ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

ماجرای فلسفه فرانسوی

 

آلن بدیو

ترجمه: محمدرضا آذر – لیلا حسین‌زاده

این ترجمه شامل بخش پایانی مقاله‌ی آلن بدیو (فیلسوف فرانسوی معاصر) درباره‌ی فلسفه‌ی فرانسه در نیمه‌ی دوم قرن بیستم  است که در نشریه‌ی نیولفت‌ریویو منتشر شده است. بدیو در این مقاله به معرفی پارامترهای محوری این دوره‌ی تاریخی فلسفه می‌پردازد که از حیث نظری یکی از پربارترین دوره‌های فلسفی اروپا محسوب می‌شود و دامنه‌ی آن اگزیستانسیالیسم پدیدارشناختی سارتر و مرلوپونتی، ساختارگرایی لوی‌استراوس و آلتوسر، روانکاوی لکان، پساساختارگرایی دریدا و دلوز و فلاسفه‌ی پسامارکسیستی چون خود بدیو را دربرمی‌گیرد. ضمنا باید توجه داشت که بدیو در کتابی با همین نام (the adventure of French philosophy) بشکل مفصل فلسفه فرانسوی قرن بیستم را مورد بررسی قرار داده و بر تاثیراتی که سایر فلاسفه بر نگرش وی داشته‌اند یا نقاط افتراق خود با آنان تأمل کرده است.

-----

بخش پایانی مقاله: راه عظمت 

هر لحظه‌ی (moment)  فلسفی خود را با برنامه‌ای که ارائه می‌دهد تعریف می‌کند. بنابراین مُعرّف زمینه‌ی مشترک فلسفه‌ی فرانسوی بعد از جنگ‌های جهانی، صرفاً کِرد-و-کار یا سیستم فلسفی یا حتی مفاهیم حاصله از آن نیست، بلکه برنامه‌ی فکری (intellectual programme) آن است. فلاسفه‌ی درگیر در این سنت البته شمایل بسیار متفاوتی با یکدیگر دارند و به‌انحاء مختلفی به چنین برنامه‌ای صورت می‌دهند. بااین‌وجود آنجا که پرسشی اساسی درمیان باشد (که بنحو جامع بیان شده) همانجا شاهد تولد لحظه‌ای فلسفی هستیم؛ لحظه‌ای که حول آن معانی بی‌شمار، متون نظری متنوع و انبوهی از متفکران گرد می‌آیند. در اینجا می‌خواهیم نکات اصلی چنین برنامه‌ای (که الهام‌بخش فلسفه فرانسوی قرن بیستم بوده) را خلاصه‌وار بیان کنیم:

1. تامل درباره‌ی جدایی مفهوم (concept) و وجود (existence) – و نه صرفاً مخالفت خام‌اندیشانه با این دوگانه. نشان‌دادن اینکه مفهوم شی‌ای زنده است: یک خلق، یک پروسه، یک رخداد و مانند آن. مفهوم مطلقا چیزی جدای از وجود نیست.

2. تداخل فلسفه با مدرنیته؛ که همچنین به معنای بیرون کشیدن فلسفه از مرزهای آکادمی و قرار دادن آن در جریان زندگی روزمره است. فلسفه می‌بایست با همه‌ی صورت‌های مدرنیته بیامیزد: مدرنیته جنسی (Sexual modernity)، مدرنیته هنری و مدرنیته اجتماعی.

3. رها شدن از تقابل [فرمال] میان فلسفه‌ی معرفت و فلسفه‌ی کنش (action) که در جدایی میان عقل نظری و عقل عملی فلسفه‌ی کانت تبلور یافته است. نشان دادن اینکه معرفت (حتی معرفت علمی) درحقیقت نوعی فعالیت عملی (practice) است.

4. قرار دادن فلسفه بشکل بی‌واسطه در عرصه‌ی سیاست، بدون طی طریق در کوره‌راه [آکادمیک] فلسفه‌ی سیاسی. ابداعِ آنچه می‌توان «مبارز فلسفی» (philosophical militant) نامید. سوق دادن فلسفه به یک فعالیت مبارزه‌جویانه در حال حاضر و نهادن چنین ایده‌ای در بطن هستی آن. نه‌تنها تأملی نظری درباره‌ی سیاست، بلکه یک مداخله‌ی سیاسی واقعی.

5. گرامیداشت مجدد مسئله‌ی سوژه؛ با طفره‌روی از مدل بازتابی (reflexive model) و بنابراین درگیری فعال با روانکاوی. (برای رقابت با روانکاوی و درصورت امکان بازنگری در آن)

6. ایجاد سبک جدیدی از تشریح فلسفی و ازاین‌رو  تنه به تنه‌ی ادبیات زدن. مخصوصاً احیای مجدد فیگور قرن هجدهمی فیلسوف-نویسنده (philosopher-writer) در شرایط حاضر.

این 6 مورد لحظه‌ی ظهور فلسفه‌ی فرانسوی، برنامه‌ی آن و نشانه‌ی جاه‌طلبی آن است. اگر می‌خواهیم این سنت را بهتر بفهمیم، می‌بایست به اصلی‌ترین میل (desire) آن توجه کنیم؛ چراکه هر هویتی برساخته‌ی یک میل است. میل اصلی سنت فرانسوی، چرخاندن فلسفه به فرم فعالی از نوشتن است که سوژه‌ای جدید و نوظهور را وساطت می‌کند. سنت فرانسوی در همین راستا تصویر رایج ما از فیلسوف بعنوان انسانی غرق در تأمل و کسی که فلسفه را حرفه‌ی خود ساخته از بنیاد دگرگون می‌سازد. فیلسوف را چیزی غیر از یک حکیم یا جانشین و رقیبی برای کشیش  می‌گرداند. در عوض فیلسوف می‌خواهد که به یک مبارز-نویسنده، هنرمندی در خدمت سوژه، عاشق خلاقیت و مبارزی فلسفی مبدل شود. این‌ها همه نام‌های متعددی است که می‌توان به میل اصلی فلسفه فرانسوی این دوره اطلاق کرد و این میل رانه‌ی اساسی فلسفه در این دوره بوده است؛ تمایلی که فلسفه می‌بایست آنرا در محدوده‌ی نام خویش عملیاتی سازد. این مطلب مرا به یاد عبارتی از مالرو می‌اندازد که «عظمت راهی است به سمت ناشناخته.»  اما در اساس لحظه‌ی فلسفی سنت فرانسوی در نیمه‌ی دوم قرن بیستم، مبیّن این بود که فلسفه می‌بایست راه‌هایی شناخته‌شده برای خویش را دنبال کند. باید طریقه‌ی آشنا را به سایر طرق ترجیح داده و کنش و مداخله‌ی فلسفی را فدای حکمت‌های عالمانه و تأملات نظری محض نکند. اگر امروز این فلسفه زیر ضرب قرار دارد بخاطر همین شانه خالی کردن از زیر بار حکمت و عقلانیت نظری (wisdom) است.

اما همین لحظه‌ی فلسفی سنت فرانسوی، بیش‌تر دل در گرو عظمت داشت تا خشنودی [از طی مسیر]. ما خواستار چیزی کاملاً غیر معمول – و مسلما پروبلماتیک – بودیم: میل ما این بود که ماجراجویان عرصه‌ی مفاهیم باشیم. ما مطلقا خواستار جدایی میان زندگی و مفهوم، و همین‌طور تبعیت بی‌چون و چرای وجود از ایده‌ها و هنجارها نبودیم. درعوض، ما می‌خواستیم که هر مفهوم برایمان نقش سیر و سلوکی را ایفا کند که درآن مقصد نامعلوم است. متاسفانه درپی هر دوره‌ی ماجراجویی، دوره‌ای از نظم و انضباط فرامی‌رسد؛ هرچند چنین چیزی کاملا قابل درک است.  در اینجا شاهد سویه‌ی دزدانه‌ی این فلسفه هستیم. سویه‌ای که [ژیل] دلوز آنرا کوچ‌گری (nomadic) می‌نامید. بااین‌حال هنوز «ماجراجویان مفهوم» (adventurers of the concept) بهترین فرمولی است که می‌تواند همه‌ی ما - فیلسوفان فرانسوی نیمه‌ی دوم قرن بیستم- را تحت یک نام متحد کند. من معتقدم که آنچه در این دوره رخ داد نهایتا چیزی نبود جز لحظه‌ای از یک ماجرای فلسفی.

 

published in New Left Review 35, September-October 2005.

http://www.lacan.com/badenglish.htm

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

اولیس جیمز جویس و چرخش شگرف راوی
نود و هشتمین نشست یکشنبه های انسان شناسی و فرهنگ