ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

پنجره ای رو به دنیا (2)

ادوارد سعید، ترجمه نگار شیخان
مهمترین تاثیرات جورج بوش، پنتاگون و شورای ملی امنیت کار بر روی افرادی مثل برنارد لوییز و فوآد عجمی بود، متخصصان دنیای اسلام و جهان عرب که به آمریکایی را کمک می کردند تا این پدیده نامعقول به عنوان ذهنیت عرب و افول جهان اسلام در طول قرن ها که تنها قدرت آمریکایی می توانست آن را وارونه کند. امروزه کتاب فروشی ها در آمریکا باریکه های نخ نمایی را که عناوینی را در مورد اسلام و تروریسم مطرح می کنند را ارائه می دهند، و نیز تهدید اعراب، و اسلام، که همه این موارد توسط مباحثه کنندگان سیاسی که وانمود می کنند که دانش منتشر شده توسط متخصصانی که فرضا به قلب این افراد شرقی عجیب نفوذ کرده اند منتشر شده است. سی ان ان و فاکس، هم به همراه هزاران مجری رادیو، چکیده ها و روزنامه های بیشمار و حتی مجله های متوسط، همین قصه های نادرست را دوباره و دوباره منتشر کرده اند و آنقدر این تعمیم کلی و بزرگ را ارائه داده اند که "آمریکا" را بر علیه شیطان و روح پلید خارجی تحریک کرده است.
بدون یک حس خوب سازمان یافته که افراد در آنجا شبیه "ما" نیستند و قدر ارزش های "ما" را نمی دانند- هسته اصلی عقاید تعصب آمیز نسبت به شرق- این است که در آن صورت دیگر جنگی برای آن ها وجود نداشت. مشاوران آمریکایی در پنتاگون و کاخ سفید کلیشه های مشابهی را به کار می برند، توجیه های مشابهی را برای قدرت و خشونت (بعد از همه این ها، قدرت تنها زبانی است که آن ها می فهمند) به عنوان متفکرانی که به صورت فهرست وار ذکر شده اند توسط فاتحان ژرمن مالزی و اندونزی، ارتش بریتانیایی انگلستان در هند، مقدونیه، مصر، غرب آفریقا، ارتش فرانسه در شمال آفریقا و هند و چین. این افراد در عراق توسط تمامی ارتش مقاطعه کاران خصوصی و موسسان پیشقدم مشتاق حمایت نشدند که بخواهند در همه کارها از نوشتن متون درسی تا قانون اساسی و از مدل سازی دوباره وضعیت سیاسی عراق تا صنعت نفت /ان از آن ها تاسی بگیرند.
هر امپراطوری در گفتمان رسمی خود بیان کرده است که شبیه دیگر قدرت ها نیست، که شرایط خاصی دارد، که ماموریتی برای روشنگری، ایجاد تمدن، ایجاد نظم و دموکراسی دارد، و اینکه قدرت را تنها به عنوان آخرین حربه مورد استفاده قرار خواهد داد. و، با کمال تاسف، همچنان همسرایان و متفکران علاقه مند به گفتن کلماتی آرام بخش در مورد امپراطوری های خوب و یا نوعدوستانه به گوش می رسد.
بیست و پنج سال بعد از چاپ کتاب من، شرق شناسی، دوباره این پرسش مطرح شد که آیا امپرالیسم مدرن هیچگاه پایان یافته یا نه، و یا اینکه از زمان ورود ناپلئون به مصر در شرق یعنی حدود دویست سال پیش همچنان ادامه داشته است.. به اعراب و مسلمان ها گفته شده که مطالعه قربانی و بحث در مورد غارت امپراطوری در حال حاضر تنها راه های از بین بردن مسئولیت هستند. شرق شناسان کنونی بر این باورند که شما شکست خورده اید، که شما اشتباه می کنید. این البته کمک نایپول به ادبیات بوده که قربانیان امپراطوری ناله می کنند در حالیکه کشور به دست سگ ها می افتد. اما این چه محاسبه سطحی از یک تعدی امپریالیستی است، و چقدر آرزوی کوچکی دارد که می خواهد در مقابل سال های متمادی و طولانی ای که امپراطوری توانسته از طریق راه های خود زندگی کنند را بگیرد مثل زندگی فلسطینی ها، کنگوها، ساکنین الجزیره و یا عراقی ها.
به آن جمله ای که با ناپلئون شروع شد فکر کنید، که با بالا رفتن مطالعات شرق شناسی و با غلبه بر شمال آفریقا ادامه پیدا کرد، و منجر به دستاوردهایی مشابه در ویتنام، در مصر، در فلسطین شد و در طی قرن بیستم، در تلاش برای کسب نفت و کنترل راهبردی در خلیج، در عراق، در سوریه، فلسطین، و افغانستان. سپس به بالا رفتن حرکت های ملی گرایی ضد امپرالیسم فکر کنید، در طی دوره کوتاه استقلال لیبرال ها، دوره کودتای نظامی، قیام، جنگ داخلی، تعصب اسلامی، تلاش های نامعقول، و خشونت های مصالحه ناپذیر بر ضد آخرین گونه از "ساکنین". هر کدام از این دوره ها و زمان ها دانش مخدوش مرتبط با خود را ایجاد کرده است، تصاویری کاهنده، و مجادله ای.
ایده من در کتاب شرق شناسی کاربرد نقد انسانی برای گشودن حوزه هایی از تلاش بود برای معرفی ترتیبی طولانی تر از تفکرات و تحلیل های قابل جایگزین مجادله آمیز، و پایان دادن به خشمی که ما را در خود زندانی می کند. من آنچه را که می خواستم به انجام برسانم "انسانیت" خواندم، کلمه ای که  با لجاجت تمام و علی رغم تمامی عدم پذیرش های همراه با استهزاء این کلمه توسط منتقدان پیچیده پسا مدرن. منظور من از  "انسانیت" اول از همه تلاش برای محو کردن "..." بلیک است به طوری که بتوان ذهن یک فرد را به صورت تاریخی و عقلانی برای اهداف درک متفکرانه و بازتابنده به کار گیریم. علاوه بر این "انسانیت" با یک حس جمعی به همراه دیگر مفسران و دیگر جوامع و دوره ها پایدار می شود: بنابراین در یک صحبت دقیق: مفهومی به عنوان یک انسان منزوی و مجرد وجود ندارد.
از این رو، درست است که بگوییم هر حوزه و دامنه مطالعاتی با هم مرتبط هستند، و اینکه هیچ چیزی که اکنون در دنیای ما جریان دارد هیچگاه منزوی و جداگانه نبوده و بی تاثیر از نفود خارج. ما نیاز داریم تا در مورد مسائلی مثل عدالت صحبت کنیم و رنج در درون بافتاری که بیش از حد در واقعیت تاریخی، فرهنگی و اجتماعی-اقتصادی تنیده شده است. من بخش اعظم زندگی خود را در طی 35 سال گذشته صرف حکایت از حق فلسطینی ها برای تعیین هویت ملی خود کرده ام، اما همواره کوشش کرده ام که اینکار را با توجه کامل به واقعیت یهودیان و اینکه آن ها نیز از همین نسل کشی و آزار و اذیت رنج بره اند انجام دهم. برترین چیز کشمکش برای برابرای در اسرائیل/ فلسطین باید به سمت هدف انسانی متمرکز باشد، یعنی، هم زیستی، و نه دیگر سرکوب و انکار آن.

منبع: گاردین

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

معرفی کتاب «اسطوره تهران» اثر جلال ستاری
نشست صد و دهم: بررسی اجتماعی فرهنگ «کولی» در خراسا...

Related Posts