ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

شناخت بدنمند

تصویر: تصویر سه بعدی شبیه سازی شده نورون های مغزی (3D Forest of Neurons)


جسیکا لیندبلوم
برگردان: علیرضاامیری

پیوند دوباره مغز، بدن و جهان :
رهیافت بدنمند در علوم شناختی  در  خلال دهه 80 قرن بیستم  بعنوان واکنشی در مقابل صوری گرایی(فرمالیسم ) و محاسبه گرایی (دیدگاه پردازشی ) شکل می گیرد.  درحالیکه متخصصان علوم شناختی در آن زمان فرایند شناخت را درون جمجمه انسان و به صورت دستکاریها و دخل و تصرف نمادهای انتزاعی در نظر می گرفتند ،بدن را  هم تنها یک دستگاه درون داد و برون داد اطلاعات فرض می کردند . با این اوصاف رویکرد شناخت بدنمند  یک تغییر جهت اساسی در مطالعات علوم شناختی در نظر گرفته می شود . چراکه  مدعای رویکرد بدنمند این است که فرایندهای شناختی به تجاربی که از داشتن یک بدن با ظرقیتهای حسی حرکتی ویژه  حاصل می شود ، بستگی دارد. بدنی  که به طور مداوم  در میانکنش با جهان اطرافش است. بر این  مبنا نیزدر سالهای گذشته  نگرشهایی نه الزاما همسان در ارتباط با این  مساله شکل گرفته است . این نگرشها تحت عناوین مختلف همچون کنش بدنمند (والرا،تامپسون و بوش ، 1999)، شناخت بدنمند (کلارک ،1997).، هوش بدنمند (بروکس ،1999)، علوم شناختی بدنمند (کلارک،1997،1998،1999،2001 و فایفر و شایر   1999)،ذهن بدنمند (والرا ، تامپسون و بوش ،1999) ، هوش مصنوعی بدنمند (فرانکلین ،1997) معرفی شده اند . همانطور که درفنر (1999) اشاره می کند، مضمون مشترک این  رهیافتهای مختلف در شناخت بدنمند ، بازگرداندن و احیای  بدن در کانون مطالعات علوم شناختی،  تاکید بر میانکنش مابین عامل و محیط  ،تاکید براهمیت تجارب و تفاوتهای فردی ،حداقل به همان اندازه قوانین منطقی منفصل شده  و کاربرد یک دیدگاه کلی گرایانه در بررسی مساله شناخت می باشند . لذا در عوض نگاه به ذهن بعنوان آیینه جهان که در پارادایم محاسبه گرایی پیگیری می شود ،  برای نمونه کلارک (1997) از نقش مغز بعنوان کنترل کننده ای برای فعالیتهای بدنمند سخن می گوید . لذا ما نباید تفکر را از کنش بدنمند مجزا کنیم . اگرچه باید در نظرگرفت  که این دیدگاه کاملا جدید هم نیست .بلکه می توان از  آن  بعنوان توجه دوباره به ایده های  که در گذشته  توسط   افرادی همچون اوکسکول ،مرلوپونتی ، پیاژه  ، ویگوتسکی ، بارتلت  و دیویی   بسط یافتند  ،نام برد . این افراد بویژه  بر مبنای اصطلاحات امروز بر بدنمندی ، موقعیت مندی و تبیینهای زیست شناختی شناخت تاکید می کردند . هنگامیکه نقدها بر محاسبه گرایی جدی شدند و بر اساس شواهد تجربی نیاز به تبیینهای جایگزین احساس شد ،نظریات آنان از قبل بستری غنی  برای تحقیقات در این زمینه فراهم کرده بود . بر طبق نظر لیکاف  و جانسون ( 1999) نگاه به ذهن در محاسبه گرایی نه براساس نتایج تجربی ، بلکه بدنبال یک فلسفه تحلیلی پیشینی  شکل گرفته است . این در حالی است که  موقعیت در علوم شناختی بدنمند معاصر نسبتا متضاد است.  چراکه  نگاه بدنمند به ذهن بر اساس شواهد تجربی و نه منحصرا بر اساس فرضیات فلسفی حاصل می شود . اگرچه تاثیرات اساسی محققان اولیه را نمی توان نادیده گرفت و آنها  به طور قطع نشان می دهند که نظریات بدنمندی  ناگهانی و به یکباره پدیدار نشده اند . همانطور که لیکاف و جانسون(1999) خلاصه وار بیان می کنند:  
         ... در پدیدارشدن علوم شناختی نسل دوم ، هیچ گونه تعهدیا سرسپردگی به وجود یک مدل یا نظریه مشخص وجود نداشت ،بلکه تعهد به  پذیرش و مشروعیت طیفی گسترده از پدیدارها درحوزه های تجربی گوناگون، در ایجاد یک علم شناختی موقعیتی بدنمند مدنظر بود . این دستاوردهای محسوس نه پیشبینی هایی که پیشاپیش انجام می شوند ،  بلکه یافته های تجربی بودند . آنها در حقیقت ،کاملا غیرقابل انتظارهم بودند ... 
جورج لیکاف زبانشناس و مارک جانسون فیلسوف(1980) برای مثال بیان می کنند  که مفاهیم انتزاعی  استعاره هایی از مفاهیم بدنی و فیزیکی هستند . مارک جانسون (1987) بعدها این بحث را مطرح می کند که معنا، فهم و عقلانیت انسان نتایج تجربه بدنمند بودن در جهان است .وی برای نمونه به  استعاره هایی اشاره می کند  که از خلال تجربه بدنمند ساختارهای بدن فردی انسان شکل می گیرند. همچون جاذبه زمین که دلالت دائمی برای مفاهیم بالا و پایین در زبان و شناحت انسان دارند . در همان سال لوسی ساچمن (1987) انسانشناس کتاب مهم طرحها و کنشهای موقعیتی  را منتشر می کند که در آن بر تاثیر پراهمیت تر  شرایط زودگذر محیط در یک موقعیت  نسبت به بازنمایی های درونی  تاکید می کند . از نظر وی همه فعالیتها ، حتی تحلیلی ترین آنها از اساس انضمامی و بدنمند هستند . 
 توجه به بدنمندی در تحقیقات هوش مصنوعی  نیز با آغاز مدل سازی هوش از یک چشم انداز پایین به بالا (صعودی)  همراه است (برای مثال بروکس ،1986،1991،1999).  این رویکرد جدید  که از  آن بعنوان  هوش مصنوعی جدید  یاد می شود  ، فرصتی فراهم می کند که شاهد  اجرایی کردن و  مدل سازی بر اساس ایده ها و نظریات قدیمی تری  به شیوه ای باشیم که امکان آن در گذشته میسر نبود .  در این میان  می توان به رادنی بروکس بعنوان یکی از پیشگامان مطالعات برمبنای  این رویکرد اشاره کرد  . تمرکز عمده وی بر چالشها ی عملکردی رباتها و مواجهات آنها در جهان واقعی است . از نظر وی موقعیت مندی و بدنمندی دو سنگ بنای رهیافت جدید در ساخت و مهندسی هوش هستند . او این دو مفهوم را به صورت زیر توصیف می کند :
موقعیت مندی : رباتها در جهان موقعیت مند می شوند . آنها با توصیفات انتزاعی سروکارندارند .بلکه اینجا و اکنون جهان است که مستقیما رفتار سیستم را تحت تاثیر قرار می دهد .
بدنمندی: رباتها دارای بدن هستند و جهان را مستقیما تجربه می کنند .اعمال آنها بخشی از پویایی و فعل و انفعالات در ارتباط با جهان و بازخورد آنی حواسشان [قوای تحریک پذیرشان ] می باشد . (بروکس،1991)
 دستاورد تغییر به سمت یک رهیافت بدنمند در قلمرو تحقیقات هوش مصنوعی ، در راستای نقش چالش برانگیز رباتهای سیاری  بود  که در میانکش با محیط قرار می گیرند . کلارک (1997) برای نمونه یک عامل خودمختار را بعنوان موجودی مستعد بقا ، کنش و حرکت در یک زمان حقیقی (بی درنگ و آنی) و در یک محیط پیچیده و تا حدودی طبیعی توصیف می کند . لذا ، می توان گفت که هدف  تحقیقات در ارتباط با نظرگاه  جدید در زمینه هوش مصنوعی  تسهیل  کار بر روی مدل سازی از هوش انسان بود . بدین منظورهم با تمرکز بر بنیانهای مرتبط با بقا همچون میانکنش های  بی درنگ و ادغام  کارکردهای حسی –حرکتی ازعاملهایی ساده تر از انسانها یعنی رباتها   آغاز کردند . دلیل دیگر برای ساختن عاملهای خودمختار از یک چشم انداز مهندسی  نشات می گرفت . برای مثال ، سازمان ملی هوانوری و فضایی در آمریکا (ناسا) در صدد ساخت رباتهای سیال خودتنظیم شونده ای بود  که برای جمع اوری و انتقال اطلاعات از دیگر سیارات به آنها نیاز داشت . درحالیکه شیوه سنتی طراحی هوش مصنوعی برای اکتشافات فضایی مناسب به نظر نمی رسید ، چراکه رباتها باید تنها با اتکا به خود عمل می کردند و کنترل آنها از زمین مقدور نبود .بر این مبنا چالشهای ساخت چنین رباتهای سیالی شبهاتی درباره رهیافت قدیمی برای طراحی و مدل سازی رفتار انطباقی و هوش  ایجاد کرده بود . (کلارک ، 1997) . رباتهای باصطلاح رفتار-محور  بروکس که از خلال  تجزیه و تحلیل براساس فعالیت  طراحی شدند ، در واقع رباتهایی بودند که  در عوض تجزیه کارکردها مجهز به  زیرسیستمهای مستقل  بودند و برنامه ریز مرکزی برای کنترل رفتار ربات  نداشتند. این زیر سیستمهای مختلف به طور مستقیم با یکدیگر در تعامل نیستند ، بلکه برای انجام وظیفه و مسئولیت خود در رقابت با یکدیگرند.  این امر  از خلال حسگرهایشان و ازطریق میانکنشهایشان با محیط خارجی خاصل می شود . نتیجه آن نیز پدید آمدن یک رفتار انطباقی  می باشد . از نمونه های چنین عاملهای رباتیکی می توان به   سوسک مصنوعی ،پریپلانتاکامپیوتاتریکس   (بیر و چیل  ،1993) و ربات سیارجمع آورقوطیهای سودا ،هربرت،  (کانل  ،1989) اشاره کرد .
امروزه تعداد بسیاری از محققان در زمینه علوم شناختی و هوش مصنوعی  بدنمند بودن را ویژگی اصلی برای هوش هم در انسان و هم در سیستمهای مصنوعی می دانند . اگرچه در اینجا یک پرسش مطرح می شود . بدنمند بودن  شناخت انسان  ،دقیقا چه معنایی می دهد ؟ آیا انسانها بعلت ماهیت فیزیکی اشان ، ماهیت پدیدارشناختی اشان و تاریخ بیولوژیکی/فرگشتی خود بدنمند هستند؟ یا تاریخ اجتماعی و رشد فردی اشان؟


منبع:
Lindblom , G. (2007). “Minding the Body : Interacting socially through embodied action “doctoral dissertation. Retrievedfrom www. diva- portal. org/smash/get/diva2:23965

این مقاله در چارچوب مباحث کارگاه های تخصصی ترجمه انسان شناسی و فرهنگ منتشر شده است.

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

روشی اخلاق‌مند و یکپارچه برای زندگی: از بی‌مکان‌ها...
معرفی کتاب: هانری لوفبور: سیاست‌های فضایی، زندگی ر...

Related Posts