ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

وداع با نقاش آرام: مسعود عربشاهی (1314-1398)

مسعود عربشاهی یکی از درخشان‌ترین چهره‌های هنر معاصر و مدرن ایران در هشتاد چهار سالگی درگذشت. هنرمندان و ناقدان هنری درباره او  بسیار نوشته و بسیار خواهند نوشت: سبک و سیاقی خاص که او را از دهه چهل تا امروز در یک  خط مداوم  در هنر های تجسمی همراهی می کرد  و از مهم ترین دلایلی بود که امکان دادند  نقاشی و مجسمه سازی مدرن در چند دهه اخیر بتوانند به عرصه های  عمومی، بر دیوارها و نماها و درون ساختمان‌های  شهری راه یابند. آوانگاردیسم عربشاهی از این ویژگی بزرگ برخوردار بود که نه در سال های پیش از انقلاب و نه پس از آن  به دنباله روی و اسنوبیسم و تقلید از  سلیقه عمومی یا بازار کشیده نشد و درست برعکس توانست نشان دهد که  تا چه حد می توان در مرهای نوآوری و تخیل شاعرانه و تاریخی با رنگ ها و خطوط  و با استفاده از اشیا و ترکیب های بی اندازه گوناگون پیش رفت. 
اما سوای همه این نکات که در روزها و سال های آینده بسیار درباره آنها سخن خواهد رفت.  عربشاهی انسانی ارزشمند بود. نقاشی بیشتر خاموش. کمتر  درباره موضوعات غیر هنری حرف می زد و چندان باور به آن نداشت که باید  احساس ها و حتی خاطرات خود را  به دست زنجیره های گفتاری بدهد. گویی تمایل داشت که همه  ذهنیت خلاقش را  درون رنگ‌ها و خطوط  و اشیاء هنری که خلق می کرد بریزد و از  فرو رفتن در قاب و قالب زبان پرهیز کند. بسیار تمایل داشتم با او که گاه، به ویژه در دوستی مشترکمان با  استاد جلال ستاری،  بسیار نزدیک بودیم ، گفتگو بکنم تا خاطراتش را ثبت کند و خاطراتش را از زندگی پربارش با دیگران به اشتراک بگذارد. اما هرگز تمایلی و اعتقادی برای این کار نداشت. عربشاهی نه با زبان که با چشم‌ها و دست ها و حرکات بدنی که با بالا رفتن سن به کندی و سُستی کشیده بودند، سخن می‌گفت. حضورش همیشه فروتنانه و دوستانه بود. بسیار کم سخن می‌گفت و بیشتر شنونده بود  مگر وقتی صحبت از هنر و نقاشی و مجسمه سازی بود .برعکس در سایر مسائل،کاملا می توانستی  درک کنی که چندان برای  وقایع و رویدادهایی که برای بسیاری  بزرگ جلوه می کنند،  دغدغه نداشت. دغدغه او ، اما،  آنجا که پای هنر و خلاقیت و تاریخ و فرهنگ به خصوص ایران مطرح می شد  به شکل بی نهایت محسوسی  خود را جلوه می داد.  و می توانست بسیار و با دقتی حیرت آور و با عشقی آکنده،  درباره  اجزای یک اثر هنری صحبت کند.  جهان او جهان رنگ‌ها بود  عاشق تصاویر و  هنرمندانی  که تحسینشان می کرد، بود  و به خصوص بسیاری از جوانان که سخاوتمندانه کار آنها را  شایسته قدردانی می دانست.  دیدار و  همنشینی چند ساله ای که با او داشتم، برای همیشه برایم خاطره‌ای  شیرین و زنده باقی می ماند. نام و یادش همیشه زنده .  
 
ناصر فکوهی 27 شهریور 1398

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

برده و برده داری در ایران (قسمت یازدهم)
تاریخ فرهنگی گورستان تخت فولاد اصفهان (1)

Related Posts