ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
مجله جهان کتاب شما هنوز بیوگرافی پیش فرض ندارید

کتاب‌فروشی‌های دهه‌ی 1350

ادامه خواندن

حق معنوی مؤلفان در فضای مجازی

لاله معرفت*

ادامه خواندن

چگونه کتابی مناسب برای آشنایی با فلسفه انتخاب کنیم؟

 

ادامه خواندن

کرمانشاه، شهرِ شگرفِ ماه

ادامه خواندن

ما ملّت عشقیم!

ادامه خواندن

جامع‌ترین طومارِ نقّالیِ شاهنامه

ادامه خواندن

داروینیسم بازار در شهر

ادامه خواندن

‍ شماره جدید «جهان کتاب» منتشر شد

ادامه خواندن

روزگار زیدآبادیِ جوان


معصومه علی‌اکبری از سرد و گرم روزگار. احمد زیدآبادی. تهران: نشر نی، 1396. 286 ص. «آب قنات در قلعة مظفرخان به‌آرامی جریان داشت. تابستان بود و توت‌های درشت و رسیده یکی پس از دیگری از بلندای درختان کهنسال به روی آب می‌افتادند و بر سطح آن شناور می‌شدند. پسرک سه‌ساله روی کُت‌پله - جایی که آب از جوی روباز به تونلی سربسته از نای وارد می‌شود - دراز کشیده بود و با فروبردن سرش به عمق جوی، در انتظار رسیدن دانه‌های شیرین توت به قصد شکار آن‌ها بود. در آن لحظه هیچ‌کس در قلعه نبود. مادرش برای جمع‌آوری هیزم به باغ پستة امیرآقا رفته بود و خواهرانش هم در پستوهای نمور و تاریک به قالی‌بافی مشغول بودند. پسرک با نخستین تقلا برای شکار دانه‌های توت با سر به عمق آب فرورفت. جریان آب او را به کُت‌پله کشاند و از چشم هر ناظر احتمالی پنهان کرد. آن روز نوبت آبیاری...
ادامه خواندن

دوران رونق کتاب‌های عامه‌پسند


  «چگونه امیلی برونته هم‌نشین میکی اسپیلین شد»  لوئیس منند ترجمة سعید پزشک آن روزهایی که مردم مجبور بودند برای خریدن چیزهایی که نیاز داشتند از خانه بیرون بروند، بزرگ‌ترین معضل در کسب‌وکار نشر مغازة کتاب‌فروشی بود. کتاب‌فروشی به تعداد کافی وجود نداشت. کتاب‌فروشی‌ها در شهرهای بزرگ تجمع کرده بودند و بسیاری از آن‌ها درواقع فروشگاه‌هایی برای فروش هدیه بودند با تعداد محدودی کتاب‌های مشخص برای فروش. ناشران بیشتر کتاب‌هایشان را از طریق سفارش‌های پستی و یا باشگاه‌های کتاب به فروش می‌رساندند. این سیستم توزیع خلاف آن چیزی بود که مردم لذّت خرید می‌دانستند، یعنی ورق زدن و انگیزه یافتن برای خرید. ناشران کتاب در آن دوران چندان علاقه‌ای به خود کتاب نداشتند. مهارت آن‌ها در تجارت بود. هرسال تعداد مشخصی از عناوین را چاپ کرده و برای آن‌ها تبلیغ می‌کردند. از این عناوین، هر تعدادِ ممکن را می‌فروختند و سال بعد همین کار را تکرار می‌کردند. بعضی‌اوقات کتابی تجدیدچاپ...
ادامه خواندن

داستان فرهنگ هانس وِر


محمد جواهرکلام تلاش رایش سوم (آلمان نازی) برای ترجمۀ کتاب نبرد من به عربی، سرانجام به زاده شدن مشهورترین واژه‌نامۀ جهان، یعنی فرهنگ هانس وِر انجامید. نازی‌ها در دهۀ 1930 با دست بُردن در ترجمۀ عربی نبرد من، بعضی اصطلاحات کتاب هیتلر را تغییر دادند و شروع به فروش این ترجمۀ تحریف‌شده در کیوسک‌های روزنامه‌فروشی‌های عربی کردند. آنچه می‌خوانید خلاصۀ گزارشی است که «می دودن» در یکی از سایت‌های اینترنی عربیِ آلمان راجع به این ماجرا نوشته است. در بهار 1934 فریتس گروبا، سفیرِ وقت آلمان در عراق نامه‌ای به دفتر وزارت خارجۀ آلمان در برلین نوشت که یک روزنامۀ عراقی شروع به چاپ قسمت‌هایی از کتاب نبرد من هیتلر به عربی کرده است. او در آن نامه از آن دفتر خواست که این قسمت‌ها را جمع‌آوری کند و با کمک مالی خود، آن‌ها را در قالب کتابی گردآورد. این چیزی بود که نازیسم در مورد تمام نشریه‌هایی که در...
ادامه خواندن

رسالتی دشوار بر دوش ترکمن‌‏نامه


ترکمن ‏نامه (فصل‏نامه اجتماعی، فرهنگی و ادبی)، سال اول. شماره اول. بهار 1397 شمسی. سابقه چاپ نشریه توسط ایرانیان ترکمن عمدتاً با تحرکات گروه‏های چپ مارکسیستی همچون هواداران حزب توده گره خورده است. هنگامی که احمد قاسمی در اواسط دهه بیست نشریه ندای‏ گرگان را منتشر می‏کرد، فعالان ترکمن هم به ضمیمه آن، نشریه ترکمن‏ سسی را به چاپ می ‏رساندند. نشریاتی نظیر ایل‏گویچی در سال‌های پس از انقلاب را نیز باید در یک چنین چارچوبی نگریست. با روی کار آمدن دولت اصلاحات در سال 1376 خورشیدی دور جدیدی از فعالیت‏های مطبوعاتی در نواحی ترکمن‏ نشین آغاز شد که نقطه عطف آن نشریه صحرا بود. پس از آن یک رشته نشریات چون یاپراق، فراغی، آق‏یول و گل ‏ِصحرا پدید آمدند. فصل‏نامة ترکمن‏نامه را می‏توان آخرین حلقه از این رشته مطبوعات در منطقة گرگان‏ ودشت به حساب آورد. همان‌گونه که آنادُردی عنصری سردبیر این نشریه در نخستین شماره این فصل‏نامه یادآور...
ادامه خواندن

انتشار شماره جدید مجله «جهان کتاب»


  شماره جدید «جهان کتاب»همزمان با برپایی نمایشگاه کتاب تهران منتشر شد: سال بیست و چهارم. شماره 1 و 2 فروردین - اردیبهشت ۱۳۹8 84 صفحه. 20000 تومان. این شماره با یک نامه‌ از پرویز دوائی آغاز می شود: «از وقتی تو رفتی ...». سپس داستانی با نام «هنر جایی دیگر» آمده است نوشته اَلی اسمیت، ترجمه پرتو شریعتمداری. از مقاله‌های نقد و بررسی کتاب در این شماره، عنوان‌های زیر را می‌شود نام برد: «روایتی بی‌جاساز از ناسیونالیسم ایرانی» از سیّد فرزاد نعمتی که نقدی است بر کتاب پیدایش ناسیونالیسم ایرانی: نژاد و سیاست بی­جاسازی نوشته رضا ضیاء‌ابراهیمی، ترجمه حسن افشار. «پیشینه‌ای چه شگرف و چه باشکوه!» از عزّت‌الله فولادوند دورودی به بررسی کتابِ از گذشته‌های ایران تألیف ژاله آموزگار  اختصاص دارد. «سایه اسطوره» نوشته افشین معاصر نقدی است بر کتاب اسطوره و نماد در ادبیات و هنر: گفت‌وگو با جلال ستاری/ ابوالقاسم اسماعیل‌پور مطلق و فروغ اولاد. داریوش به‌آذین...
ادامه خواندن

بی‌معنایی معنا


محمد امجدی در شماره 346 جهان کتاب مطلب مختصر اما مهمی درج شده بود با عنوان «مقصر اصلی کیست؟ ناشر یا مترجم؟» به قلم آقای رحمان افشاری که حرف دل بسیاری از خوانندگان و دوستداران کتاب را بیان می‌کرد. متأسفانه همۀ ما - هرقدر هم که در امر کتاب خبره باشیم- گاه «کتاب»هایی خریده‌ایم که چنان نواقص و ایرادهای اساسی‌ای داشته‌اند که به‌کل از درجۀ اعتبار ساقط بوده‌اند و از خرید آن‌ها به‌جز احساس غبن و فریب‌خوردگی چیزی عایدمان نشده است. چنان‌که نویسندۀ مقاله تأکید کرده است در این گونه موارد قطعاً این ناشر است که باید مسئول تلقی شود و جبران خسارت مادی و معنوی خواننده با اوست؛ اما این‌که چگونه می‌توان ناشران را پاسخگو کرد، بحث مهمی است که مستلزم وجود قوانین و مقررات صنفی است و مسئولان امور ازجمله اتحادیۀ ناشران و کتابفروشان و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید در این زمینه وارد عمل شوند. در...
ادامه خواندن

در بزرگداشت جیان‌روبرتو اسکارچیا


ایران‌شناس ایتالیایی فرید قاسملو* بیست و چهارم تیرماه 1397 برابر با اول جولای 2018 جیان‌روبرتو اسکارچیا، ایران‌شناس پرکار و یکی از دوستداران فرهنگ ایرانی در رُم چشم از جهان فروبست. او متولد 11 مارس 1933 / 20 اسفند 1311 در رُم و شاگرد آلساندرو بوسانی دیگر ایران‌شناس ایتالیایی بود و ایران را از طریق بوسانی شناخت. نخستین تحصیلات عالی استاد اسکارچیا در شهر رُم و در رشتۀ حقوق بود. او در 1955 / 1334 در این رشته از دانشگاه «ساپینزا» کارشناسی خود را گرفت؛ اما به‌تدریج با شرق و از آن میان با ایران آشنا شد و تحت تأثیر بوسانی مطالعات خود را بر ایران و اسلام متمرکز کرد. او در 1970 /1349 در همین دانشگاه نخستین درس‌های خود را دربارۀ ایران و تمدن اسلامی ارائه داد. پیش از آن استاد اسکارچیا با استفاده از بورس دولت ایران سفری به ایران کرد و در دانشگاه تهران به فراگیری زبان فارسی...
ادامه خواندن

تجربه وایمار: نوزایی پس از فروپاشی


تاریخ مختصر جمهوری وایمار. کالین استورر. ترجمۀ حسن افشار. تهران: نشر مرکز، ۱۳۹۶. ۲۷۰ ص. مصوّر. ۳۳۵۰۰۰ ریال. «جمهوری وایمار» تجربه تاریخیِ تشکیل حکومت ملّی و دمکراتیک پس از یک شکست و فروپاشی بزرگ است.  آلمان، در پی ناکام ماندن جاه‌طلبی‌هایش در جنگ جهانی اول –که خود در برپایی آن نقش تعیین‌کننده داشت - تسلیم بی‌قید و شرط را پذیرفت. آلمانی‌ها در نوامبر ۱۹۱۸ در برلین اعلام جمهوری کردند. فریدریش اِبِرتِ سوسیال‌دمکرات صدراعظم شد و قیصرِ جاه‌طلب و منفور مجبور به استعفا. اعلام جمهوری در آلمان درواقع واکنشی بود به شورش سراسری مردم علیه جنگ و مصائبی که بر آن‌ها تحمیل کرده بود. تلاشی بود برای پیشگیری از تندتر شدن اعتراضات و پیوستن توده‌ها به حرکت‌هایِ انقلابیِ کمونیستی که از الگوی قیام بلشویک‌ها در روسیه پیروی می‌کرد. این جمهوری که به واسطة گشایش مجلس ملّی و تصویب قانون اساسی جدید در وایمار به نام آن شهر خوانده می‌شود تا ۱۹۳۳...
ادامه خواندن

شماره جدید «جهان کتاب» منتشر شد


سال بیست و سوم آذر _ دی ۱۳۹۷ 86 صفحه. 20000 تومان. این شماره طبق معمول با نامه‌ای از پرویز دوائی آغاز می‌شود که عنوان آن چنین است: «... پیش از دَمِ صبح» . سپس داستانی به نام «رپانزل، رپانزل» از جین ریس با ترجمهٔ پرتو شریعتمداری آمده است. «هر کسی از ظنّ خود شد یارِ تصحیح شاهنامه» از سجّاد آیدنلو نقدی است بر کتاب از گمان خویش هر کس یار فردوسی (جستاری چند دربارۀ فردوسی و شاهنامه)/ عبّاس پریش‌روی. بخش نخست مقالة «نقد و بررسی دو طومار نقالی» از محمد جعفری (قنواتی) در پی آمده است که به دو اثر اختصاص دارد: طومار نقالی شاهنامه (بر اساس دستنامة مورخ ۱۱۳۵ ه. ق. کتابخانة شادروان مجتبی مینوی)/ به‌کوشش سجادآیدنلو و طومار جامع نقالی شاهنامه (طومار جامع قجری به قلم محمد شریف نایگلی)/ به‌کوشش فرزاد قائمی. «همراهی قصه و جامعه» مقاله‌ای است از آذر تشکر که به تحلیل جامعه‌شناختی اثر ادبی...
ادامه خواندن

جهان کتاب


  جهان کتاب 354-352 سال بیست‌وسوم. شمارة 6 - 8. شهریور - آبان 1397 بر بال بادها/ پرویز دوائی میریام/ ایوان کلیما، ترجمة رضا میرچی چاق و لاغر کتاب/ احمد اخوّت * همه‌مان باختیم دُرنا/ زری نعیمی تهران، تبریز، پِرلاشِز/ امین فقیری غروب ستارة شامگاهی/ حمید نامجو روایت‌هایی کوتاه از زندگی، آدم‌ها و.../ فرّخ امیرفریار گردآوریِ درازدامن و پُرکاستی/ مهدی فیروزیان بررسی ساختارهای عمومی هنر/ مریم مشرّف سلوک کتابداری/ یاشار هُدایی شناختِ‌حافظ با حافظ‌شناخت/ محمود ظریفیان رسالتی دشوار بر دوش ترکمن نامه/ مصطفی نوری دانشنامة اقتصاد نقش تاریخی روشنفکران/ معصومه علی‌اکبری تجربة وایمار: نوزایی پس از فروپاشی/ مجید رُهبانی * از زبان شاعران مرگ سیلویا: شعری از آن سِکستِن/ ترجمة سهیلا صارمی هوشنگ آزادی‌ور به‌مثابه شاعر فاعلن فاعلن فاعلن فع!/ کامیار عابدی در بزرگداشت جیان‌روبرتو اسکارچیا / فرید قاسملو کاوش در شرق‌شناسی نوین و نومحافظه‌کاری/ گفت‌وگوی عظیم طهماسبی با فخری صالح، ترجمة علی‌اکبر ملایی بی‌معنایی معنا/ محمد امجدی کذّاب کبیر:...
ادامه خواندن
ویژه

شمارهٔ تازهٔ «جهان کتاب» منتشر شد


  جهان کتاب سال بیست و سوم شهریور _ آبان ۱۳۹۷ 110 صفحه. 20000 تومان.   شمارهٔ تازهٔ جهان کتاب، پس از تاخیری ناخواسته - به سبب کمیابی و گرانی بی‌سابقهٔ کاغذ - سرانجام منتشر شد.   این شماره با نامه‌ای از پرویز دوائی آغاز می‌شود: «بر بال بادها». خاطره‌ای است از سیر آفاق نویسنده، در کودکی و بالای پشت‌بام خانه، با آینه و کتاب و پاکت تخمهٔ سیاه… «از دوردست آسمان آن صدای خُرخُر آشنا بلند بود. سر را بلند و کف دست را سایبان چشم‌ها می‌کردم و نگاه را در آسمان چرخ می‌دادم. طیّاره‌های قشنگ نقره‌ای دوباله از حالا توی آسمان پراکنده شده بودند، مثل کبوترهای سفیدی که بعضی‌ها از سرصبح هوا می‌کردند، می‌پریدند و پشتک و وارو می‌زدند که دل آدم فرومی‌ریخت، و زیر بالشان یک‌لحظه برق می‌زد.... طیّاره در آن دوره معنی ساده‌اش، به شکل آرزوی ... فرار از کوچه و خانه و مدرسه بود. کلاغ...
ادامه خواندن

جهان کتاب شمارۀ 341 مهر1396 منتشر شد


    این شماره، با نامه‌ای از پراگ آغاز می‌شود: «عروسک چینی...» به قلم پرویز دوائی. در آن می‌خوانیم: «...آن روز خوش‌هوا که ما داشتیم از جلوی بساط این آقا رد می‌شدیم- یعنی از مقداری دورتر - آهنگِ (برای ما) بسیار آشنا و اصلاً محرم و مأنوسی را شنیدیم مربوط به زمینه‌های زندگی عاطفی نوجوانی ما، که باهاش یک سابقة طولانی قشنگی داشتیم، که حکایتش مفصل است و بماند... آهنگ ما را  گرفت و کشید و آورد جلوی آقای نوازنده متوقف کرد و در آن لحظه آقاهه ساز را کنار گذاشت و آواز سر داد. بگو چه آوازی؟ «عشق چیز پُرشکوهی است...»  مال آن فیلم قدیمی قشنگ سوزناک لطیف (در تهران: «تپة وداع»)، از آن نوع فیلم‌هایی که با سِیل زمانه رفت و مُرد و دود شد. با سازنده و بازیگرها و سینمای نمایش‌دهنده و تماشاگرانش حتی... این آهنگ را، یعنی آوازش را آقاهه سر داده بود که انگ مقارن...
ادامه خواندن
برچسب ها: