ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

مشکلات تئاتر امروز ریشه در فرهنگ ما دارد

 

آنچه که امروز تحت عنوان تئاتر ایرانی برای اکثریت مردم جامعه شناخته شده، گونه ای از نمایش است که به دلایل مختلف از جمله مسایل فرهنگی، از رسالتش فاصله گرفته و عمدتا در قالب نوعی از کمدی سطحی تولید و بازتولید می شود.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری، ریشۀ تئاتر به هزاره پیش از میلاد مسیح (ع) باز می گردد و این هنر در سرزمین مان در ابتدا در بزرگداشت اسطوره ها و شخصیت های ملی بود که پس از اسلام بیشتر در قالب تعزیه به عنوان اصلی ترین جلوۀ نمایش ایرانی جلوه گر می شود. نمایش های دیگری نیز چون روحوضی، سیاه بازی و خیمه شب بازی از دیگر انواع نمایش هایی هستند که تا دهه های اخیر کم و بیش می توانستیم آنها را مشاهده نماییم.
اولین برخورد ایرانیان با آنچه آن را تئاتر به مفهوم امروزی اش می خوانیم به زمان ناصرالدین شاه باز می گردد. پس از سفرهای ناصرالدین شاه به اروپا و مشاهدۀ تئاترهای غربی، او دستور ساخت تکیه دولت برای تحول تعزیه را صادر نمود.
همزمان با همین تحولات اولین نمایشنامه های غیرمذهبی پیرامون اوضاع اجتماعی ایران را میرزا ملکم خان نگاشت و ترجمه هایی از نمایشنامه های دیگر کشورها نیز، منتشر شد.
پس از شهریور 1320به مدت دو سال چونان استقبالی از تئاتر می شود که پژوهشگران این دوران را، دوران صحنه می خوانند. کیفیت پایین فیلم های سینمایی ایرانی، وجود بی سوادی و عدم وجود تلویزیون و پایین بودن درصد افرادی که رادیو داشتند، در کنار فضای آزاد آن زمان را، می توان از دلایل چنین امری دانست.
پس از انقلاب و با بسته شدن تئاترهای لاله زار، عملا این خیابان تبدیل به مرکزی تجاری شد و فاصله گرفتن هنرهای نمایشی از وضعیت گذشته ی خود و ساخت فیلم ها و تئاترهای روشنفکرانه و یا معناگرا، آن طیف از مخاطبان فیلم ها و تئاترهای لاله زاری را از خود دور نمود.
اما تمرکز تئاتر جریان اصلی در تئاتر شهر و دور ماندن شهرستان ها و گروه هایی که راه به این مجموعه و یا سالن هایی چون تالار وحدت نداشتند، عملا موجب آن شد که تئاتر حرفه ای ایران محصور در گروهی خاص شود. مجموعه از عوامل موجب گردید تا به مرور جریانی از تئاتر شکل بگیرد که با فاصله گیری روزافزون از مسائل و دغدغه های جدی اجتماع، جریان فکری اصلی را عاری از محتوا کرده و به دلیل برداشتن تمرکز از موضوعات حساس و پرداختن به فضاهایی صرفأ سرگرم کننده تأیید و مجوزهای لازمه را داشته باشند.

در همین پیوند پژوهشگر ایرنا به سراغ زاهدی رفت تا نظرات وی را در این خصوص جویا شود.
«فریندخت زاهدی» متولد 1333 در تهران، متخصص در حوزه هنرهای دراماتیک، مترجم، مؤلف، پژوهشگر و مدرس تئاتر دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است.
از زاهدی کتابهای متعددی به عنوان ترجمه، تألیف و مقالات متعددی به عنوان پژوهشگر فعال حوزه تئاتر به چاپ رسیده است.
آنچه در ادامه می خوانید گفت وگوی گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری با این پژوهشگر و استاد دانشگاه است.

 

**ایرنا: مشکلات تئاتر امروز به نظرتان چه چیزهایی است؟


زاهدی: مشکلات تئاتر امروز ریشه در فرهنگ ما دارد و هنوز بعد از حدودأ 140 سال که از ورود آن می گذرد و از همان ابتدا که ما تئاتر را به دربار ناصراالدین شاه آوردیم و اجرا می شد تا به امروز، این نگاه بسیار عقب مانده نسبت به تئاتر وجود داشته و هنوز هم وجود دارد. یعنی آن زمانی که برای ناصرالدین شاه تئاتر اجرا می کردند تا آن زمان که در دارلفنون برای دربار یا شاهان تئاتر اجرا می کردند، شکسپیر و مولیر و ولتر و.. برایشان فرقی با آنچه که دلقک های دربارشان می کردند نداشت و دقیقأ جنبۀ سرگرمی داشت. این نوع نگاه هنوز در فرهنگ ما رایج است. از مسئولین بسیار بلند مرتبه بگیرید تا مردم عامی.

 

**ایرنا: یعنی به عنوان یک هنر فاخر به آن نگاه نمی شود


زاهدی: ابدأ. به عنوان یک نهاد فرهنگی و یک هنر که در تمدن بشری مهمترین نقش را برای ارتقا فرهنگ جامعه داشته است ارزشی برایش قائل نیستیم. از همان ابتدا که نمایشنامه ها مکتوب می شود یعنی از 2500، 2600 سال پیش در یونان تا قرن نوزدهم، همیشه بزرگترین نویسندگان جهان با نمایشنامه معروف و شناخته می شدند. نه رمان بود و نه داستان کوتاه و اگر هم بود خیلی معدود، محدود و تک و توک بود.
از 2500 سالِ قبل تا اواسط قرن نوزدهم میلادی همچنان بزرگترین نویسندگان جهان چون شکسپیر، چخوف، مولیر و بن جانسون و... همه و همه نمایشنامه نویس بودند. بنابراین نمایشنامه چه زمانی که جنبه اعتقادی داشته، مانند دوره یونان باستان و چه زمانی که جنبۀ اجتماعی، انتقادی و یا سیاسی داشته، به عنوان یک هنر مکتوب و فرهنگی در جهت تصحیح جامعه یا روابط انسانی و ارتقای فرهنگی عمل کرده است.
اما مدیریتی که تئاتر ایران در مقاطع مختلف داشته هیچ وقت نتوانسته است این تفکرِ فراگیر را در جامعه برقرار کند که تئاتر هنر فرهیختگی و وظیفۀ آن ارتقای فرهنگ جامعه و به تفکر واداشتن مخاطب است. و لازمۀ این ضرورت تلاقی جامعه با هنر تئاتر است. اما متأسفانه در دوره های مختلف استبدادی که ما داشته ایم با این هنر به دلیل این که آشکارگر و انتقادی - اجتماعی است و از این طریق به تصحیح و روشنگری جامعه کمک می کرده، برخورد شده است. هیچ وقت نخواستند برای این ماهیت اصلی نمایش اعتبار قائل باشند و یک مدیریت صحیح در این جهت انجام دهند. به عکس همیشه به دلیل شرایط استبداد و سانسوری که در یکصدسال گذشته وجود داشته این هنر سرکوب شده است و همیشه سعی شده آن را از ماهیت اصلی اش جدا کنند و بیشتر به عنوان یک هنر سرگرم کننده به آن اجازۀ حضور بدهند.

 

**ایرنا: یعنی از بین همۀ پتانسیل ها و قابلیت هایی که تئاتر دارد، ما تنها از یک قابلیت سطحی به عنوان سرگرمی استفاده می کنیم؟


زاهدی: این تفکری است که مدیریت کلان امروز به شدت در حال شایع کردن آن است.

 

**ایرنا: دلیل بازارِ گرم این تئاتر_کمدی های سطحی و این که اجازۀ کار می گیرند، خالی از محتوا و مفهوم هستند، معمولا یکسری شوخی های مبتذل و قیمت نسبتا بالایی هم دارند، همین مسئله است؟


زاهدی: دقیقأ به دلیل همین تفکری است که در جامعه وجود داشته. مدیریت کلان در دهه های گذشته همیشه در جهتی حرکت کرده که ما نتوانیم این هنر را به صورت طبقه بندی شده در جامعه مان داشته باشیم. به این معنی که ما می بایست مانند همۀ جوامعی که سنت تئاتر و تئاتر رفتن را داشتند آن را صورت بندی می کردیم.
ما هیچ نخواستیم نه این که نتوانسته ایم بلکه مدیریت کلان ما نخواسته که این هنر را به این معنی طبقه بندی کند که یک تعداد افرادی که تجربیاتشان را جامعه پذیرفته و کارشان شکل حرفه ای پیدا کرده و دارای کیفیت و ماهیت تکنیکی درستی بوده اند را در دست بندی خودمان به عنوان تئاتر حرفه ای قرار بدهیم و برایشان تعرفه داشته باشیم. یعنی مرکز هنرهای نمایشی بگوید که ما برای تئاتر حرفه ای مان و مثلأ آقای ایکس و خانم ایکس که به طور حرفه ای کار جدی نمایش می کنند، با توجه به ماهیت فرهنگی این هنر هر سال یک بودجه ای قائل می شویم که این بودجه به آنها اختصاص پیدا می کند که بتوانند هر سال یک یا دو کار را بنابر نوع مدیریتی که انجام می دهند تهیه کنند. و ما به صورت رپرتوار در سالن هایی که برای تئاتر حرفه ای در نظر گرفته ایم این امکان را به آنها می دهیم چون زیرساخت هم بخشی از این مدیریت است و فضای فیزیکی ای که انتخاب می شود هم باید طبقه بندی شود، بنابراین این مقدار بودجه را ما به چهار، پنج گروه حرفه ای تخصیص می دهیم که اینها بدون نگرانی از نداشتن بودجه و... کار تولید کنند و به صورت حرفه ای در سالن های حرفه ای نمایش دهند و حتی به فستیوال های خارجی به عنوان یک فعالیت فرهنگی معتبر ببرند که می تواند نشان دهندۀ فرهنگ این جامعه باشد.
ما این کار را نکرده ایم. یعنی نیامدیم در طبقه بندی مان بگوییم یک تئاتر آماتور داریم، یک تئاتر تجربی، یک تئاتر کمدی داریم که فقط برای سرگرمی است. یکی از شاخه های نمایش، سرگرمی است همانطور که یکی از شاخه های موسیقی، موسیقیِ صرفأ شادی آور و سرگرم کننده است. همانطور که در معماری و شهرسازی می بینیم که در کنار بسیاری از فعالیت های معماری مثلأ مهندسی گل و گیاه می کنند در فضا، به خاطر زیبایی و تلطیف روح. یا مراکز بازی برای کودکان و بزرگسالان یا پارک و ... را برای تلطیف فضای جامعه ایجاد می کنند. پس یک وجه از تمامی هنرها به صرفأ سرگرمی و زیبایی و تفریح بر می گردد.
هنر تئاتر هم همینطور است. منتهی تئاتر به دلیل این که گفتار دارد و در بسیاری از موارد هنر شفاهی است، تئاتر فیزیکال را از آن جدا می کنیم و در ضمن سعی کرده اند تا گلویش را بگیرند و فشار دهند و خفه اش کنند، کاری که هم اکنون شده است. یک آقایی که زمانی رئیس بخش معارف تلویزیون بوده، مدیر مرکز هنرهای نمایشی کردند. وقتی ایشان روی کار آمد، گفت که ما هیچ پولی نداریم و به هیچ گروهی پول نمی دهیم چون مقروض هستیم و باید پولهای سه سال قبل را که مانده است بپردازیم، هر کسی برود به گیشه و پول خودش را بسازد.
در این شرایط کارگردان یا بازیگری که داشت کاری فرهیخته و تفکر برانگیز انجام می داد برای این که بتواند درآمد اندکی داشته باشد، ارتزاق کند و بازیگرانش را در گروه خودش حفظ کند و برای این جامعۀ خسته ای که با مسائل اقتصادی و سایر مسائل دائما دست به گریبان است کار کند، مجبور به لودگی در کارهایش شد.
اسم نمی برم ولی کارگردان های خیلی خوبی را که ما روی کارهایشان حساب می کردیم دیدیم که لودگی در کارهایشان بستند و باعث تأسف است. من واقعأ بارها و بارها از این که مواجهه با چنین چیزی شدم بغض ام گرفته است که مدیریت کلان چقدر سیستماتیک و دقیق به دست خودِ تئاتری ها، تئاتر را در جامعه از بین برد. به جای این که مدیریت کاری بکند که این هنر در تلاقی با جامعه یک عملکرد فرهنگی مناسب و متعالی داشته باشد، برعکس خرابش کردند و نتیجه آن شد که همه آمدند و آب بستند، لودگی بستند و خراب کردند. به جز یکی دو مورد که آنها هم سه چهار سال یکبار کار می کنند.

 

**ایرنا: این دقیقأ اتفاقی است که در سینما هم افتاده


زاهدی: دقیقأ همینطور است با این تفاوت که سینماگران وقتی کاری را انجام می دهند چون قابل انتقال است به جشنواره های مختلف می فرستند، به هرحال به نمایش در می آید، حتی جایزه های مختلف می گیرند و صدایشان شنیده می شود. تئاتر به دلیل پرخرج بودن امکان انتقال ندارد. بنابراین در نطفه خفه می شود. یعنی 10، 15 اجرا را می گیرد و یک مشت مخاطبی که قرار هست فکر نکند. ما نمی خواهیم مخاطب تئاتر امکان به تفکر نشستن را در مواجهه با یک اثرِ صحنه ای از دست بدهد. نخواهیم که مخاطبمان به فکر ننشیند، نخواهیم که جامعه را در جهت حرکتی بدون تفکر هدایت کنیم. تئاتر عکس این باید عمل کند، ماهیت تئاتر این است که بتواند سطح و درجه فرهنگی جامعه را ارتقا دهد. بنابراین اتفاقی که افتاده از طریق مدیریت کلان بوده و انتقاد من به مدیریت کلان است و هیچ جای دنیا نیست که تئاتر بدون یارانه به حیات خود ادامه دهد. و مدیریت دقیقأ این را می داند که اگر ریشه اقتصادی این هنر را خشک کند، این هنر از بین خواهد رفت چون می تواند هنر خطرناکی شود.

 

**ایرنا: یعنی برخلاف سینما که بودجه ای برای تولید و ساخت دارد، تئاتر چنین چیزی را ندارد؟


زاهدی: دقیقأ. این مشکل اساسی که ما امروز با آن مواجهه هستیم ریشه فرهنگی دارد ولی ما با توجه به جامعۀ باسواد و مخاطب جوانی که امروز داریم که می خواهد برود با یک هنر متعالی مواجهه شود نباید اجازه بدهیم همان جوان برود و از هنر تئاتر، به عنوان سرگرمی استفاده کند.

 

**ایرنا: یعنی امروز، هر تئاتر و گروهی که کار می کند یک سرمایه گذار و تهیه کننده شخصی، پشت خود دارد؟


زاهدی: دقیقأ. به خاطر این که به جز این امکانش نیست. تئاتر کار پرخرجی است و می بینید مثلأ سه ماه یک کارگردان باید با تیم بازیگران و طراح صحنه و نور و لباس و ... به اضافۀ خرج طراحی صحنه و خرج لباس و انواع و اقسام مخارج کار کند تا بتواند روی صحنه ببرد. بعد، دو هفته که روی صحنه ببرد یا می فروشد یا نمی فروشد. چون تهیه کننده می خواهد پول خودش را، البته با سود، برگرداند، وقتی ببینید برنمی گرداند، اگر تئاتر جدی باشد، پس دیگر آن کارگردان را حمایت نمی کند اما اگر همان کارگردان کار لودگی ببندد راحت دوباره به او پول می دهد.

 

**ایرنا: سازمان هایی مانند بنیاد سینمایی فارابی را در طول این سالها در تئاتر نداشته ایم؟


زاهدی: ما بنیاد به آن معنا نداشتیم اما خانۀ تئاتر داشتیم که خیلی منفعل بوده است. خانۀ تئاتر که یک نهاد صنفی برای هنر تئاتر است نتوانسته بصورتی مفید در برنامه ریزی های فرهنگی دخالت داشته باشد. شاید مدیریت کلانی که مسئولین خودش را در رأس مرکز هنرهای نمایشی گذاشته، این را نخواسته است. چراکه مرکز هنرهای نمایشی همیشه می تواند با متخصصانی که به عنوان اعضای این صنف در خانه تئاتر عضو هستند کسانی را که تجربه دارند، انتخاب کند و کمیته هایی را تشکیل دهد تا برای سال به سالشان برنامه ریزی کنند.
من نمونه نیجریه را برای شما مثال می زنم. در یک دوره ای با یکی از کارگردان های نیجریه ای در یک کنفرانسی بودم و بعد ایشان را در کنفرانس دیگری دیدم و راجع به مدیریت تئاترشان سوال کردم. دیدم به مراتب سیستماتیک تر از ما کار می کنند. و تئاتر برایشان به مراتب اهمیت بیشتری در جامعه دارد و حمایت بیشتری می شود. در حالی که کشوری است که بوکوحرام (یک گروه تروریستی) دارند و بغل گوششان دختر می دزدند. اما، ما به رغم همه ادعاهایی که در زمینۀ فرهنگ باستانی، شئونات اسلامی و اخلاق و... داریم هنوز که هنوز است نتوانسته ایم از یک نهاد مهم فرهنگی استفاده صحیح کنیم و البته نخواسته ایم. در یکی از جلسات خصوصی یکی از معاونین آقای احمدی نژاد گفته بود که ما تئاتر نمی خواهیم.

 

**ایرنا: پیشنهاد شما برای بهبود این شرایط چیست؟


زاهدی: توجه مدیریت کلان به این مسائل لازم است و این که آدم هایی را که در رأس امور مدیریتی رده های بالا می گذارند، واقعأ هنر را بشناسند. ضمن اینکه زمانه ایی در رأس مرکز هنرهای نمایشی، افراد بسیار فرهیخته ای بودند اما کمبود بودجه باعث ضعف شده است. مثلا بودجه ای که قرار است 5 میلیارد باشد وقتی 2 میلیارد شود، دست مدیر را می بندند. مدیری که تئاتری است و عرق فرهنگی و تئاتری دارد، وقتی دستش را می بندی، معلوم است که نمی تواند درست کار کند و مجبور است از خیلی جنبه های کیفی بزند.
وقتی بودجه ای که برای جشنواره تئاتر سالانه فجر تصویب می شود یک سومش پرداخت می شود، نتیجۀ این چه می شود؟ نتیجه این می شود که می روند و از گروه های آماتور رده چهارمی و پنجمی کشورهای مختلف می آورند و یک کارهایی را ارائه می دهند. که این از نظر کسی که تئاتر را می شناسد قابل انتقاد است. به این ترتیب سطح تئاتر مملکت را پایین می آوردند چون جوانی که می رود و این کار را می بیند می گوید ببین کار فرانسه الان اینجوری است و ما هم اگر دو هفته ای یک کار آبکی کنیم و روی صحن ببریم، شاید بهتر از کار آنها هم باشد. یعنی کاری که به لحاظ کیفیت و تکنیک خیلی خوب و بالا باشد را نمی توانند بیاورند چون بودجه به آنها داده نشده است. همین الان ما می دانیم که آقای کرمی رئیس جدید مرکز هنرهای نمایشی فرد بسیار مناسب و درستی برای این کار است، این مشکل را دارد. همانطور که آقای شفیعی مدیر قبل از ایشان هم این مشکل را داشت. اینها واقعأ دستشان بند بود چون پولی را که باید، به آنها نمی دادند و در این شرایط می خواهید چه کار کنید؟

 

**ایرنا: و هر دو نفر مشکل کمبود بودجه را داشتند؟


زاهدی: داشتند و دارند. علیرغم دغدغه های فراوان تئاتری و فرهنگی که داشتند و صادقانه کار می کردند و همه واقعأ برایشان احترام قائل بودند، دستشان تنگ است. چون بودجه ای را که منظور شده است به ایشان نمی دهند.

 

**ایرنا: سوال آخر این که شما کارهای آقای غریبپور را دیده اید؟


زاهدی: بله.

 

**ایرنا: ممکن است نظر تخصصیتان را در این باره بفرمایید؟


زاهدی: من همۀ کارهای ایشان را ندیده ام. دو یا سه کار ایشان را دیده ام. به نظر من آقای غریبپور مدیر بسیار خوبی هستند و این ثابت شده است و هرجایی که رفته اند مدیریت عالی ای را انجام داده اند و کارشان را خوب بلدند.
کار مهمی که ایشان کرده اند این است که یک ژانر نمایشی را در همان حوزۀ تئاتر عروسکی ابداع کرده اند و با آن مدیریت حرفه ای که گفتم، توانسته اند رپرتوآر کارهای خودشان را به صورت مرتب در یک سالنی که با زحمت خودشان توانستند بنیان گذاری کنند، اجرا کنند.
من برای ایشان احترام قائلم و به نظرم این عالی است که ایشان توانستند یک جایی را برای تئاتر عروسکی که امروز در همه جای دنیا یک ژانر مهم است، دست و پا کنند، کار حرفه ای کنند و حتی ارتباطات و اجراهای بین المللی داشته باشند و کارشان را به صورت حرفه ای مدیریت کنند.
البته انتقادی هم دارم و آن این است که چرا در این سالن فقط کارهای ایشان اجرا می شود. به نظرم این سالن نباید اختصاصی یک گروه باشد و اگر آن سالن مخصوص تئاتر عروسکی است باید محل نمایش و ارائۀ آثار با کیفیت عروسکی باشد. ایشان باید با همان مدیریت خوبی که دارند این امکان را برای گروه های جوان فراهم کنند که بتوانند خودشان را در آنجا محک بزنند. یعنی زیر نظر آقای غریبپور و با همان کیفیتی که ایشان به آن معتقد است اجازه بدهند گروه های دیگر هم در آنجا کار عروسکی کنند.


**ایرنا: از صحبت ها و وقتی که به ما دادید بسیار سپاسگزارم.

این نوشته پیش از این در ایرنا منتشر شده است.

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

چه زیباست رشتِ پاریس
درباره مصطفى اسكويى

Related Posts