ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

گفتگو با جبار رحمانی: درباب داعش

فعالیت های تروریستی و اقدام های خرابکارانه گروه های تروریستی سال های متمادی است که گریبان بسیاری از جوامع جهانی از جمله کشورهای خاورمیانه را گرفته است و در سایه جنایت های ناجوانمردانه این افراد، خسارت سنگینی را بر شهروندان عادی وارد می کند؛ اقداماتی که هر چند بازیگران و عوامل مختلفی در بروز آن موثر هستند، اما محور اینگونه فعالیت ها را جوانانی شکل می دهند که بعضاً آگاهی چندانی از خروجی کار خود ندارند.
به گزارش «تابناک»، به گواه تاریخ، کشور ایران را باید یکی از بزرگ ترین قربانیان فعالیت گروه های تروریستی دانست که در دهه های اخیر بارها از سوی برخی از این گروه های جنایت پیشه مورد هدف قرار گرفته است؛ گروه هایی مثل داعش که در سال های اخیر نیز در چندین نوبت ضمن یارگیری از میان شهروندان ایرانی، برای انجام عملیات تروریستی برنامه ریزی کردند و در تعدادی از آنها نیز خسارت های قابل توجهی به کشور وارد کردند.
فارغ از همه تحلیل هایی که در مورد چرایی ورود گروه های تروریستی به انجام اقدام های خرابکارانه صورت می گیرد و در آنها موضوعاتی نظیر رقابت قدرت های منطقه و فرامنطقه ای و نیز سرمایه گذاری برخی کشورهای خاورمیانه برای تحریک این افراد مورد تأکید است، موضوع مهم دیگر در همین رابطه چرایی جذب شهروندان عادی کشورهای مختلف از جمله ایران به گروه های تروریستی است.
در حادثه تروریستی اخیر اهواز که هفته گذشته و به دست تعدادی از مزدوران داخلی گروه های تروریستی رقم خورد، نیز مسئله ناراحت کننده و مهمی که چندان به آن توجه نشد، در محور قرار گرفتن چند نوجوان و جوان ایرانی به عنوان عامل تروریستی بود که در مورد چرایی پیوستن آنها به این گروه ها صحبت های فراوانی می شود؛ گمانه هایی که در برخی از آنها موضوع محرومیت، فقر و بیکاری به عنوان عامل اصلی جذب آنها در گروه های تروریستی عنوان می شود.
به راستی چه زمینه های اجتماعی و انسانی در کشورهای منطقه خاورمیانه و به ویژه ایران سبب می شود که یک جوان 20 تا 30 ساله به فعالیت در گروه های تروریستی علاقمند شود و با این تفکر که فرجام مرگ او در چارچوب عملیات گروه های تروریستی سعادت اخروی است، اقدام به ظالمانه و ناجوانمردانه ترین نوع جنایت ها کند؟

زمینه های اجتماعی و فرهنگی موثری که به صورت کلی در شکل گیری و یارگیری این گروه های تروریستی نقش دارد در درجه اول و در درجه بعدی زمینه های اجتماعی و فرهنگی مهمی که در ایران به گرایش جوانان به این فعالیت، موضوعی است که یافتن پاسخ برای آن بدون پرس و جو از اساتید و کارشناسان دانشگاهی میسر نیست.

آنچه در ادامه می خوانید، مشروح گفت و گو با «دکتر جبار رحمانی»، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در مورد زمینه های شکل گیری گروه های تروریستی و گرایش جوانان به ایران گروه ها است.


-آقای دکتر با سلام، لطفاً برای شروع در مورد زمینه های اجتماعی – فرهنگی در شکل گیری گروه های تروریسی نظر شما چیست؟ آیا این موضوع صرفاً یک بحث ایدئولوژیک و متأثر از رقابت قدرت ها منطقه ای و جهانی است یا برای آن باید زمینه های اجتماعی و فرهنگی را نیز موثر دانست؟
مساله گروه های بنیادگرایانه را نمی توان به یک سطح تحلیلی خاص فروکاست. این پدیده بسیار پیچیده و چند بعدی است،‌ و میتوان سطوح مختلف تحلیلی ای برای آن تعریف کرد. از یکسو، ریشه در در سطح جهانی و بازیهای استعماری کشورهای مرکز در نظام جهانی برای دستکاری در شرایط منطقه هایی مانند خاورمیانه دارد،‌و از سوی دیگر در سطح ملی و توسعه نامتوازن و نابرابری های منطقه ای درون کشورها و در نهایت در سطح خرد محلی و گروه های کوچک که منبع اصلی یارگیری این جریان های بنیادگرا هستند، نیز قابل طرح است. در سطح خرد، باید دقت کرد که نمی توان موضوع پیوستن جوانان به گروه های بنیادگرا مانند داعش را صرفا به امری اقتصادی تقلیل داد. پیوستن به این گروه ها، به معنای دقیق کلمه،‌ مستلزم گذشتن از جان و مال خویشتن است. به عبارت دیگر لزوما افراد به این گروه ها نمی پیوندند که زندگی مادی شان تامین شود،‌ چون جوانی که وارد این گروه ها می شود و حاضر به انجام عملیات انتحاری یا تروریستی میشود،‌ به قطع می داند که جانش را در این مسیر از دست خواهد داد. لذا نباید تبیین اقتصادی و فقر را به عنوان علت العلل این موضوع تعریف کرد.


-اساساً چه مولفه های مهم اجتماعی و فرهنگی را می توان در گرایش جوانان در کشورهای منطقه به گروه های تروریستی موثر دانست؟
مساله اصلی آنست که عموم افرادی که به این گروه ها می پیوندند،‌ دچار یک بحران هویت و بحران معنای جدی در زندگی شان هستند. این افراد در هر قشری که قرار داشته باشند، جهان پیرامون شان را سرشار از بی عدالتی،‌ فساد و تباهی و در نهایت امری در حال افول می دانند. لذا نه تنها می خواهند از این جهان تباه دور شوند،‌ بلکه از سوی دیگر به دنبال فضایی هستند که از یکسو بدانها نظام معنایی قدرتمندی بدهد که بتواند نیاز آنها برای معنابخشی به زندگی و رسیدن به یک جهان بینی قانع کننده و فراگیر را پاسخ بدهد،‌و از سوی دیگر بواسطه پیوستن به این نوع گروه های حامل این جهان بینی فراگیر و قانع کننده،‌ تجربه کوتاه و مختصری از جامعه آرمانی خودشان داشتند باشند و بتوانند بحران هویت خودشان را در جامعه پر از بی عدالتی و تباهی پیرامونشان رفع کنند. گروه های بنیادگرا، عمیقا در سطح فردی،‌اقناع کننده و پاسخگو هستند،‌ نه تنها برای بحران های معنایی و اخلاقی افراد پاسخ دارند،‌ بلکه به واسطه جماعتی که از مومنان این عقاید بنیادگرایی ایجاد می کنند،‌تجربه خوشایندی از هویت گروهی مومنانه را به فرد می دهند. به عبارت دیگر،‌ پیوستن به گروه های بنیادگرا،‌ لزوما قابل تقلیل به انگیزه اقتصادی نیست،‌ هرچند محیط زندگی این منشا اجتماعی این گروه های بنیادگرا،‌ سرشار از بی عدالتی و فقر می تواند باشد،‌ اما مساله اصلی کسب یک جهان بینی فراگیر و قدرتمند برای پاسخ دادن به همه نیازهای اخلاقی و فکری آنان است. هر گند رد کنارش زندگی مطلوبی نیز فراهم می شوند که در هر حال بهتر از زندگی در میحط اولیه این مومنان است. هرچند ممکن است تصوری که این افراد از بی عدالتی و فساد محیط خودشان دارند،‌ واقعی نباشد،‌ اما آنها به بد بودن فضای پیرامونشان ایمان دارند.

 

-در سال های اخیر شاهد این مسئله بودیم که از کشورهای مختلف اروپایی، آفریقایی و آسیایی نیروهایی به تروریست هایی مثل داعش اضافه می شد. آیا این مهم بیانگر این نیست که برخی افراد فارغ از ملیت به لحاظ روان شناختی و اجتماعی میل به این فعالیت ها دارند؟
یکی از نکات مهم داعش آنست که سطحی از هویت را تعریف می کند که فراتر از مرزهای سرد و بی روح ملی و قومی است. داعش آدمها را در سطج بنیادی انسانی و ایمانی خودشان (طبق ایدئولوژی بسیار تقلیل یافته بنیادگرایان) به هم پیوند می دهد. لذا از این طریق نه تنها به رنج های زندگی اجتماعی و اقتصادی افراد پایان می دهد، بلکه به رنج های هویتی آنها و تجربه های ناعادلانه از این هویت نیز پایان می دهد. پیوستن به داعش در سطح فردی،‌ در کنار علایق مادی افراد،‌بیانگر علاقه آنها برای رسیدن به بهشت زمینی و حتی مقدمه ای برای بهشت اخروی است.

 

-می دانیم که فرجام ناخوشی در انتظار افراد حاضر در گروه های تروریستی است و آخرت سعادتمندی نیز در انتظار آنها نیست. با اینحال بسیاری از آنها با تصور سعادت اخروی جان خود را در مسیر قتل و عامل انسان های بی گناه از دست می دهند. بفرمایید چه فعل و انفعال هایی در محیط اجتماعی و ویژگی های انسانی باید رقم بخورد تا چنین رخدادی رو دهد؟
مساله اصلی برای موفقیت گروه هایی مانند داعش،‌ایمان افراد به درستی کارشان است. آنها از یکسو تجربه ناخوشایندی از محیط زندگی قبلی شان دارند و از سوی دیگر با پیوستن به این گروه های داعش،‌ به ایدئولوژی تمامیت خواه و فراگیری که آنها را مرکز جهان ذهنی شان قرار میدهد، می پیوندند. آنها چند قاعده کلیدی را برای ایجاد نتایج و پیامدهای خشونت بار از مذهب اعمال میکنند:
1- ادعای حقیقت مطلق ( دین بلا منازع ) ؛ 2- اطاعت کورکورانه پیروان از این مذهب؛ 3- اعلام و برقراری زمان ایده آل برای رسیدن به رستگاری عظیم دنیوی یا اخروی؛‌4- هدف که وسیله را توجیه کند ؛ 5- اعلام جنگ مقدس برای برقرار وعده الهی در زمین یا آسمان. اصولا ادیان در چنین موقعیتی می توانند به منبعی برای تولد خشونت بدل شوند و توسط هر نظام قدرت منطقه ای جهانی مورد سواستفاده قرار بگیرند. باید دقت کرد،‌یک داعشی کارش را خشونتف‌ ظلم، تباهی،‌و... نمی داند، او رسالت معنوی خودش را انجام میدهد که نتیجه اش در هر حالت رستگاری دنیوی یا اخروی اوست. باید به این مکانیسم درونی ذهنیت مذهبی داعشیان بیشتر توجه کرد،‌مکانیسمی که در اصل مهمترین منبع توجیه خشونت های آنان به نام دین است.


-همانطور که می دانید در جریان حادثه تروریستی اخیر اهواز، تعدادی از نوجوانان و جوانان هموطنمان به گروه های تروریستی پیوستند و آن حادثه خونبار را رقم زدند. برخی در توجیه چرایی پیوستن آنها به گروه های تروریستی موضوعاتی مصل فقر و محرومیت در استان خوزستان را عامل اصلی دانستند، آیا شما چنین رویکردی را قبول دارید؟
اصولا بی عدالتی و حس محرومیت و ظلم، می توانند منبعی برای هر گونه بحرانی باشند. به هر حال،‌توسعه ناموزون در کشور و عدم عدالت برای استانهایی مانند اهواز،‌ تجربه عمیقی از عواطف منفی و تخریب شان و هویت این مردم را ایجاد کرده است. نمیتوان در استانی که منبع اصلی در آمد کشور و تداوم نظام سیاسی و اجتماعی ملی است، به سادگی این همه عدم توسعه یافتگی حداقلی را تحمل و توجیه کرد. لذا سوء مدیریت نیز زمینه ای است برای تولد این نوع تمایلات خوشنت طلبانه و زمنیه ای مستعد برای پیوستن به گروه های بنیادگرا. اصولا در موقعیت های تجربه متوالی و مستمر بی عدالتی‌است که تمایل به تغییر بنیادی سیستم یا پیوستن به سیستم های بنیادگرا ( که آنها نیز در نهایت به این میل تغییرات بنیادی دامن می زنند)‌ شکل می گیرد. لذا فقر و بی عدالتی در توسعه استان زمینه مناسبی هست،‌ اما علت تامه و دلیل تامه این موضوه نیست، زیرا علاوه بر این زمینه های مادی و اقتصادی و اجتماعی، قدرت اقناعی گروه های داعش را هم باید لحاظ کرد. ایدئولوژی گروه هایی مثل داعش ،‌ در شرایطی که نظام های فکری و عقیدتی موجود توان توجیه و معنابخشی نداشتند باشند،‌جذابیت بسیاری برای این جوانان سرگشته در میان بی عدالتی های تباهی های محیطی جذاب خواهند بود.


-بفرمایید برای رهایی از چنین خسارت هایی (مشخصاً جذب جوانان ایرانی به گروه های تروریستی) چه راهکارهایی به لحاظ اجتماعی و فرهنگی وجود دارد؟
ایده اصلی داعش و گروه های مشابه که برای جوانان جذاب است،‌ رفع بی عدالتی و استقرار نظام های عادلانه و اخلاقی است. لذا راه حل زمینه ای آنست که در وهله اول،‌ بی عدالتی های سیاستگذارانه در توسعه های محلی و منطقه ای رفع شود که این مستلزم دست برداشتن از سیاست گذاری متمرکز دولتی و جکومتی در ایران و تقلیل همه منابع به شهر هیولایی تهران است. از سوی دیگر با رفع این عامل زمینه ای،‌ می توان فعالیت های فکری و فرهنگی را نیز بسط داد و نظام های معنایی غنی تری را نیز به مردم ارائه داد.


- با تشکر از وقتی که در اختیار «تابناک»، قرار دادید. در پایان اگر نکته ای باقی مانده است و در سئوال ها به آن اشاره نشد، بفرمایید؟
یک نکته ای را باید در باب خاورمیانه دوره مدرن دقت کرد: چرا در میان جهان بینی های جایگزین،‌ داعش یا طالبان بیشترین مشتری ومخاطب را دارند،‌ این نوع نظام های معنایی خشونت بار،‌ چرا تا این جد جذاب هستند. به نظر میرسد بخشی ناشی از آنست که در این منطقه گفتمان های رقیب پیشتر توسط حکومت ها و نهادهای قدرتمند دینی سرکوب شده اند. اصولا گفتمان های شریعت محور‌ زمینه و بستر اصلی تولد گفتمان های خشونت آمیز دینی شده اند. داعش شکل تحریف شده ای از شریعت را در خودش دارد که به سادگی منبع تولد خشونت می تواند باشد. لذا اگر گفتمان های رقیب،‌یعنی گفتمان های تصوف و عرفان اسلامی دردوره مدرن تا این حد سرکوب نمی شدند،‌ قطعا امروزه می توانند به مثابه منبع معنایی و عقیدتی جایگزین تا حدی مانع پیوستن جوانان به این گفتمان های داعشی بشوند. لذا اجازه دادن به گفتمان های تصوف و عرفان تا حد زیادی می تواند بستر های تولد گفتمان های داعشی را تغییر بدهد و زمینه را برای رشد جهان بینی های نرم تر و اخلاقی تر ار قالب گفتمان عرفانی فراهم کند. اصولا در محیطی که عرفان بیش از حد سرکوب شده،‌علف های هرز داعشی فرصت بیشتری برای رشد خواهند داشت.

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

معرفی نظریه پرداز: نیکلاس میرزوئف
تجزیه و تحلیل گفتگو براساس الگوی هایمز در سکانسی ا...

Related Posts