروه ۲۲ نفره از مأموران ساواک به سوی مردم تیراندازی می‌کردند. محاصره ساواک ۸ ساعت به طول انجامید و ۹ نفر از مأموران ساواک کشته شدند. مأموران ساواک که مقاومت را بی‌فایده می‌دیدند با به آتش کشیدن ساواک موفق به فرار شدند و ساواک به تسخیر مردم درآمد. پس از این واقعه ساواک رشت و سایر نیروهای رژیم نیز تسلیم شدند. دیگر تمام شهر به تصرف مردم درآمده بود خبرهایی که از رادیو تهران پخش شد به آخرین مقاومت‌ها پایان بخشید و همه مردم حتی خانواده‌هایی که در غم و اندوه شهادت عزیزان خود عزادار بودند، پیروزی انقلاب و سرنگونی رژیم را جشن گرفته به شادمانی و پایکوبی پرداختند. با فتح شهر رشت در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ یک کمیته ۲۵ نفری به ریاست صادق احسان‌بخش زمام امور شهر رشت مرکز استان گیلان را در دست گرفت.[۶۱]

 

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B4%D8%AA#.D8.B1.D8.B4.D8.AA_.D8.A7.D8.B2_.D9.85.D9.86.D8.B8.D8.B1_.D8.AA.D8.A7.D8.B1.DB.8C.D8.AE  

 

 

پرتال جامع علوم انسانی / رشت و گذشته آن

محمدباقر شرقی

درباره رشت و گذشته آن، مقاله اى ديدم از استاد فرزانه و  محقق آقاى جعفر خمامى زاده با عنوان «رشت و نقشه سال 1332 سرتيپ پور». كه در كتابى با عنوان «ره آورد گيل» چاپ شده و استاد در آن مقاله به بررسى كذشته شهر رشت و نقشه شهر كه در سال 1332 تهيه شده بود پرداخته است. به علت طولانى بوده مقاله كه به توضيح جزئيات نقشه مذكور، نام كوچه ها، باغ ها، اداره ها، گاراژها، كاروانسراها و ... مى پردازد. از درج قسمت دوم مقاله خوددارى نموده و

 قسمت اول آن را كه پيرامون گذشته شهر رشت است. از نظر خوانندگان مى گذرانيم و به جاى نقشه مذكور و بعنوان حسن ختام و نقشه ديگرى را كه در سال 1346 توسط استاندارى گيلان منتشر گرديده در پايان مقاله چاپ مى نمايم.

برای خواندن متن کامل به لینک زیر مراجعه کنید:

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120326105142-1104-12.pdf  

 

 

 

کتابناک / کتاب تاریخچه و نقشه های رشت

 

نویسنده: جمعی از نویسندگان

یکی از کلان‌شهرهای ایران و مرکز استان گیلان در شمال ایران و مرکز شهرستان رشت است. این کلانشهر همچنین بزرگترین و پرجمعیت‌ترین شهر شمال ایران در بین سه استان حاشیه‌ای دریای خزر (مازندران، گیلان و گلستان) محسوب می‌شود(بسیاری از ساکنین رشت و استان گیلان واژه دریای کاسپی را به جای دریای خزر به کار می‌برند). رشت در ۴۹ درجه و ۳۶ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه و ۱۶ دقیقه عرض شمالی واقع شده و فاصله آن از تهران ۳۲۵ کیلومتر می‌باشد. همچنین شهر رشت با مساحت ۱۳۶ کیلومتر مربع در زمینی مسطح و هموار به ارتفاع ۵ متر از سطح آب‌های آزاد قرار دارد.بر اساس سرشماری رسمی در سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۵۵۱٬۱۶۱ نفر بوده‌است. و بر اساس سرشماری سال ۹۰ جمعیت آن ۱٬۰۱۰٬۱۹۳ نفر است.

وجه تسمیه نام رشت مشخص نیست و درباره آن تنها گمانه‌زنی شده‌است.

 

بنابه گمانی، تلفظ دقیق این نام رِشت بوده که آن نیز از بن ریسیدن گرفته شده‌است و دلیل این نام گذاری مطرح بودن این شهر در تولید رشته‌های ابریشمی دانسته شده‌است.

 

همچنین گفته می‌شود در ابتدا رشت به صورت روستایی بزرگ میان یک فضای جنگلی بوده و از آبادی‌های کهن ایران بشمار می‌رفته که نامش در کتاب حدودالعالم به سال ۳۷۲ هجری آمده‌است. در خصوص نام رشت هم نظرات متعددی وجود دارد. از جمله معروف به (بیه) یعنی مصب بین دو رود یا (دارالمرز) یعنی سرزمین پست و گود (جلگه) و یا به نظر علی‌اکبر دهخدا چون ساخت اصلی شهر در سال ۹۰۰ هجری بوده و کلمه رشت در حساب ابجد ۹۰۰ است این نام را انتخاب نمودند.

 

از دیگر دلایل نام گذاری رشت کلمه «رش» به معنی باران بسیار ریز است. زیرا آب و هوا در این منطقه تقریباً ۸ ماه از سال بارانی است که نوع باران رش بوده و تا ۴ روز در هفته نیز ممکن است ادامه پیدا کند. در این صورت رشت یعنی مکانی که در آنجا باران به صورت مداوم می‌بارد واژه گیلکی «وارش» که به معنی باران است موید این نکته‌است که این واژه مرکب از وا+رش ساخته شده که اصل کلمهٔ مرکب هم پیشوند «وا» معادل «باز» متبادر کنندهٔ «باز باران» یعنی «باران مکرر»است و این در واقع خصوصیت اصلی این شهر است. رشت مرکب از دو پاره واژه رش و ت است. رش همان گونه که آمد باران ریز و مدام است و ت پسوند جای است در زبان پهلوی به گونه‌ای که تشت یا آتشت به معنی آتشدان است. در نتیجه رشت یعنی جایی که در آن باران ریز و مدام می‌بارد.

رشت زادگاه و زیستگاه بسیاری از مشاهیر گذشته و معاصر بوده که برخی از آنان نظیر فضل‌الله رضا (واصغ تئوری انفورماسیون)، پروفسور مجید سمیعی (پزشک برگزیده سال ۲۰۰۳ از طرف رویال کالج کانادا)، پرفسور حسن اکبرزاده (احراز کننده مدال درجه یک علمی از موسسه تحقیقات و علوم پاریس) و دکتر بهزاد (پدر زیست‌شناسی نوین ایران) دارای شهرت جهانی هستند که تندیس آنها در یک اقدام کم نظیر توسط شهرداری رشت در سبزه میدان رشت نصب شده‌است. و همچنین: از مفاخر علمی و تاریخی و فرهنگی و ادبی میتوان ازبزرگان زیر نام برد:میرزا کوچک خان جنگلی، میرزا حسین کسمایی، کوشیار گیلانی، استادپورداوود، هوشنگ ابتهاج(ه.الف.سایه)، محمد علی افراشته، پروفسور فضل‌الله رضا، دکتر حسن عضدی، کریم کشاورز،دکتر محمد معین ، علی رضا پنجه ای ،عباس امیری ، حمیده خیرآبادی ،سوسن تسلیمی، فریدون پور رضا، ناصر مسعودی، انوشیروان روحانی، جهان پهلوان محمود نامجوی، خسرو گلسرخی، امید هرندی، آرسن میناسیان و...

 

مذهب مردم گیلان

پیش از ورود اسلام به ایران، گروهی از ساکنان گیلان و دیلمان زرتشتی و گروهی دیگر بت‌پرست بودند. با آنکه دو نفر کشیش مسیحی در دیلم و دو کشیش دیگر در ری و طبرستان وجود داشته‌اند اما آئین مسیحیت پیروان چندانی را در منطقهٔ گیلان به خود جذب نکرده بود. پس از شکست ایرانیان در قادسیه، چهار هزار نفر از سربازان دیلم تصمیم گرفتند به اسلام بگروند و به تازیان در جنگ جلولا کمک کنند، به همین سبب با مسلمانان در کوفه مستقر شدند. از آن به بعد کسانی که از طرف خلیفه بغداد تحت شکنجه و تعقیب بودند می توانستند در گیلان پذیرایی شوند. در حال حاضر مذهب اکثریت مردم شیعه دوازده‌امامی است ولی تعدادی اقلیت مذهبی از سال‌های بسیار دور در کنار دیگر مردم رشت زندگی می‌کنند.

 

لینک وبسایت:

http://ketabnak.com/book/39507/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%D9%87-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B4%D8%AA  

 

لینک برای مطالعه و دانلود کتاب:

http://ketabnak.com/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86  

 

 

تبیان / تاریخچه شهر رشت

رشت، ابتدا قصبه ای بود كه در میان دو رودخانه گوهررود و سیاهرود قرار داشت و از این جهت نیز قدمت دیرینه دارد. ولی از جهت سابقه شهری، اولین بار حمدا... مستوفی، در قرن هشتم هجری، از این شهر نام برده است. نام قدیمی رشت دارالمرز یا دارالامان بوده كه قبل از این دو، به آن بیه می گفته اند.

بیه در لغت نامه ها، رود و یا مصب بین دو رودخانه معنی شده است و چنین به نظر می رسد كه دلیل این نامگذاری، قرار گرفتن آن در میان دو رودخانه است كه به مثابه حفاظ و دیوار شهر محسوب می گردید. وجه تسمیه رشت، در فرهنگ دساتیر، به معنی گچی كه بنّایان، سنگ و آجر را به آن محكم نمایند و در لغت نامه های انجمن آراء، آنندراج، فرس اسدی، لغت محلی شوشتری، برهان، ناظم الاطبا و لغت نامه جهانگیری: چیزی كه از هم فرو ریزد ـ هر چیزی كه از هم فرو ریزد و فروپاشد ـ دیوار مشرف بر افتادن. گچ را نیز گویند كه بدان خانه سفید كنند ـ لجن و خاكروبه ـ خاک و گرد ـ خاک را گویند ـ رنگ كرده نیز معنی شده است.

دهخدا معتقد است، چون شهر رشت در سال ۹۰۰ هجری ساخته شده، بنابراین برای نام این مكان از ماده تاریخ آن استفاده كرده اند و كلمه رشت به حساب ابجد ۹۰۰ هجری است.

آبادانی شهر رشت، از زمان شاه عباس صفوی كه در آن زمان، به صورت قصبه بوده شروع شد و در زمان قاجار، به دلیل توسعه اقتصادی ایران و روسیه، گسترش پیدا كرده و نام قدیمی محلات شهر رشت، كه اكثراً بیانگر پیشه ساكنین آن است، در سفرنامه ها نیز آمده و جز دو سه مورد از آنها بقیه به همان نامهای قدیمی خود مشهور و معروف هستند كه عمده ترین آنها عبارتند از:

ساغریسازان ـ رودبارتان ـ خمیران زاهدان ـ دباغیان ـ كوزه گران ـ خمیران چهل تن ـ چله خانه ـ چمارسرا ـ استادسرا ـ پاسكیاب ـ سرخبنده ـ آتشگاه بیستون ـ صیقلان ـ زرجوب ـ كیاب ـ سبزه میدان ـ دو برادران (چهار برادران) كه از جمله محلات قدیمی شهر رشت محسوب میشود. این بافت قدیمی، ضمن آنكه جزئی از میراث فرهنگی است و آثار و بقایا و سنن وآداب و رسوم دوران قدیم را تداعی می كند، می تواند از معضلات قابل توجه در بافت شهری این شهر نیز محسوب شود. رشت كه به شهر بارانهای نقره ای معروف است. مركز استان گیلان میباشد و برای اولین بار نام آن در كتاب حدود العالم كه به سال ۳۷۲ هـ.ق نگارش یافته با صفت ناحیه بزرگ آمده است.

رشت از سال ۱۰۰۴ هجری قمری به فرمان شاه عباس مركز استان گیلان و مركز معاملات نوغان و ابریشم شد كه در آن زمان محصول اول گیلان بود. این امر موجب شد كه مالكان بزرگ و بازرگانان ایرانی، روسی، یونانی و ارمنی كه تاجر نوغان ابریشم بودند به این شهر توجه كنند و شهر رشت رشد چشمگیری پیدا نماید.

ملگونف، جهانگرد روس كه در سال ۱۲۷۵ هجری قمری به رشت سفر كرده بود، در خاطرات خود نوشته است كه این شهر در آن روزگار دارای ۵۴۶۳ خانه ۱۰۲۱ مغازه و ۲۷۳۱۴ نفر جمعیت بوده است. در نظر او رشت شهری بود بسیار خوش وضع با خانه های زیبای رو به دریا كه بازرگانان از هند، بخارا، روم و عثمانی به سودای ابریشم به آن سفر می كردند. در دوران مشروطه و بعد از آن، گیلان به یكی از كانونهای تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران تبدیل شد. نهضت استقلال طلبانه جنگل، گسترش شهرها، تاسیس آموزشگاه های متعدد و ارتقای سطح فرهنگ شهروندان رشت، این شهر را در زمره پیشروترین شهرهای كشور قرار داد.

هم اكنون، شهر رشت با ۱۳۶ كیلومتر مربع مساحت، دارای بیش از ۵۱۳ هزار نفر جمعیت است.

 

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleID=308768  

 

 

 

پایگاه خبری دیار باران / ریشه رشت از چیست؟

وجه تسمیه رشت در فرهنگ دساتیر، به معنی گچی که بنّایان، سنگ و آجر را به آن محکم نمایند و در لغت‌نامه‌های انجمن آراء، آنندراج، فرس اسدی، لغت محلی شوشتری، برهان، ناظم الاطبا و لغت نامه جهانگیری، رشت یعنی چیزی که از هم فرو ریزد. هر چیزی که از هم فرو ریزد و فرو پاشد. دیوار مشرف بر افتادن. گچ را نیز گویند که بدان خانه سفید کنند.

رَشت (به فتح اول) به معنی در فرو افتاده در گودی قرار گرفته یا جای پست است. صفتی بود برای هفته بازار رشت و حومه که روزهای یکشنبه در این شهر و روزهای چهارشنبه در آج بیشه حومه رشت تشکیل می‌شد. رشت بازار یعنی بازار در گودی قرار گرفته و این صفت بدان اعتبار بود که هر پیله‌ور و یا مسافری که از بخش‌های جنوبی، مانند رودبار یا از مناطق غربی مانند فومن یا از مناطق شرقی مانند لاهیجان به سـوی رشت حرکـت می‌کرد، از منطقه‌ای بلندتر به ناحیه‌ای که در سطـح پایین قـرار داشت سـرازیر می‌شـد. تدریجاً “بازار” از آخر نام حذف شد و “رشت” باقی ماند.

حمداﷲ مستوفی گوید: «رشت از اقلیم چهارم ، هوایش بقایت گرم و متعفن است . حاصلش غله و پنبه و ابریشم و برنج است و مردم آنجا کوهی و بی‌تمیز باشند». همچنین گفته می‌شود در ابتدا رشت به صورت قصبه‌ای بزرگ میان یک فضای جنگلی بوده و از آبادی‌های کهن ایران بشمار می‌رفته که نامش در کتاب حدودالعالم به سال ۳۷۲ هجری آمده است.

 

در خصوص نام رشت هم نظرات متعددی وجود دارد. از جمله معروف به (بیه) یعنی مصب بین دو رود یا (دارالمرز) یعنی سرزمین پست و گود (جلگه) و یا به نظر علی‌اکبر دهخدا چون ساخت اصلی شهر در سال ۹۰۰ هجری بوده و کلمه رشت در حساب ابجد ۹۰۰ است این نام را انتخاب نمودند.

بنا به یک گمانه زنی دیگر تلفظ دقیق نام این شهر رِشت (به کسره اول) بوده که آن نیز از بن ریسیدن گرفته شده‌است و دلیل این نام گذاری مطرح بودن این شهر در تولید رشته‌های ابریشمی دانسته شده است.

طبق یکی دیگر از گمانه زنی‌ها معنی کلمه رَشت از ترکیب کلمه «رِش» به معنی باران بسیار ریز است. که با پذیرفتن این گمانه زنی می‌توان رشت را به مکانی که در آنجا باران به صورت مداوم می‌بارد پذیرفت. واژه گیلکی «وارش» که به معنی باران است موید این نکته است که این واژه مرکب از وا رش ساخته شده که اصل کلمهٔ مرکب هم پیشوند «وا» معادل «باز» متبادر کنندهٔ «باز باران» یعنی «باران مکرر» است.

 

http://www.diyarebaran.ir/%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/  

 

 

گیلان و چشم‌اندازهای آن / وجه تسمیه شهر رشت و توابع آن

رشت:

وجه تسمیه نام رشت مشخص نیست و درباره آن تنها گمان زنی شده است. بنا به گمانی تلفظ دقیق این نام رِشت بوده که آن نیز از بن ریسیدن گرفته شده است و دلیل این نام گذاری مطرح بودن این شهر در تولید رشته های ابریشمی دانسته شده است. هم چنین گفته می شود در ابتدا رشت به صورت روستایی بزرگ میان یک فضای جنگلی بوده و از آبادی های کهن ایران به شمار می رفته که نامش در کتاب حدودالعالم ، سال 372 هجری آمده است. در خصوص نام رشت هم نظرات متعددی وجود دارد. از جمله بیه یعنی بین دو رود یا دارالمرز یعنی سرزمین پست وگود و جلگه ای و یا به نظر دهخدا چون ساخت اصلی این شهر در سال 900 هجری بوده و این عدد در حروف ابجد رشت است این نام را برای آن بر گزیدند. از دیگر دلایل این نام گذاری رشت کلمه((رِش)) به معنای باران بسیار ریز است. زیرا آب و هوا در این منطقه تقریبا 8 ماه در سال است که به این نوع باران رش گفته می شد و ممکن بود در هفته تا چهار روز نیز ادامه پیدا کند. و پاره واژه ((ت))  نیز که از زبان پهلوی به جا مانده به معنای جا و مکان است که ادغام این دو پاره واژه،  ترکیب رشت به معنای مکان باران مداوم را پدید آورده است.(سازمان جغرافیایی نیروهای مصلح،ص153)

 

کوچصفهان 

این شهرستان به دوران صفوی وبه هنگام لشگرکشی شاه عباس اول بر می گردد. بدین روایت که زمان لشکرکشی این پادشاه ، این نقطه خوش آب و هوا را مدتی به عنوان اردوگاه انتخاب کردند. بعدها تعدادی از لشکریان با خانواده های خود به این ناحیه کوچ کردند. کوچ اصفهان را در ابتدا کوچ اسپاهان می نامیدند. (سازمان جغرافیایی نیروهای مصلح، ص 300)

  لشت نشا 

از نظر وجه تسمیه این بخش، علت نام گذاری آن اهمیت برنج کاری در این منطقه است. لشت نشا یعنی محلی که شالی ها را در آن می کارند. قدمت آن نیز به عنوان منطقه ای بسیار زیاد بوده است و به عهد سادات کیایی باز می گردد اما از نظر شهریت گذشته دوری ندارد. یعنی در گذشته  از جمله آبادی های تابعه کوچصفهان محسوب می شد. متأسفانه لشت نشا نیز در طول تاریخ چندین بار مورد تاخت و تاز های مختلف قرار گرفته و به همین جهت از پیشرفت چندانی بر خوردار نگشته است.(سازمان جغرافیایی نیروهای مصلح،ص 346)

 

 خمام

وجه تسمیه خمام به علت وجود رودخانه خمام رود در کنار آن است. از طرف دیگر باید متذکر شد که تنها دلیل شکل گیری این شهر در این محل به دلیل وجود خمام رود و توسعه و آبادانی آن نیز به علت قرار گرفتن در مسیر دو شهر رشت و بندر انزلی است و هیچ گونه واقعه تاریخی یا آثار باستانی در آن وجود ندارد. (سازمان جغرافیایی نیروهای مصلح،ص 161)

 

 خشک بیجار

 این شهر مربوط به 800 سال پیش بوده است و مانند بیش تر شهر ها و روستاها، در دوران قبل از انقلاب اسلامی دارای ارباب بوده است. ارباب این منطقه جمشید خان بوده است. علت نام گذاری آن به دلیل کم آبی این منطقه است. این شهر در 23 کیلومتری شمال شرقی  شهر رشت واقع است. خشک بیجار از دو کلمه خشک و بیجار به معنای شالیزار خشک ترکیب یافته است. با توجه به اطلاعات به دست آمده و بررسی آن در گذشته ، پدیده کم آبی از مشکلات عمده این شهرستان بوده است. دوری از سفیدرود و عدم دسترسی به این رود عظیم مشکلات فراوانی را در امر کشاورزی ایجاد می کردبه طوری که در سال های کم باران به علت استفاده مزارع بالا دست به کم بود آب دچار شدند. به این دلیل این مکان را خشک بیجار نامیدند.(رجبی،1389)

 

 سنگر

سنگر ناحیه ای قدیمی موسوم به کهدم قرار دارد. این ناحیه که در منایع قدیم از آن به صورت کوهدم و کوتم یاد شده، منطقه ای بین امام زاده هاشم برسرراه جاده رشت- قزوین و سنگر کنونی که سابقاً در تقسیمات سیاسی با عنوان دهستان کهدمات شناخته می گردید.

وجه تسمیه کهدم عبارت است ازکوه+ دم. این نظر شاید به دلیل نزدیکی آن با منطقه امام زاده هاشم و سلسله جبار البرز درست باشد. در گذشته سنگر را دروازه رشت نیز می دانستند زیرا دفاع از رشت در این ناحیه صورت می گرفت و مشهورترین آن نهضت جنگل است. به همین دلیل کهدم به سنگر تغییر نام داد. (سازمان جغرافیایی نیروهای مصلح،ص 175)

گزارش از:خانم ترمه روزبهان، کارشناس مدیریت جهانگردی

 

http://guilanview.blogfa.com/post-332.aspx  

 

 

گردشگری / وجه تسمیه شهر رشت

 

وجه تسمیه رشت

ریشۀ نام رَشت (بیه پَس)

رشت در استان گیلان است و مردم آن به زبان گیلکی سخن می­گویند. دربارۀ ریشۀ نام رشت چندین سخن وجود دارد:

ریشۀ نامگذاری رشت واژه «رش» به معنای باران بسیار ریز است. زیرا آب­و­هوا در این منطقه بیشتر سال بارانی است که نوع باران «رش» است. در این صورت رشت یعنی جایی که در آنجا باران پیوسته می‌بارد واژۀ گیلکی «وارِش» که به معنای باران است نشانگر این نکته می­باشد که این واژه پیوندی از «وا+رش» است. در زبان کردی فِیلی (فَـهلَوی) واژۀ (آوَه رَشـَه) به معنای (آب پاشی) است که همین معنای «وارش» را به یاد می­آورد.

گروه دوم گویند: تلفّظ درست نام رَشت، رِشت بوده که آن نیز از بن «ریسیدن» گرفته شده و ریشۀ این نامگذاری تولید رشته‌های ابریشمی در شهر است.

امّا سخن سوم در این باره : رشت دارالمرز یا دارالامان بوده كه پیشتر، به آن بیه یا بیه پس می­گفتند . بیه در فرهنگ لغت، رود و یا دهانۀ میان دو رودخانه معنا شده است. چون در لغت اوستا و پارسی «بی آوه» به معنای منسوب به دو آب است. چنین به نظر می­رسد كه ریشۀ این نامگذاری، قرار گرفتن آن در میان دو رودخانه است كه به مانند دیوار شهر به شمار می­آید. بنابراین نام بیه پس (بی-آو-پاس) به معنای جای پاسداری شده توسّط دو رودخانه است. اگر نام رشت را با همین ویژگی این شهر معنا کنیم درست می­نـماید. نخست باید بپنداریم بخش نخست «بیه» (منسوب به دو) به همراه نام رشت در آغاز آن به کار می­رفته است، یعنی در اصل نام شهر رشت، در آغاز «بی- آو "را-ایشت» ( یعنی ناحیۀ نگهبانی شده در میان دو رود) بوده که بخش اوستایی دوم آن یعنی  «را ایشت» (جایگاه پاسداری شده) در گذر زمان کوتاه شده و تبدیل به رشت شده است.

سخن چهارم دربارۀ ریشه نام شهر رشت از آن علّامه دهخدا است. به نظر علّامه علی‌اکبر دهخدا چون ساخت اصلی شهر در سال ۹۰۰ هجری بوده و واژۀ رشت در حساب ابجد ۹۰۰ است این نام را برگزیده­اند. گویا فرمانروای شهر فرد ادیبی بوده که با حساب اَبجَد شهر را نامگذاری کرده است. ( ر= 300 ، ش = 400 ، ت = 500  پس رشت = 900) به این سخن می­شود خرده گرفت؛ زیرا نام شهر رشت در کتاب«حدود العالم من المشرق الی المغرب» که کهن­ترین جغرافیا به زبان فارسی بوده و به سال ۳۷۲ هجری قمری در زمان نوح بن منصور سامانی نگارش یافته، با صفت ناحیه بزرگ آمده و جزء یازده ناحیه بزرگ «آنسوی رودیان» یا گیلان بیه پس (گیلان غربی) شمرده شده که معلوم می­شود، رشت تا آن زمان و به گمان بسیار در روزگار باستان بوده است. مگر اینکه در سال 900 این شهر بازسازی شده باشد.

رَشت به معنای «در فروافتاده»، «در گودی قرار گرفته» یا «جای پست» است. صفتی بوده برای هفته بازار رشت و پیرامون آن که در آج بیشه حومۀ رشت تشکیل می‌شد. «رشت بازار» یعنی «بازار در گودی قرار گرفته» و این صفت بدان اعتبار بود که هر پیله‌ور و یا مسافری که از بخش­های جنوبی، مانند رودبار یا از مناطق غربی مانند فومن یا از مناطق شرقی مانند لاهیجان به سوی رشت حرکت می‌کرد، از منطقه‌ای بلندتر به ناحیه‌ای که در سطح پایین قرار داشت سرازیر می‌شد. کم­کم «بازار» از آخر «رشت بازار» افتاد و «رشت» ماند.

در اوستا واژۀ «هو رشت» آمده است. هو به معنای نیک و رشت به معنای کردار است. شاید رشت در پارسی به معنای کار یا عمل یا کردار یا جای کار برای کار باشد.

برخی بر این گمانند که نام رشت از نام ایزد باران در زبان پهلوی یعنی تیشتر گرفته شده است.

 

http://banbaey.blogfa.com/post-677.aspx  

 

 

8 دی / “رشت” نامی که ۹۰۰سال قدمت و ریشه در حروف “ابجد” دارد

رشت

ریشۀ نامگذاری رشت واژه «رش» به معنای باران بسیار ریز است. در این صورت رشت یعنی جایی که در آنجا باران پیوسته می‌بارد واژۀ گیلکی «وارِش» که به معنای باران است نشانگر این نکته می¬باشد که این واژه پیوندی از «وا+رش» است. در زبان کردی فِیلی (فَـهلَوی) واژۀ (آوَه رَشـَه) به معنای (آب پاشی) است که همین معنای «وارش» را به یاد می¬آورد.

گروه دوم گویند: تلفّظ درست نام رَشت، رِشت بوده که آن نیز از بن «ریسیدن» گرفته شده و ریشۀ این نامگذاری تولید رشته‌های ابریشمی در شهر است.

امّا سخن سوم در این باره : رشت دارالمرز یا دارالامان بوده که پیشتر، به آن بیه یا بیه پس می¬گفتند. بیه در فرهنگ لغت، رود و یا دهانۀ میان دو رودخانه معنا شده است. چون در لغت اوستا و پارسی «بی آوه» به معنای منسوب به دو آب است، چنین به نظر میرسد که ریشۀ این نامگذاری، قرار گرفتن آن در میان دو رودخانه است که به مانند دیوار شهر به شمار می آید. بنابراین نام بیه پس (بی-آو-پاس) به معنای جای پاسداری شده توسّط دو رودخانه است. اگر نام رشت را با همین ویژگی این شهر معنا کنیم درست می¬نـماید. نخست باید بپنداریم بخش نخست «بیه» (منسوب به دو) به همراه نام رشت در آغاز آن به کار می رفته است، یعنی در اصل نام شهر رشت، در آغاز «بی- آو “را-ایشت» ( یعنی ناحیۀ نگهبانی شده در میان دو رود) بوده که بخش اوستایی دوم آن یعنی «را ایشت» (جایگاه پاسداری شده) در گذر زمان کوتاه شده و تبدیل به رشت شده است.

به نظر دهخدا چون ساخت اصلی شهر در سال ۹۰۰ هجری بوده و واژۀ رشت در حساب ابجد ۹۰۰ است این نام را برگزیده اند. گویا فرمانروای شهر، فرد ادیبی بوده که با حساب اَبجَد شهر را نامگذاری کرده است. ( ر= ۳۰۰ ، ش = ۴۰۰ ، ت = ۵۰۰ پس رشت = ۹۰۰) به این سخن می-شود خرده گرفت؛ زیرا نام شهر رشت در کتاب«حدود العالم من المشرق الی المغرب» که کهن¬ترین جغرافیا به زبان فارسی بوده و به سال ۳۷۲ هجری قمری در زمان نوح بن منصور سامانی نگارش یافته، با صفت ناحیه بزرگ آمده و جزء یازده ناحیه بزرگ «آنسوی رودیان» یا گیلان بیه پس (گیلان غربی) شمرده شده که معلوم می¬شود، رشت تا آن زمان و به گمان بسیار در روزگار باستان بوده است. مگر اینکه در سال ۹۰۰ این شهر بازسازی شده باشد.

از طرفی رَشت به معنای «در فروافتاده»، «در گودی قرار گرفته» یا «جای پست» است. صفتی بوده برای هفته بازار رشت و پیرامون آن که در آج بیشه حومۀ رشت تشکیل می‌شد. «رشت بازار» یعنی بازار در گودی قرار گرفته، کم¬کم «بازار» از آخر «رشت بازار» افتاد و «رشت» ماند.

در اوستا واژۀ «هو رشت» آمده است. هو به معنای نیک و رشت به معنای کردار است. شاید رشت در پارسی به معنای کار یا عمل یا کردار یا جای کار برای کار باشد.

برخی بر این گمانند که نام رشت از نام ایزد باران در زبان پهلوی یعنی تیشتر گرفته شده است.

http://www.8deynews.com/96911/%D8%B1%D8%B4%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%87-900%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%82%D8%AF%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%B1%D9%88%D9%81-%D8%A7%D8%A8%D8%AC/  

 

 

 

جغرافیا و اقلیم

 

پایگاه مجلات تخصصی نور / تأثیرات عناصر آب و هوایی در شکل گیری معماری شهر رشت

مجید زاهدی

 

چکیده:

یکی از کاربردهای اقلیم شناسی در قلمرو معماری است.برای تعیین ساختارهای معماری هر منطقه و بالا بردن آسایش ساکنان آن، ویژگیهای آب و هوایی محلی بایستی مورد توجه و مطالعه قرار گیرند.آب و هواشناسان و معماران با مشاوره و همکاری یکدیگر می‌توانند تدابیری بیاندیشند تا مشکلاتی را که در اثر بارندگی زیاد و رطوبت بیشتر در مناطق مرطوب حاصل می‌شود، به حداقل برسانند. با آگاهی از عوامل اقلیمی شهر رشت، جهت‌گیری ساختمانها، شناخت از مصاحل ساختمانی مناسب، انتخاب ابعاد پنجره‌ها، تعیین و شیب بامها شاید بتوان تدابیری اندیشید تا ساکنان احساس راحتی و آسایش بیشتر کنند و با مصرف کمرین گرمایش مکانیکی، حرارت مورد نیاز مسکن خود را نیز تأمین نمایند.

 

برای خواندن متن کامل مقاله در زیر کلیک کنید:

http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/60324/%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B5%D8%B1-%D8%A2%D8%A8-%D9%88-%D9%87%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AA?q=%D8%B1%D8%B4%D8%AA&score=4.4178042&rownumber=8  

 

 

 

میراث فرهنگی استان گیلان / اطلاعات اقلیمی و جمعیتی شهر رشت

اطلاعات اقلیم و جمعیتی رشت

اين شهرستان از شمال به درياي خزر و بندر انزلي ، از جنوب به شهرستان رودبار ، از شرق به شهرستانهاي سياهكل و آستانه اشرفيه و از غرب به شهرستانهاي فومن ، صومعه سرا و شفت منتهي ميشود.شهرستان رشت با توجه به شرايط جغرافيايي ،اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي و سياسي ـ اداري داراي ويژگيهاي مهمي است ، همانطوريكه متذكر شديم اين شهرستان به جهت موقعيت جغرافيايي ( واقع شدن در جلگه مركزي و وسعت زياد آن ، حاصلخيزي خاك و اراضي ، مهمترين منطقه توليد و كشت برنج است ) و موقعيت ارتباطي ( واقع شدن بر رسر راه تهران ، قزوين ، انزلي ، آستارا از يك سو و مسيرجاده اصلي گيلان به مازندران و شرق گيلان از سوي ديگر ) و موقعيت سياسي ـ اداري ( واقع شدن شهر رشت بعنوان مركز استان گيلان در اين قسمت ) و رونق اقتصادي و گسترش شهرهاي صنعتي و ايجاد كارخانه هاي صنعتي و به تبع آن افزايش فعاليتهاي زراعي ـ تجاري داراي اهميت مي باشد در اين شهرستان بنابر اين بررسي و مطالعه فرهنگي واجتماعي آن از ديدگاه مردم شناسي بسيار مهم و ضروري است.

 

 اين شهرستان با مساحت 2/1272كيلومتر مربع، شامل 6 بخش : مركزي ، خمام ، خشكبيجار ، سنگر ، كوچصفهان و لشت نشاء و 18 دهستان و 296 آبادي ، كه 294 آبادي آن داراي سكنه و 2 آبادي آن خالي از سكنه است. جمعيت شهرستان طبق سرشماري سال 1385 ، 857606  نفر بوده است كه تراكم نسبي آن 430 نفر درهر كيلومتر مربع است كه از اين تعداد 7/68 درصد آنها شهر نشين هستند ، همچنين 32% كل جمعيت استان به اين شهرستان تعلق دارد. مردم آن آريايي نژاد و به زبان فارسي وگويش گيلكي سخن مي گويند در اين شهر عده اي ارامنه و يهودي هم اقامت دارند در گذشتهعده اي يوناني نيز به سبب رونق تجارت نخ نوغان و نوغانداران به گيلان كشانده شده بودند كه اكنون كسي از آنها باقي نمانده ، ارامنه ، كليسائي در رشت دارند و درگذشته بيشتر صاحب مدرسه سالن تئاتر بودند.

ساكنان شهرهاي اين شهرستان عمدتاً به مشاغل خدماتي ، تجاري و صنعتي مشغول هستند و شاليكاري نيز از عمده فعاليتهاي روستاييان اين خطه مي باشد. در بخش كشاورزي ، اين ناحيه از مستعدترين مناطق استان و كل كشور محسوب مي شود.

 شهرستان رشت با توجه به شرايط جغرافيايي،اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و سياسي- اداري داراي ويژگيهاي مهمي است. همانطوريكه متذكر شديم اين شهرستان به جهت موقعيت جغرافيايي ( واقع شدن در جلگه مركزي و وسعت زياد آن، حاصلخيزي خاك و اراضي و مهمترين منطقه كشت و توليد برنج)، موقعيتارتباطي ( واقع شدن بر سر راه قزوين- تهران و بندرانزلي- آستارا از يك سو و مسير جاده اصلي گيلان به مازندران و شرق گيلان از سوي ديگر)، موقعيت سياسي- اداري ( واقع شدن شهر رشت بعنوان مركز استان گيلان)، رونق اقتصادي و گسترش شهرهاي صنعتي و ايجاد كارخانه هاي صنعتي و به تبع آن افزايش فعاليتهاي زراعي- تجاري داراي اهميت مي باشد. بنابراين در اين شهرستان بررسي و مطالعه فرهنگي و اجتماعي آن از ديدگاه مردم شناسي، بسيار مهم و ضروري است.

شهر رشت بعنوان مركز استان گيلان تقريباً در مركز جلگه گيلان ، در وسيعترين بخش دلتاي رودخانه سفيد رود با ارتفاع متوسط 8 متر از سطح درياهاي آزاد و در 330 كيلومتري شمال باختري تهران و در انتهاي راه كناره اصلي درياي خزر و در مسيرراه اصلي درجه يك قزوين به بندر انزلي واقع شده است. دو شاخابه از سفيد رود بنامهاي 1- سياهرود 2- گوهر رودبار از دو سوي خاور و باختر شهر رشت روان هستند وسرانجام به مرداب انزلي مي ريزند.

 

http://gilanchto.ir/2014-03-13-22-38-02/2014-03-13-22-41-11/rasht-geo  

 

 

دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا / جغرافیای رشت

مکان نگاری

رشت در ۴۹ درجه و ۳۶ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه و ۱۶ دقیقه عرض شمالی واقع شده و فاصله آن از تهران ۳۰۰ کیلومتر می‌باشد.[۷۳] همچنین شهر رشت با مساحت ۱۸۰ کیلومتر مربع در زمینی مسطح و هموار به ارتفاع به طور میانگین ۵ متر از سطح آب‌های آزاد قرار دارد. رشته کوه البرز در قسمت جنوبی شهر رشت واقع شده و نزدیک‌ترین قله بلند به شهر رشت (درفک) به ارتفاع ۲٬۷۳۳ متر است. نزدیک‌ترین شهرستان به رشت صومعه سرا است که در فاصلهٔ ۲۶ کیلومتر ی آن قرار دارد. رشت از شمال به دریای خزر و مرداب انزلی، از غرب به رودخانه پسیخان، صومعه سرا و فومن، از جنوب به بخش سنگر و شهرستان رودبار و از شرق به کوچصفهان و آستانه اشرفیه محدود است.[۷۴]

سلسله جبال البرز در قسمت جنوبی شهر رشت واقع شده و نزدیک‌ترین قله بلند به شهر رشت (درفک) به ارتفاع ۳۵۰۰ متر است. نزدیک‌ترین شهرستان به رشت صومعه سرا است که در فاصلهٔ ۲۶ کیلومتر ی آن قرار دارد. رشت از جانب شمال به دریای خزر و مرداب انزلی، از غرب به رودخانه پسیخان، صومعه سرا و فومن، از جنوب به شهرستان سنگر و رودبار و از شرق به کوچصفهان و لاهیجان محدود است و فاصلهٔ آن تا تهران ۳۲۵ کیلومتر و تا بندر انزلی ۳۰ کیلومتر است.[۷۵]

 

رودخانه‌ها

در رشت دو رودخانه گوهررود و زرجوب جریان دارد که یکی در شرق و دیگری در غرب این شهر قرار گرفته‌اند. این دو رودخانه در حوالی ناحیهٔ پیر بازار رشت به یکدیگر رسیده و سپس وارد تالاب انزلی می‌شوند.

 

رودخانه سیاه رود

نوشتار اصلی: رودخانه زرجوب

این رودخانه که در شرق شهرستان رشت جاریست با نام‌های صیقلان رود، سیاه رود، کلاشه رودبار و نهر بوسار خوانده می‌شود. این رودخانه که در سر راه رشت به قزوین - رشت به لاهیجان و رشت به پیر بازار واقع شده است از کوه‌های کم ارتفاع هزار مرز، نیزه سر، جکلوندان و کچا که در جنوب شهرستان رشت قرار دارند، سرچشمه گرفته و پس از طی مسیر ۴۳ کیلومتر به تالاب انزلی سرازیر می‌شود. این رودخانه بنا به نقشه سال ۱۳۳۲ خورشیدی، پس از ورود به رشت به سه راه باقرآباد رسیده و از آنجا به دو شاخه تقسیم شده که یک شاخه آن به سمت شمال و در موازات جاده پیر بازار در جریان بود و دیگری به زمین‌های گود و مزارع و باغات منطقه گلسار سرازیر می‌گشت که پس از احداث خیابان سعدی از بین رفت.[۷۶]

 

رودخانه گوهررود

نوشتار اصلی: گوهررود

گوهر رود که از کوه‌های چوماچا سرچشمه می‌گیرد در داخل شهر رشت به رود چمارسرا معروف است. گوهر رود و سیاهرود در منطقه‌ای بنام کماکل به هم پیوسته و با نام رود پیربازار به تالاب انزلی سرازیر می‌گردند

 

آب و هوا

رشت به سبب ریزش باران‌های ریز و یکریز (باران ریزه) به شهر باران‌های نقره‌ای لقب داده شده است. در اساطیر ایران باستان الهه باران تیشتر نام دارد و احتمال می‌رود واژهٔ رشت صورت تغییر یافته تیشتر باشد، چرا که آثار بازمانده از فرهنگ ایران باستان در گوشه‌هایی از فرهنگ بومی گیلان نمودهایی کم رنگ به جای گذاشته‌است.

 

بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی سازمان هواشناسی، متوسط بارندگی در سال ۱۳۵ روز است. کمترین بارندگی در ماه‌های تابستان به خصوص مرداد و بیشترین ان در پائیز به ویزه مهر و آبان می‌باشد؛ ولی این امر ثابت نیست و گاهی ماه‌های فروردین، آبان، دی، بهمن و اسفند دارای بیشترین میزان بارندگی در سال می‌باشد.

 

باران‌های مداوم در رشت و گیلان، مردم این منطقه را وادار نمود، که در ساخت بام‌های خود از پوشش مناسبی بهره گیرند و بهترین و مناسب‌ترین پوششی که برای بام‌های خود اختیار کرده‌اند، استفاده از سفال بوده‌است، به طوری که این شهر در سال‌های نه چندان دور به شهر بام‌های سفالی مشهور بوده‌است.

 

روایات مسافران و جهانگردان از آب و هوای شهر رشت

همه جهانگردان و مسافرانی که از رشت دیدن کردند، عمدتاً از رطوبت هوا و باران‌های آن مطالبی گوناگون نوشته‌اند.

 

گرببایدوف سفیر روسیه در دوران قاجار در نامه‌ای دربارهٔ رطوبت هوای رشت می‌نویسد:

 

«رطوبت به قدری زیاد است، که حتی از درز ساعت هم عبور کرده و فنر ساعت زنگ می‌زند»[۷۸]

 

هم چنین مظفرالدین شاه در اولین سفری که به اروپا داشته، در سفرنامهٔ خود دربارهٔ باران رشت می‌نویسد:

 

«صبح از خواب برخاستم. دیگر از دست باران نمی‌دانم چه بنویسم. از یک ساعت به غروب مانده تا الآن که از خواب برخاستم، متصل باران می‌بارد و معرکه می‌کند»[۷۹]

 

بارندگی

آب و هوای رشت معتدل و مرطوب است. میانگین سالانه بارندگی در این شهر ۱۳۵۹ میلیمتر می‌باشد رشت دارای رتبهٔ اول میزان بارش مراکز استان‌های ایران و به شهر باران شهرت دارد. کم‌باران‌ترین سال طی ۵۰ سال اخیر سال ۱۹۷۱ با ۹۵۷٫۸ میلیمتر و پرباران‌ترین سال طی این مدت سال ۱۹۷۲ با ۱۹۶۷٫۶ میلیمتر بارندگی می‌باشد. تعداد روزهای بارندگی در رشت ۱۳۸ روز می‌باشد و حداکثر بارندگی در ۲۴ ساعت در مدت آماری ثبت شده، به میزان ۱۷۰ میلیمتر در تاریخ ۱۹ مهر ۱۳۶۲ ثبت شده‌است. بارندگی‌ها در رشت بر پایه رژیم بارشی سواحل دریای خزر، عمدتاً متأثر از سامانه‌های پرفشار شمالی است.

 

ریزش برف

بر اثر تعداد کم روزهای یخبندان در رشت، ریزش برف‌های سنگین کمتر اتفاق می‌افتد و اگر هم برودت هوا باعث نزول برف شود، پایداری آن درازمدت نیست. نتیجهٔ آمارگیری در مورد ریزش برف در رشت نشان می‌دهد، که در رشت به طور متوسط در سال ۷ روز(۲ روز در دی و ۲ روز در بهمن و ۲ روز در اسفند و ۱ روز در بقیه ماه‌های سال) برف باریده‌است. با وجود این آمارهای، گاه اتفاق می‌افتاد که گیلان و رشت مورد حملهٔ استثنایی سرمای قطبی مرکز پرفشار سیبری، یا مراکز پرفشار قطبی روسیه قرار می‌گیرد که به برف تاریخی زمستان ۱۳۲۸ می‌توان اشاره کرد، که گاهی تا ۲ متر اندازی گیری شده که از نظر مردم رشت به پیله برف (برف بزرگ) خوانده شده‌است؛ و یا برف زمستان ۱۳۵۰ که ارتفاع آن در رشت تا حدود ۲ متر (و حتی بیشتر) رسید.

 

برف بهمن ۸۳ رشت:از جمله بی‌سابقه‌ترین نزول برف سنگین در رشت، برف بهمن ماه ۱۳۸۳ است که خسارت‌های زیادی به اماکن مسکونی، کارخانجات و مراکز عمومی وارد ساخت. بارش این برف از شامگاه روز یکشنبه ۱۸ بهمن آغاز شد و تا بامداد روز جمعه ۲۳ بهمن ادامه داشت و به گفتهٔ منابع خبری ارتفاع آن به۱/۵ تا ۸ متر رسید و یکی از بی‌سابقه‌ترین بارش برف در دهه‌های اخیر بوده به طوری که از سوی مطبوعات و مسئولان به بحران سفید نام گرفت. کل خسارت وارده از سوی مقامات وقت استان ۳۳۳ میلیارد تومان برآورد شد[۸۰]

 

دما

میانگین سالانه دمای هوا در رشت ۱۵٫۹ درجه سانتیگراد است. میانگین حداکثر سالانه دمای هوا ۲۰٫۶ و میانگین حداقل سالانه آن ۱۱٫۳ درجه می‌باشد. اختلاف حداکثر و حداقل دمای سالانه ۹٫۳ درجه‌است. حداقل دمای گزارش شده ۱۹- درجه در ۳۰ دی ۱۳۴۲ و ۱۸- درجه در ۱۴ بهمن ۱۳۵۰ و حداکثر دمای گزارش شده ۴۰ درجه در ۲۳ شهریور ۱۳۷۵ می‌باشد.

 

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B4%D8%AA#.D8.AC.D8.BA.D8.B1.D8.A7.D9.81.DB.8C.D8.A7  

 

 

ارشدها / اقلیم و معماری شهر رشت

چکیده:

در انجام این پژوهش، پس از بررسی منابع داخلی و خارجی و تحقیقات انجام شده در ایران و خارج از کشور و اخذ سری داده ها از سازمان هواشناسی و کنترل آن ها به روش آماری، مدل ها و روش های مناسب پژوهش برای شهر رشت انتخاب گردید. مئسله اقلیم و معماری با دو دیدگاه اقلیم و انسان، اقلیم و ساختمان مورد مطالعه قرار گرفت و روش های اولگی، گیونی، ماهانی و روش دمای موثر در مورد شهر رشت به کار گرفته شد و پیشنهاد های معماری هم ساز با اقلیم متناسب با هر یک از روش های مذکور ارائه گردید. علاوه بر پیشنها دهای معماری هم ساز با اقلیم خطوط هم دمای موثر ساعتی برای رشت ترسیم و اوقات شبانه روز از نظر استفاده از تابش آفتاب، نیاز به سایه و یا استفاده الزامی از تویه طبیعی هوا یا کوران در دوره گرم سال ، همچنین اوقاتی که با جلوگیری از اتلاف حرارتی ساختمان، حفظ آسایش حرارتی مقدور است تعیین و جهت استقرار ساختمان ها و خیابان ها و مسیر عابر پیاده با توجه به شیب منطقه در ارتباط با تابش آفتاب و وزش باد های غالب و استفده از مصالح ساختمانی و سازه های هم ساز با اقلیم ارائه گردید.

نهایتا با بررسی کلیه جوانب آب و هوایی شرایط اجتماعی – اقتصادی و نیاز های سکونتی رشت پیشنهاد های نهائی طراحی اقلیمی مطرح شد.

 

لینک دسترسی به متن کامل پایان‌نامه:

http://arshadha.ir/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%AC%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%82%D9%84%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C/  

 

 

 

جمعیت و اقوام رشت

 

پرتال جامع علوم انسانی / تحلیل عوامل موثر بر افزایش جمعیت شهر رشت و پیامدهای آن بر نظام اکولوژی شهر

نویسنده: موسی کاظمی،سید مهدی؛ حسینی،سیدعلی؛ باقری هره دشت،محمد؛

 

برای خواندن مقاله روی لینک زیر کلیک کنید:

http://www.ensani.ir/storage/Files/20131015134804-9509-28.pdf  

 

پایگاه مجلات تخصصی نور / توزیع تراکم جمعیت در شهر رشت با استفاده از روش AHP  

نویسند‌گان: ضابط محبوب،حمیدرضا؛ امین زاده،بهرام؛ برنافر،مهدی؛

 چکیده:

افزایش جمعیت شهرها و چگونگی اسکان آن ها یکی از مشکلات شهرهای امروزی می باشد و با توجه به لزوم حفظ اراضی کشاورزی و طبیعی و همچنین کاهش هزینه های شهری، مسأله توزیع تراکم جمعیتی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. توزیع مطلوب تراکم باعث توزیع مناسب جمعیت در سطح شهر می شود و امکان استفاده بهینه از شرایط موجود را فراهم می نماید. لازمه­ی این توزیع بهره گیری از تمام امکانات و ظرفیت های مناطق شهری است که شامل ترافیک، تاسیسات، گرایش های مردمی، قیمت زمین و دیگر عوامل تأثیر گذار است. در این پژوهش از روش تحلیل سلسله مراتبی به عنوان روشی مطلوب برای توزیع تراکم جمعیتی در شهر رشت استفاده شده است. برای این منظور 8 هسته در شهر رشت به عنوان نمونه توزیع انتخاب شدند که پس از مدل سازی مشخص شد تراکم جمعیتی در هسته شمال شهر و هسته شماره 10 در غرب شهر باید از بیش ترین تراکم، برخوردار باشند و هسته­ی 12 در شمال شرقی و هسته­ی شماره 8 نزدیک به کمربندی شهر باید کم ترین تراکم جمعیتی را در برگیرند.

کلیدواژه ها : تراکم جمعیتی ،توزیع تراکم ،روش تحلیل سلسله مراتبی ،شهر رشت

 برای خواندن متن کامل مقاله در زیر کلیک کنید:

http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1085166/%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B4-ahp?q=%D8%B1%D8%B4%D8%AA&score=4.344531&rownumber=52  

 

 

دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا / جمعیت و قومیت رشت

جمعیت

شهر رشت پر جمعیت‌ترین شهر شمال کشور و از جمله کلانشهرهای ایران است. جمعیت شهر رشت مطابق نتایج سر شماری سال (۱۳۹۰)۶۳۹٬۹۵۱ نفر و جمعیت شهرستان رشت ۹۱۸۴۴۵ نفر است.[۸۱] بر اساس سرشماری رسمی در سال ۱۳۹۰، جمعیت ساکن آن ۶۳۹٬۹۵۱ نفر بوده‌است.[۱۳] جمعیت شناور ثابت روزانهٔ شهر رشت به‌عنوان مادرشهر استان گیلان[۹] بالغ بر ۱٬۲۰۰٬۰۰۰ نفر است.[۱۴][۱۵][۱۶] جمعیت این شهر در تعطیلات و ماه‌های گردشگری سال بالغ بر دو میلیون نفر است.[۱۷] رشت فشرده‌ترین شهر ایران به لحاظ نسبت جمعیت به وسعت است و ازلحاظ نسبت جمعیت در روز و شب نیز رتبه نخست کشور را دارد.[۱۶]

 

زبان

در شهر رشت لهجه‌های گوناگون از گویش بیه‌پس[۸۲] از زبان گیلکی رایج است. برخی گیلکی را به نام پهلوی خوانده‌اند. حمدالله مستوفی قزوینی می‌نویسد: «در گشتاسفی که بخشی‌ست در مجاورت دریای خزر و نزدیک «سالیان»، زبان‌شان به پهلوی به جیلانی (گیلانی) باز بسته‌است.». مستوفی پهلوی را شبیه و وابسته به گیلکی می‌داند. زبان رسمی جلسات شورای شهر رشت گیلکی است.[۸۳]

 

قومیت

مردم شهر رشت عموماً گیلک هستند. گیل به زبان پهلوی «گل=Gel» و به تازی «الجیل» ثبت شده‌است، در نیمه اول قرن میلادی از طرف «کاپوس پلینوس» با نام «گلای Gelaee» معرفی شده است. خودزکو در کتاب تاریخ گیلان، به نقل از پلین-و-دوسنت کروآ و دنیس لوپری یه ژت قوم گیل را از اخلاف کادوس قدیم معرفی می‌کند؛ که از زمان ژوستینین امپراتور روم پس از دفع حمله آماردها بر ارتفاعات شرقی گیلان مسلط شده‌اند. دربارهٔ سلاح این قوم نیز گفته‌است عبارت بود از سپر و نیزه و شمشیری که از شانه آویزان می‌شد و سه زوبین و یک خنجر که به دست چپ می‌گرفتند. اریستوفن اقوام جنوب خزر را چنین معرفی می‌کند: از شرق به غرب هیرگانیان – مردها – اناریاکان – کادوس – آلبانی – کاسپی – اوتیان. استرابن، جغرافی‌دان عهد قدیم که در فاصله ۴۰ قبل از میلاد تا ۴۰ بعد از میلاد می‌زیسته و در کتاب ۱۱ فصل ۸ خود آورده است که: در نواحی شمالی کوه «پراخواتراس=همان سلسله البرز که حائل بین نجد ایران و گیلان و مازندران است» اقوام گلای Gelaee و کادوس (به زبان یونانی باستان: Καδούσιοι) و (به انگلیسی: Cadusii) و ماردی و بعضی قبایل گرگانی زیست می‌کنند؛ و بدین ترتیب جایگاه گیل – گیلان را نشان می‌دهد.[۸۴]

 

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B4%D8%AA#.D8.AC.D8.BA.D8.B1.D8.A7.D9.81.DB.8C.D8.A7  

 

 

تدبیر شرق / تعامل فرهنگی و قوميتی نقش مهمی در تعالی شهر رشت دارد

 

حميدرضا رضايي از گزينه هاي مطرح و نوظهور كانديداي شهرداري رشت در گفتگوي كوتاهي نظرات خود را پيرامون برخي مسايل شهر رشت بيان كرد.

حميدرضا رضايی٬ معاون آموزشی جهاد دانشگاهی استان گيلان افزود: اگر ساختار جامعه شناختی و شهری رشت به عنوان يک شهر سنتی و کلانشهر مدرن نگريسته شود نخستين چيز توجه به تاريخچه و قوميت شناختی در اين شهر است. وی همچنين با بيان اينکه ساختار شهر رشت امروز از قوميت های مختلف تشکيل شده است٬ اظهار داشت: بعد از زلزله رودبار٬ رشت پذيرای افراد زيادی از اين شهرستان بود که اغلب در ورودی اين شهر ساکن شدند. معاون آموزشی و سرپرست سازمان تجاری سازی و اشتغال جهاد دانشگاهی استان گيلان گفت: همينطور از شهرستان های ديگر استان شهروندان زيادی از قوميت های مختلف از کرد٬ آذری و غيره در شهر رشت ساکن هستند. وی در ادامه با بيان اينکه رشت طی سه دهه اخير دچار يک غنای فرهنگی شايان توجهی شده است٬ افزود: اين غنای فرهنگی به خوبی خود را در چيدمان اعضای شورای شهر رشت و سازمان ها نشان می دهد. رضايی تصريح کرد: در تمامی شهرهای بزرگ دنيا از چنين فرصت ها به عنوان يک نقطه قوت٬ استراتژيک و تعامل فرهنگی همواره بهره گيری شده است.

وی همچنين بيان داشت: اين تعامل فرهنگی و قوميتی يک عنصر ممتازی است که می تواند به تعالی و غنای فرهنگی يک شهر کمک شايان توجهی داشت باشد بنابرين از اين فرصت ها بايد به نحو احسن استفاده کرد./نيتنا

 

http://tadbireshargh.ir/news/printNews/2814  

 

 

شمال نیوز / گیلان نهالی برآمده از فرهنگ تناور ایرانی

گفتگو با هوشنگ عباسي، مردم شناس

هوشنگ عباسي، شاعر، پژوهشگر، روزنامه‌نگار و گيلان‌شناس، 3 آبان 1333 در فخرآباد لشت نشاي رشت به دنيا آمد.عباسي تحصيلات ابتدايي را در زادگاه خود و دوره متوسطه را در شهر به پايان رساند و پس از تحصيل در رشته ادبيات و علوم انساني، به عنوان دبير به استخدام آموزش و پرورش درآمد. وي عضو هيات موسس خانه فرهنگ گيلان، دانشنامه بزرگ گيلان و مشاور كميسيون فرهنگي شهر رشت بوده است.

كتاب «شاعران گيلك و شعر گيلك‌ جلد اول» از تاليفات هوشنگ عباسي سال 1380 در جشنواره شعر گيلكي و كتاب «لشت نشاء، سرزمين عادلشاه» نوشته وي نيز سال 1383 در جشنواره دكتر محمد معين رتبه اول را به دست آورد.از جمله كتاب‌هاي هوشنگ عباسي مي‌توان به بازتاب نهضت جنگل در هنر و ادبيات، ياوري (آيين‌هاي تعاون سنتي در گيلان)، شاعران گيلك و شعر گيلكي جلد دوم، فرهنگ بازي‌ها و سرگرمي‌هاي مردم گيلان و سيماي علي در فرهنگ عامه گيلان اشاره كرد.

 

گيلان از مناطقي است كه با وجود گردآوري و انتشار كتاب‌هاي مختلف در زمينه فرهنگ مردم، همچنان بكر مانده است، دليل اين دست‌نخوردگي چيست؟

 

گيلان سرزميني با تنوع قومي و گويشي است و با اين كه از نظر وسعت جغرافيايي از كوچك‌ترين استان‌هاي كشور است، گوناگوني و تنوع فرهنگي آن بيش از هر جاي ديگر ايران ديده مي‌شود. قرن‌هاي متمادي است كه اقوام مختلف در شهر رشت و مناطق ديگر گيلان همزيستي مسالمت‌آميزي با هم دارند و اين همزيستي فرهنگ مشتركي را پديد آورده است و در عين حال، اين اقوام ويژگي‌هاي قومي و گويشي خود را حفظ كرده‌اند. در مقابل حجم عظيم زايش فرهنگي كه در طول ساليان طولاني صورت گرفته، مطالعه و پژوهش درباره اين اقوام و فرهنگ آنها بسيار اندك بوده است. 

 

اقوامي چون گيلك و گالش و تات و تالش؟

 

بله. گيلك‌ها، گالش‌ها، تات‌ها، تالش‌ها، كردها و ترك‌ها كه در كنار اينها، اقليت‌هاي مذهبي مثل ارامنه، يهودي‌ها، زرتشتي‌ها و... مجموعه جامعه گيلان را شكل مي‌دهند.

 

كه اكثريت با گيلك‌هاست.

 

گيلك‌ها در سرتاسر مناطق جلگه‌اي گيلان پراكنده‌اند و به كشاورزي اشتغال دارند و اولين اقوام ساكن در گيلان بوده‌اند. گالش‌ها هم كه تيره‌اي از گيلك‌ها هستند، در مناطق كوهستاني و كوهپايه‌اي زندگي و با دامداري امرار معاش مي‌كنند. فرهنگ اين مردم بسيار بكر و دست نخورده است. بسياري از آيين‌ها و اعياد باستاني همراه با گاهشمار ديلمي و موسيقي فولكلور هنوز كه هنوز است در ميان آنها رواج دارد.

 

تالش‌ها و تات‌ها چطور؟

 

تالش‌ها در غرب گيلان زندگي مي‌كنند كه بازمانده نسل كادوسان هستند و موسيقي فولكلور بسيار غني، آيين‌ها و باورداشت‌ها و گويش مختص به خود دارند.

 

تات‌ها نيز در مناطق جنوبي گيلان بويژه در رودبار و آبادي‌هاي تابعه آن زندگي مي‌كنند. اين قوم نيز زبان و فرهنگ و آيين‌هاي ويژه‌اي دارند كه برخي از آنها از دوران كهن به جا مانده است.

 

اقوام ديگري چون كردها، ترك‌ها، كولي‌ها و همچنين اقليت‌هاي مذهبي مانند ارمني‌ها، يهودي‌ها و زرتشتي‌ها نيز در مناطق مختلف گيلان ازجمله در شهرهاي رشت و انزلي ساكن هستند.

 

كه به نظر خيلي كم درباره اين اقليت‌ها كار شده است؟

 

بله. درباره زبان و فرهنگ اين اقوام بسيار اندك كار صورت گرفته و در مواردي هم مطالعه‌اي انجام نگرفته است. منابع پژوهشي ما درباره تات‌ها و گالش‌ها و كردهاي گيلان بسيار ناقص است و كاستي‌هاي فراواني دارد. به دليل تحولات فني، اقتصادي و رسانه‌اي كه در زندگي مردم تاثير گذاشته، بخش عمده‌اي از فرهنگ مردم كاركردهاي خود را از دست مي‌دهند و از گردونه زندگي مردم خارج مي‌شوند. درصد زيادي از فرهنگ اين اقوام ناشناخته مانده است.

 

جدا از محققان بومي و ايراني، محققان اروپايي و امريكايي نيز گيلان را محل خوبي براي گردآوري فرهنگ مردم ديده‌اند. بايد كتاب‌هاي ارزشمندي به قلم اين افراد چه به صورت ترجمه و چه به صورت نسخه اصلي چاپ شده باشد.

 

نخستين مطالعات گيلان‌شناسي به وسيله اروپايي‌ها صورت گرفته است. پيش از آن بررسي و تحقيق همه‌جانبه‌اي درباره گيلان تاليف نشده بود.

 

الكساندر خودزكو (1891 1806 ميلادي) در سال‌هاي 1830 به بعد در عصر محمدشاه قاجار به عنوان كنسول روسيه در رشت خدمت مي‌كرد. اقامت چند ساله او در گيلان و آشنايي‌اش با فرهنگ و زبان مردم گيلان وي را برانگيخت تا درباره فرهنگ مردم گيلان به مطالعه و پژوهش بپردازد. كتاب سرزمين گيلان تك‌نگاري درباره گيلان است. وي همچنين ترانه‌هاي فولكلور گيلان را جمع‌آوري و به چاپ رسانده است.

 

پس از او ه. ل. رابينو، كنسول‌يار انگليس در گيلان كه در سال‌هاي 1812 1806 ميلادي در گيلان بوده به پژوهش درباره فرهنگ گيلان دست يازيد و كتاب ولايات دارالمرز گيلان ايران را تاليف كرد. او همچنين چند كتاب ديگر درباره فرهنگ فولكلور گيلان نوشت و به گردآوري فرهنگ اقوام ساكن در ايران علاقه نشان داد. كتاب‌هاي ورزش‌هاي باستاني گيلان، ترانه‌هاي گيلكي، داستان‌ها و و چند كتاب ديگر حاصل تلاش اوست.

 

آرتور كريستين سن (1945 1875 م) شرق‌شناس دانماركي كه در آن دوران به ايران سفر كرده بود گويش گيلكي رشت را تاليف كرد.

 

و متاخراني مثل مارسل بازن و كريستيان برومبرژه.

 

بله. حاصل مطالعه مشترك آنها كتابي به نام گيلان و آذربايجان شرقي است. پس از آن هم مارسل بازن كتاب تالش، منطقه‌اي قومي در شمال ايران را در سال 1358 به عنوان تز دكتراي خود به دانشگاه سوربن پاريس ارائه داد.

 

كريستيان برومبرژه هم درباره مسائلي چون معماري و مسكن در جامعه روستايي، آشپزي، باورداشت‌هاي مردم گيلان، زندگي و اقتصاد روستاييان به مطالعه و تحقيق پرداخت و كتاب‌ها و مقالات متعددي از او در مجلات معتبر جهان به چاپ رسيده است. بجز اينها، برخي از مردم‌شناسان ژاپني، كره‌اي و امريكايي در جامعه گيلان به مطالعه پرداختند كه بايد منتظر چاپ آثارشان بود.

 

«لشت نشا، سرزمين عادلشاه» منوگرافي است به قلم شما. زماني تك‌نگاري در ايران رواج خوبي داشت و نمونه‌هاي موفقي چون اورازان جلال آل‌احمد، يوش سيروس طاهباز، ايلخچي و مشكين‌شهر غلامحسين ساعدي و آلاشت هوشنگ پوركريم منتشر شد. چرا اين روزها كمتر شاهد چاپ منوگرافي هستيم؟ دليلش به خاطر كم‌كاري محققان است يا شرايط ديگر؟

 

تك‌نگاري يكي از راه‌هاي درست شناخت جوامع روستايي و بومي است و ديرزماني نيست كه به روش علمي در ايران آغاز شده است. در اين روش جنبه‌هاي مختلف حيات اجتماعي، جغرافيا، ساخت‌هاي اقتصادي اجتماعي، فرهنگي، خانوادگي، آيين‌ها و نهادها و ارزش‌ها، هنجارها و ويژگي‌ها و مسائل ديگر يك واحد اجتماعي به طور دقيق مورد پژوهش قرار خواهد گرفت.

 

تك‌نگاري چه در شكل بيوگرافي (شرح‌حال و توصيف زندگي يك فرد و تجربيات شخصي) و چه در شكل منوگرافي (بررسي همه‌جانبه يك واحد اجتماعي) اقدامي ثمربخش و پرفايده است. در شيوه تك‌نگاري نه‌تنها اجزا و عناصر مختلف يك واحد مورد پژوهش قرار مي‌گيرند بلكه روابط ميان عناصر اجتماعي و روابط ميان آنها نيز مورد مطالعه قرار مي‌گيرد.

 

تك‌نگاري اولين بار در ايران چه زماني شروع شد؟

 

تك‌نگاري در اوايل دهه 50 به كوشش موسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران با تاسيس بخش تحقيقات روستايي شكل گرفت. در آن دوران به دليل اصلاحات ارضي و تاسيس شركت‌هاي زراعي و تعاوني روستايي نياز به آگاهي و شناخت بيشتري از جامعه روستايي و دهقاني ايران بود و به نوعي از اين پژوهش‌ها حمايت مي‌شد و سازمان‌ها و نهادهاي دولتي اين آثار را چاپ مي‌كردند و نقش كاربردي داشت. امروزه آن شرايط تغيير كرده است و براي اصلاحات در جامعه روستايي سياست برنامه ريزي شده مدوني وجود ندارد. تك‌نگاري در سال‌هاي اخير نيز از طرف برخي موسسات رسمي و مراكز آموزش عالي و سازمان‌هاي اداري و برخي از پژوهندگان مستقل صورت مي‌گيرد. متاسفانه يا در تيراژ معدود و محدود چاپ مي‌شود يا در گوشه‌اي از آرشيو اداري بايگاني مي‌شود و گرد و غبار فراموشي روي آن مي‌نشيند و امكان دسترسي و استفاده همگان از آن وجود ندارد.

 

نمايش و بازي‌هاي بومي گيلان همچنان در مراسم ملي و مذهبي در گوشه و كنار اين خطه به چشم مي‌آيد، چقدر از اين بازي‌ها در مناطق گيلان باقي مانده‌اند؟

 

بازي‌هاي بومي و قومي منبعث از خصايص اجتماعي و فرهنگي، اقليمي و جغرافيايي و تاريخي هر سرزمين به وجود آمده‌اند و هماهنگ با باورداشت‌ها و آيين‌ها و آداب و رسوم در گستره دوران متحول شده‌اند. نمايش‌ها و بازي‌هاي قومي آميزه‌اي از حركات و زيبايي‌هاي آرماني و ميراث تاريخي را به نمايش مي‌گذارند و راز و رمزهاي زندگي را به تصوير مي‌آورند.

 

گيلان از نظر نوع بازي و نمايش بسيار غني و پربار است. حقير با امكانات محدود و شخصي نزديك به 500 بازي و نمايش بومي را گردآوري و ثبت كردم. اين بازي‌ها نه تنها براي سرگرمي در اوقات فراغت به وجود آمده‌اند، بلكه شيوه‌ها و روش‌هاي تعامل و تقابل با سختي‌هاي دوران و طبيعت ناسازگار را به فرزندان آموزش مي‌دهند.

 

پاره‌اي از نمايش‌ها و بازي‌هاي بومي همچنان به حيات خود ادامه مي‌دهند و در بسياري از اعياد و مراسم ملي يا مذهبي اجرا مي‌شوند؛ اما پاره‌اي ديگر بنا به دلايل مختلف به حاشيه رانده شده‌اند و از يادها زدوده مي‌شوند. متاسفانه رسانه‌هاي عمومي، مراكز آموزشي و نهادهاي فرهنگي سهم عمده‌اي در نابودي آن دارند.

 

مثل نمايش زيبا و ديدني «عروس گوله».

 

بله يا عروس گل كه يك نمايش كمدي موزيكال بهارخواهي است و در نيمه دوم اسفند در استقبال از نوروز اجرا مي‌شد و از نمايش‌ها و بازي‌هاي آييني ‌ بومي است. چند دهه است اجرا نمي‌شود يا آيين‌هاي بومي و قومي تيرماه سينزه يا نوروزبل.

 

كه در سال‌هاي اخير احيا شده‌اند.

 

بله يا لافندبازي. كشتي گيله مردي از جمله بازي‌ها و نمايش‌هايي هستند كه به دليل جذابيت‌هاي نمايشي و رزمي در اعياد و جشن‌ها به شكل گذشته اجرا مي‌شوند. همچنين نمايش آييني مذهبي تغزيه به دليل بار و محتواي عقيدتي مذهبي در مراسم مختلف از جمله آيين‌هاي ماه‌هاي محرم و صفر و در برخي از روزهاي سال اجرا مي‌شوند و هنوز هم در ميان اقشار سنتي جامعه پايگاه مورد پسندي دارند.

 

گيلاني‌ها تعصب و تاكيد بسيار زيادي به گيلان دارند به عنوان مثال، بيشتر محتواي كتاب‌هاي شما درباره گيلان است. فكر نمي‌كنيد برخي از اين آداب و روسم و باورها همگاني‌تر از گيلان باشند؟

 

گيلاني‌ها در رفتار اجتماعي در مقايسه با اقوام ديگر تعامل بيشتري دارند و رويدادها و حوادث تاريخي نيز گواه اين انديشه است.

 

نهال‌هاي فرهنگ گيلان از دانه‌هاي فرهنگ تناور ايراني بارور شده است. گيلان گرچه در دوراني به استقلال زيسته اما پيوسته جزو مناطق جدايي‌ناپذير ايران بوده است. زبان و گويش گيلكي شاخه‌اي از زبان ايراني و از خانواده زبان‌هاي شمال غربي ايران است. گيلان حتي پيش از حضور آريايي‌ها در ايران، داراي فرهنگ و تمدن ويژه‌اي بود. آثار و كشفيات باستان‌شناسان در مناطق مختلف گيلان از جمله رودبار، املش و هشتپر مويد اين نظر است. ما به فرهنگ ايراني افتخار مي‌كنيم، اما تلاش مي‌كنيم هويت بومي خود را حفظ كنيم و باور داريم از اين طريق مي‌توانيم در باروري فرهنگ ملي موثر باشيم.

 

بسياري از باورهاي مردم ما منبعث از اسطوره و آيين‌هاي ملي و باستاني است تلاش ما براي گردآوري و جمع‌بندي آن هيچ تضاد و تبايني با فرهنگ ملي ندارد، بلكه دريچه تازه‌اي براي شناخت بيشتر پاره‌اي از فرهنگ اين سرزمين ديرينه است.

 

آيا در كتاب‌هاي شما هيچ تلاشي شده تا مسائل فرهنگي گيلان با ديگر مناطق ايران تطبيق و بررسي شوند؟

 

اين كوشش صورت گرفته و به طور تطبيقي نيز بررسي شده است. به طور نمونه، من در كتاب 2 جلدي شاعران گيلك و شعر گيلكي كه به بررسي ادبيات هزار ساله گيلكي پرداخته، كوشش داشته‌ام اين‌گونه شعري را با نمونه‌هاي طبري، آذري، كردي و رازي تطبيق دهم و وجوه اشتراك آنها را بيابم. يا در مقدمه كتاب ياوري سعي كرده‌ام برخي از آيين‌هاي تعاون در ديگر مناطق ايران را بياورم و مقايسه‌اي صورت بدهم و نمي‌دانم تا چه حد موفق بوده‌ام.

 

كتابي به نام آيين‌ها و باورداشت‌هاي مردم گيلان آماده چاپ داريد، تا جايي كه من اطلاع دارم، كتابي به همين نام از محمود پاينده انتشار يافته است. كتاب شما چيزي بيشتر از كتاب پاينده دارد. آيا كامل‌كننده هم هستند.

 

كتاب زنده ياد محمود پاينده به نام «آيين‌ها و باورداشت‌هاي گيل و ديلم» از كتاب‌هاي ارزشمند در زمينه فرهنگ فولكلور گيلان است؛ اما مي‌توان نمونه‌هايي از آيين‌ها و باورداشت‌ها را يافت كه در آن كتاب نيامده است. بسياري از فصل‌هاي كتاب كلي بوده، مي‌شود داخل جزييات شده، مي‌توان گفت مكمل آن است.

 

اگر بخواهيم فقط نام محققان گيلاني را ببريم، از حوصله يك جلسه هم مي‌گذرد با اين همه دوست داريم نام محققان و حوزه تحقيقات شان را از زبان شما بشنويم؟

 

من در مقاله‌اي پژوهشگران گيلان را به 4 نسل تقسيم كردم. نسل اول پژوهشگران در گيلان زنده‌يادان كريم كشاورز، ابراهيم فخرايي و جهانگير سرتيپ‌پور بودند كه هر يك از آنان با خلق آثاري به فرهنگ گيلان خدمت كردند.

 

زنده‌ياد كريم كشاورز كتاب گيلان براي جوانان را نوشت، جاويدروان ابراهيم فخرايي تك‌نگاري چندي از جمله گيلان در گذرگاه زمان، ادبيات گيلكي، گيلان در جنبش مشروطيت، سردار جنگل و چند كتاب ديگر را انتشار داد.

 

شادروان جهانگير سرتيپ‌پور كتاب‌هاي:‌ ريشه‌يابي و فرهنگ واژگان گيلكي و نام‌ها و نامداران گيلان را نگاشت. در اين كتاب‌ها بخشي از فرهنگ فولكلور گيلان و فرهنگ گيلكي نيز ثبت شده است. در كنار اينان بايد از دكتر منوچهر ستوده با دو جلد كتاب گرانسنگ از آستارا تا استرآباد و فرهنگ گيلكي ياد كرد. همچنين از فرهيختگاني چون جعفر خمامي‌زاده با ترجمه‌هاي ارزشمند و فريدون نوزاد با تاليف چند كتاب از جمه گيله گپ، تاريخ نمايش در گيلان و چهل تكه.

 

نسل دوم پژوهشگران گيلان شناسي زنده ياداني چون محمود پاينده لنگرودي با چند كتاب مردم‌شناسي از جمله آيين‌ها و باورداشت‌هاي گيل و ديلم، فرهنگ گيل و ديلم و ضرب‌المثل‌هاي گيلكي، سيدمحمدتقي ميرابوالقاسمي با آثاري چون مردم گيل و ديلم، گيلان از آغاز تا مشروطيت و گيلان از مشروطيت تاكنون، ميراث اسماعيله، گيليرد و چند كتاب ديگر، محمدولي مظفري با مقالات متعدد در زمينه گاهشمار گيلاني و باورداشت‌هاي مردم شرق گيلان. دكتر رضا مدني با مقالاتي در زمينه زبان‌شناسي و تاريخ گيلان كه ياد همه آنان گرامي باد.

 

در همين نسل كاظم سادات اشكوري با كتاب افسانه‌هاي اشكور بالا و چند مقاله ارزشمند، دكتر اصغر عسگري خانقاه با كتاب روستاي قاسم آباد و مقالات متعدد، محمد بشرا با 2 كتاب افسانه‌هاي جانواران و مقالات ارزشمند در زمينه فرهنگ فولكلور. طاهر طاهري با مقالات مردم‌شناسي، محمدتقي پوراحمد جكتاجي با چاپ 2 مجله دامون و گيله‌وا و انتشار مجموعه 6 جلدي گيلان‌نامه تلاش زيادي براي اشاعه فرهنگ گيلان به عمل آورد. در اين ميان، علي عبدلي با چاپ چند منوگرافي از جمله تات و تالشان، تالشي‌ها كيستند و كتاب‌ها و مقالات متعدد. مصطفي فرض‌پور ماچياني با چاپ رساله‌هايي چون نوروز در ماچيان، فرهنگ ماچيان و افشين پرتو با چاپ چند كتاب درباره تاريخ گيلان. عليرضا كشور دوست با كتاب گيلانشهر. فرامرز مسرور ماسالي با چند كتاب درباره ماسال و شاندرمن از جمله نسل دوم پژوهندگان هستند.

 

نسل سوم محققان گيلاني؟

 

نسل سوم پژوهندگان گيلان بيشتر آثار و تاليفات خود را پس از انقلاب انتشار دادند. رحيم چراغي، جمشيد شمسي‌پور خشتاوني، محمود نيكويه، مسعود پورهادي و قربان فاخته، نمونه‌هاي خوبي از اين نسل هستند. رحيم چراغي با چاپ متل‌هاي كودكان و روزهاي نو درباره نوروز، محمود نيكويه با چند تك‌نگاري درباره استاد ابراهيم پورداود، قربان فاخته با انتشار 2 كتاب سرزمين گيلان و گاهشمار تاريخ گيلان، مسعود پورهادي با انتشار 2 كتاب بررسي گويش رشتي و گاه‌شمار گيلاني، جمشيد شمسي‌پور با چاپ مقالاتي در زمينه فولكلور تالش، رضا دستياران با چاپ كتاب گيلان در عصر باستان از جمله مولفان اين دوره هستند.

 

و جوانان نسل نو هم البته فعاليت مي‌كنند؟

 

بله كساني مثل سيدهاشم موسوي، عليرضا حسن‌زاده، علي بالايي لنگرودي، محمد شهاب كومله، بيژن عباسي، سيامك دوستدار، كيوان پندري، منوچهر هدايتي و تعدادي ديگرند كه مجال طرح همه آنها نيست.

 

كساني هم در زمينه موسيقي فولكلور گيلان به طور مشخص كار كرده‌اند.

بله كساني مثل استاد فريدون ‌پوررضا با كتاب موسيقي فولكلوريك گيلان. ناصر وحدتي با جمع‌آوري ترانه‌هاي گالشي. صفر رمضاني با چاپ مقالات متعدد در زمينه موسيقي گيلكي و گالشي. رحيم نيك‌مرام با چاپ چند مقاله در زمينه موسيقي تالشي. كريم كوچكي‌زاده و شاهرخ ميرزايي هر كدام با چاپ مقالات و نوشته‌هايي در زمينه موسيقي گيلان در اين عرصه تلاش كردند. در ضمن بايد از گروه پژوهشگراني كه به سرپرستي ابراهيم اصلاح عرباني ياد كنم كه 3 جلد كتاب نفيس درباره گيلان منتشر ساختند.

هوشنگ عباسي محقق بومي است كه فرهنگ بومي گردآوري مي‌كند. آيا تلاشي از طرف موسسات دولتي صورت گرفته تا مشكلات پژوهشي از پيش پاي شما برداشته شود؟

پژوهشگر بومي معمولان از خودش تغذيه مي‌كند بي آن كه چشم به عنايت كسي يا دستگاهي داشته باشد. پژوهش وقت و انرژي زيادي مي‌طلبد و در ازاي كاري كه صورت مي‌گيرد مزد ويژه‌اي به آن تعلق نمي‌گيرد. پژوهش علمي و اجتماعي معمولا عاشقانه و ايثارگرانه است و به دليل اين كه جذابيت مادي ندارد و معيار انجام آن پول نيست، تنها معدودي از افراد به سوي آن جلب مي‌شوند.

شايد بتوان گفت پايتخت‌نشين‌ها وضعيت بهتري از شهرستاني دارند و به نوعي از كارهاي آنان حمايت مي‌شود اما در شهرستان‌ها به دليل محدوديت منابع و نهادهاي چاپ و نشر مشكل دوچندان است. بسياري از پژوهش‌هاي خوب و ارزشمند كه در شهرستان‌ها صورت مي‌گيرد، هيچ گاه فرصت رونمايي پيدا نمي‌كنند و خيلي زود به فراموشي سپرده مي‌شوند.

خود من 10 كتاب درباره فرهنگ بومي و گيلان‌شناسي آماده چاپ دارم؛ اما هنوز ناشري براي چاپ آن پيدا نكرده‌ام كتاب‌هايي مثل فرهنگ بازي‌ها در گيلان، فرهنگ جغرافيايي گيلان، فرهنگ زنان گيلان، هنر و تمدن گيل، تاريخ فعاليت انجمن‌هاي علمي و هنري در گيلان، آيين‌ها و باورداشت‌هاي اقوام ساكن در گيلان، تاريخ ادبيات گيلكي، تاريخ نظم و نثر در زبان گيلكي، نمايش‌هاي آييني و پهلواني در گيلان، سيماي علي در فرهنگ عامه گيلان و آيين‌هاي شادماني و نوروزي در گيلان. حتي برخي از طرح‌هاي پژوهشي مردم‌نگاري كه براي سازمان‌هاي پژوهشي استان گيلان انجام داده‌ام براي آنها هم زمينه چاپ فراهم نيامده است.

درست 10 سال پيش وقتي به شما زنگ زدم تا درباره «قصه عزيز و نگار» اگر نسخه‌اي داريد كمك بگيرم، گفتيد تحقيقتان آماده چاپ است. حال بعد از 10 سال انتشار آن به كجا رسيده؟ آيا طلسم چاپ آن خواهد شكست؟

قصه عزيز و نگار به دليل تم عاشقانه و رمانتيك‌گونه و عناصر سمبليك و نمادي كه در آن است، از دوران كودكي براي من يك داستان دلپذير و جذاب بود. به همين علت درصدد بودم رواياتي از آن را جمع‌آوري و چاپ كنم.

درسال 1365 روايتي از اين قصه را كه در منطقه سياهكل و ديلمان اجرا مي‌شد، با صداي مصطفي رحيم‌پور ضبط و پياده كردم. روايتي ديگر از اين قصه را زنده‌ياد سيدمحمدتقي ميرابوالقاسمي به من داده بود و روايتي ديگر را نيز به آن اصافه كردم.

در مجموع 3 روايت شد و مدخلي هم بر آن نوشتم. در سال 1375 دوست ناشري اين كتاب را از من گرفت با اين كه مجوز چاپ آن در سال 1380 يعني يك سال پيش از چاپ كتاب شما صادر شده بود، شرايط به‌گونه‌اي تغيير كرد و آن ناشر امكان چاپ آن را نيافت؛ اما در آن هنگام كه كتاب در دست ناشر بود شما با من تماس گرفتيد و از من خواستيد تا روايتي اگر از اين قصه دارم براي چاپ در مجموعه‌تان به شما بسپارم.

با ناشر تماس گرفتم و گفتم اگر كتاب را چاپ نمي‌كنيد به آقاي عليخاني بدهم. تاكيد كرد كه بزودي چاپ خواهد كرد. بعدها كتاب شما چاپ شد، اما طلسم چاپ اين كتاب نشكست. راستش من وقتي مجموعه عزيز و نگار شما را ديدم، تقريبا آن را جامع يافتم و ديدم سنگ تمام گذاشتيد و ضرورت چاپ و انگيزه انتشار را از دست دادم.

شايد روزي نسخه‌هاي جديدي به دست من برسد و بخواهم روي آن كار كنم، ولي فعلا درصدد چاپ آن نيستم. در مجموع ما در شرايطي هستيم كه نمي‌شود براي آينده برنامه‌ريزي كرد. بسياري از برنامه‌ها آن‌گونه كه آدم مي‌خواهد پيش نمي‌رود. بالاخره بايد تحمل كرد، ماند و تلاش كرد.

 

منبع: روزنامه جام جم/يوسف عليخاني

 

http://www.shomalnews.com/view/6499/%DA%AF%D9%8A%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%9B%20%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%84%D9%8A%20%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%87%20%D8%A7%D8%B2%20%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%20%D8%AA%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%20%D8%A7%D9%8A%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%8A%E2%80%8C/  

 

 

 

معماری و شهرسازی رشت

 

پایگاه مجلات تخصصی نور / پیدایش منطقه کلان شهری و بازتاب فضایی آن، مطالعه موردی شهر رشت

نویسندگان: پور شیخیان،علیرضا؛ نظریان،اصغر

 

چکیده:

شهر رشت در سال 1385 با 557366 نفر جمعیت و با دارا بودن نیمی از جمعیت شهر نشین استان گیلان، به عنوان مهمترین کلان­شهر ناحیه‌ای در شمال ایران از جایگاه ویژه­ای برخوردار می­باشد. این شهر با عملکردهای متنوع و گسترده اقتصادی و اجتماعی از موقعیت ممتاز منطقه‌ای بهره‌مند بوده و علاوه بر تسلط همه جانبه در منطقه شهری خود بر شهرهای اقماری مانند، خمام، کوچصفهان، لشت‌نشاء، سنگر و خشکبیجار، نفوذ خدماتی مؤثری نیز بر کانون‌های شهری و روستایی سراسر ناحیه دارد. شهر رشت با توسعه فضایی و کالبدی خود از یک طرف، به سرعت جمعیت و فعالیت‌های اقتصادیش را به نواحی حاشیه‌ای سوق می‌دهد و از طرف دیگر با جذب امکانات شهرهای اقماری، تغییرات شگرفی را در کالبد شهری خود ایجاد کرده و بازتاب‌های متنوعی را از نظر تراکم و تمرکز جمعیت، رشد و گسترش شتابان و ناموزون شهری، ادغام روستاهای پیرامون و روند اشغال اراضی کشاورزی ایجاد کرده است. این ­شهر به جای توزیع بهینه سرمایه و امکانات در سطح شهرهای پیرامونی، گرایش روز افزونی به تمرکز گرایی دارد. وابستگی شهرهای اقماری به شهر رشت سبب فقدان تنوع اقتصادی و اجتماعی در آنها شده و این شهرها را از انسجام و پویایی درونی محروم ساخته و با وجود دارا بودن جمعیت و خدمات شهری به مراکز خوابگاهی گروههای کم درآمد تبدیل کرده است. عدم پویایی شهرهای پیرامونی بیش از آنکه متاثر از عدم دانش فنی و یا کمبود سرمایه باشد، بیشتر مربوط به روابط متقابل و نا برابر ­شهر رشت با شهرهای پیرامون استوار است و همیشه این رابطه به نفع مادر شهر و به زیان شهرهای اقماری می باشد.

 

برای خواندن متن کامل مقاله روی لینک زیر کلیک کنید:

http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1089691/%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D8%8C-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%EF%80%AA?q=%D8%B1%D8%B4%D8%AA&score=4.344531&rownumber=36  

 

 

 

پرتال جامع علوم انسانی / ساماندهی بافت قدیمی محله ساغری سازان کلان شهر رشت و ارائه راهکارهای آن با رویکرد نوشهر گرایی 

نویسندگان: باقری نیا،علی؛ زالی،نادر؛ زارعی،مجید؛

 

چکیده:

هدف پژوهش حاضر، ساماندهی محلات قدیمی با رویکرد نوشهرگرایی در بافت تاریخی شهر رشت (محله ساغری سازان) می باشد. روش پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی بوده و از مطالعات میدانی، تکنیک پرسشنامه و همچنین مطالعات اسنادی استفاده شده است. ابتدا مبانی نظری تحقیق در دو بخش بافت های فرسوده و نوشهرگرایی تشریح می شود. در ادامه پس از تدوین فرایند برنامه ریزی راهبردی، قلمروی مکانی پژوهش در بخش محیطی، تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی، مورد بررسی قرار می گیرد. در مرحله بعد، چشم انداز، ماموریت ها و اهداف کلان و خرد محله تدوین می گردد و سپس با بهره گیری از تکنیک SWOT نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها تحلیل و براساس ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و خارجی، راهبردهای ساماندهی محله تدوین می شود. در مرحله آخر، محله ساغری سازان با توجه به اصول نوشهرگرایی طراحی و راهبردها و برنامه های اجرایی، مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج نشان می دهند که 57 درصد از ساکنان، دریافت تسهیلات بانکی برای نوسازی را برگزیده اند و تنها 8 درصد با رویکرد تجمیع موافق هستند، همچنین میزان رضایت بیش از 50 درصد ساکنین از محله مذکور، در سطح کم و خیلی کم قرار دارد. در این زمینه، کمبود فضای سبز و عرض نامناسب معابر، از جمله مهمترین مشکلاتی است که ساکنین به آن اشاره کرده اند.

کلیدوازگان: • بافت تاریخی • ساماندهی • برنامه ریزی راهبردی • نوشهرگرایی • ساغری سازان

 

برای خواندن متن کامل در زیر کلیک کنید:

http://www.ensani.ir/storage/Files/20150119150632-9973-38.pdf  

 

 

پرتال جامع علوم انسانی /  بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده محله پیرسرای کلانشهر رشت با رویکرد مشارکت مردمی

نویسندگان: نادر زالی  حسن دارابی  عسگر میرزایی دورودخانی

چکیده: 

در زندگی دوران معاصر، مسایل شهری چنان فضایی برای خود باز کرده است که در گذشته هرگز چنین نبوده است. همه جا چه در جهان پیشرفته و چه در جهان درحال توسعه صحبت از اشباع شهرها از جمعیت است. اندیشه مشارکت شهروندان در اداره امور شهر قدمتی دیرینه و به اندازه تأسیس شهر دارد. بافت های فرسوده شهر رشت علی الخصوص محله پیر سرا در حالی از چرخه رشد و توسعه باز مانده اند که توانمندی های نهفته و ظرفیت های لازم را جهت ایفای نقشی تعیین کننده در فرآیند توسعه این شهر دارا هستند از این رو توسعه نوسازی بافت های فرسوده باید از اهداف اصلی نوسازی و بهسازی شهر رشت باشد تا در برابر توسعه نیافتگی و فرسودگی ایستادگی کند. در این صورت تحقق اهداف نوسازی، به عنوان اثر نهایی توسعه نوسازی بافت های فرسوده نیازمند آن است تا کلیه تلاش ها در این سمت جهت گیری و معنا دار شوند. این مقاله از پژوهشی که به روش پیمایشی و زمینه یابی به انجام رسیده، استخراج شده است. داده-های تحقیق از طریق دو پرسش نامه، مشاهدات میدانی و مصاحبه ها و نشست های گروهی با مردم و متخصصان و مدیران مربوطه گردآوری و با استفاده از شیوه های آمارتوصیفی و تحلیل های ثانویه مورد ارزیابی و نتیجه گیری قرار گرفته اند. در پایان برنامه های اجرایی و اقدامات لازم برای تحقق راهبردها و سیاست های مطرح شده تدوین و ارائه شده است و برنامه های اقتصادی و نقش مشارکت مردم در راستای تحقق راهبرد ها و سیاست های مورد نظر تشریح شده است.

 

کلمه های کلیدی:

• مشارکت مردمی • نوسازی • بهسازی • بافت فرسوده • پیرسرای رشت

 

لینک مقاله:

http://www.ensani.ir/storage/Files/20151025084628-10004-61.pdf  

 

 

پرتال جامع علوم انسانی / بررسی مؤلفه های هویتی شهر رشت

مقدمه:

شهر و عناصر و اجزاى آن به عنوان مجموعه اى از عناصر خارجى، بر شهروندان تأثير مى گذارند. تأثير اين عناصر بر فرد منجر به درك و ً تجربه فضايى فرد از شهر مى گردد و نهايتا اين تجربه و درك فضايى باعث شكل گيرى تجربه هاى شخصى، جمعى و خاطرات شهروند مى گردد. هويت شهر، ذهنيت و استنباط ساكنان شهر از زبان خاص و محسوسات و ادراكات شهر است، معنايى است كه مردم به محيط انتزاعى شهر داده و از آن مى گيرند. هويت شهرى بازتابى از مجموعه باورهاى اجتماعى، فرهنگى و عوامل اقتصادى است و همچنين نمود كالبدى آنها است كه در بسترهاى زمانى- مكانى موجب ايجاد قابليت شناسايى و تفاوت هر شهر از ديگر شهرها مى شود. بنابراين مى توان گفت بررسى مؤلفه هاى هويتى شهر، به شناخت هرچه بيشتر شهرهايمان كمك شايانى خواهد كرد. مقاله حاضر، به معرفى مؤلفه هاى هويتى شهر رشت پرداخته و آنها را مورد بررسى قرار مى دهد تا با شناخت اين مؤلفه ها و عناصر آنها، بتوان جهت حفظ و ارتقاء هويت اين شهر گام هاى مناسبى برداشت. 

 برای خواندن متن کامل مقاله در زیر کلیک کنید:

http://www.ensani.ir/storage/Files/20120326105144-1104-15.pdf  

 

این پرونده بین 15 تا 23 بهمن ماه سال 95 تهیه و تنطیم شده است.

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

معرفی کتاب نگاهی به شیوه های آموزش موسیقی در ایران
تغییر و تحولات نظام آموزش و پرورش (1)

Related Posts